و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده ‏و رحمه                از جمله آيات الهى اين است كه از جنس خود شما همسرانى براى شما آفريد تا دركنار آنها آرامش بيابيد;         وبلاگ خانواده درماني را به عنوان هديه ازدواج به عزيزانتان معرفي كنيد             اين صفحه محتوي ده مطلب آخر ميباشد براي مشاهده باقي مطالب به لينك آرشيو مطالب گذشته مراجعه كنيد      و در انتها اينكه نظراتتون رو از ما دريغ نكنيد (به عبارتي نظر يادتون نره ) چشم انتظاري بد درديه

چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٢

سرد مزاجی زنان

ناگفته های زناشويی :

بر طبق نظرخواهيها , نيمى از همسران از روابط زناشويى خويش خرسند نيستند و اغلب آنـان نـه عـلـت نـاكامى خود را مى دانند نه چاره آن را.
تنها همين قدر مى دانند كه اين رابطه در زندگى آنان عشق آفرين نيست و بيشتر يكجانبه است .
تصور بيشتر مردان بويژه در ميان جوامع شرق ايـن اسـت كه زنان به برقرارى روابط زناشويى بى علاقه اند.

  اين بخش , عوامل سردمزاجى بانوان و راه آسان درمان آن را يادآور شده و ثابت كرده ايم كه اگـرزنان و مردان متاءهل در اين موضوع از يكديگر راضى باشند اميد مى رود كه در موارد ديگر با هـم اخـتـلاف پـيدا نكنند و بعكس , اگر در اين زمينه ميان خود جاذبه و تفاهمى نبينند, بيم آن مـى رود كـه سرانجام , زندگى آنان دچار مشكلات ناخواسته شود.
به گفته كسى : (( وقتى رابطه مـن و هـمسرم خوب است ساير عوامل فشارآور [ زندگى ] ناپديد مى شود, اما اگر روابط ما حسنه نباشد حتى گربه خانه ما هم توليد استرس (فشار روانى و عصبى ) مى كند))

     جفت بايد بر مثال همدگر            در دو جفت كفش و موزه در نگر

 گر يكى كفش از دو تنگ آمد به پا        هر دو جفتش كار نايد مر تو را 

ناگفته های بانوان :

(عوامل روانى و عاطفى بى ميلى جنسى ) در مـيان عوامل بى ميلى زنان به همبسترى , عنصر تغذيه و وراثت را نمى توان ناديده گرفت ولى عـوامـل روانـى و عاطفى بيش از امور ديگر مؤثر است .
به همين منظور در اين بخش , نخست اين موضوع رادنبال خواهيم كرد.
نـبـايـد فـرامـوش كـرد كـه زن و مرد در اظهار مشكلات خانوادگى و جنسى خود به يك شيوه رفـتـارنـمـى كـنـند.
از آنجا كه مردان شرم و حياى كمترى دارند مسائل خود را به طور علنى با دوستان و آشنايان مطرح مى كنند و از يكديگر راه چاره مى جويند, ولى زنان اغلب درباره اين قبيل امـور بـه هـيـچ كـس حتى به محارم خود چيزى نمى گويند.
بنابراين تنها نشانه اى كه مى توان از طـريـق آن بـه خرسندى يا ناخرسندى آنان در موضوعى پى برد  رفتار آنهاست .
به همين دليل اگـر شـوهـر كـم تجربه وساده انديشى داشته باشند بزودى به مشكل آنان پى نخواهد برد و سالها اندوه و نارضايتى ايشان طول خواهد كشيد و شناخته و درمان نخواهد شد.
مـردان زيـرك آنـهـايند كه بخشى از اوقات روزانه خود را در اين باره مى انديشند, يعنى پيرامون رنـجها وآرزوهاى بجايى كه همسرانشان در دل دارند و معمولا ناگفته در نهان ايشان باقى مانده است .
ما در ذيل به امورى چند اشاره كرده ايم كه در بى ميلى زنان به همبسترى فوق العاده مؤثر است .

كامروا نشدن از همبسترى :

ايـن امـر يـكـى از عـوامـل تـمـكـين ناپذيرى زنان است .
شايد بيشتر مردان متاءهل , بخصوص در سالهاى آغاز زندگى , براحتى نپذيرند كه از آيين همبسترى اطلاعات ناقصى دارند.
البته بسيارى از اين مسائل را نمى توان به طور طبيعى در سالهاى نخست زندگى دريافت يا حتى ضمن مطالعه و گفتگو با افرادبدانها دست پيدا كرد.
بر اساس اظهارات بانوان معلوم شده كه سبب سرد مزاجى نيمى از آنان همين عامل كامروا نشدن ازهمبسترى است .
آنها به موجب نا آشنايى همسرانشان با اصول زن دارى و برقرارى روابط جنسى , چـه بسا هيچ مفهومى از اين روابط در ذهن نداشته باشند, بلكه آن را عملى حيوانى , غير بهداشتى ومشمئز كننده بدانند كه جز اتلاف وقت ثمرى ندارد.
اشـكال اصلى به طرف مقابل آنها يعنى به مرد مربوط مى شود كه بايد وظايف خود را بداند, زيرا از زنـان انـتـظـار نـمى رود كه با اين قبيل مسائل آشنا باشند و يا در جمع يكديگر درباره اين مسائل پرسش وگفتگو كنند و تجربه بياموزند.
در حالى كه مردان براحتى مى توانند در مجالس دوستانه خود ازمحرمانه ترين مسائل خانوادگى گفتگو كنند و پرسشهايشان را مطرح سازند.
گاهى نيز مرد با آنكه با شيوه هاى روابط جنسى آشناست بر اثر فشار شهوت يا خودخواهى , همسر خـودرا در كـامـروا شـدن يـارى نـمـى كـند و پيش از ارضاى او دست از عمل زناشويى مى كشد.
 ديكينسون مى گويد : سردى جنسى خصيصه اى نيست كه با انسان زاييده شود و تا دم مرگ باقى و برقراربماند.
فردى كـه احساسات جنسى ندارد ممكن است فقط به اين علت باشد كه تاكنون با نوع تحريكى كه در او عكس العمل به وجود مى آورد, مواجه نشده است .

دكتر استون  در كتاب پاسخ به مشكلات جنسى مى گويد: (( اگـر قدرت جنسى مرد ناكافى يا ميل جنسى او كم باشد, اگر انزال زود يا بسرعت واقع شود و مـرد خـود را عـقب بكشد, آن وقت است كه در زن تنفر و اكراهى در مقابل روابط جنسى به وجود مى آيد. يعنى يا تحريك نشده و يا محروميتهاى متوالى بتدريج سبب از بين رفتن احساس لذت و از بـيـن رفـتـن ميل جنسى او مى شود. درهرحال اگر به طور متوالى او را محروم نگاه دارند پس از مدتى به هيچ وجه تمكين نخواهد كرد)) .
بانوى خانه دارى در ضمن نامه اى چنين مى نويسد: (( زنى هستم بيست و هفت ساله . شوهرم مردى است بسيار مهربان و زن و فرزنددوست و صميمى و صـبـور. در تـمـام مـدت چند سال ازدواج , هميشه مرا مثل بت مى پرستد و از هيچ كار من عيب نـمـى گـيـرد. نـه مـشروب مى خورد و نه قمار مى كند و نه كارهاى ديگر. نزد همه از بچه دارى و خـانـه دارى و غـذا پـخـتـن من تعريف مى كند,فاميل مرا خيلى دوست دارد و احترامشان را نگاه مـى دارد و اگـر گـاهى عصبانى باشم و بد و بيراه بگويم , با صبر و خنده برخورد مى كند و به من حـق مى دهد.
با اين همه كه بر شمردم من شوهرم را دوست ندارم و هر كارى مى كنم كه دوستش داشته باشم موفق نمى شوم ...
!  وى در ادامه مى افزايد: شوهر من از نظر عمل زناشويى هيچ توجهى به رضايت من ندارد [و لذت جنسى مرا ناديده مى گيرد] ))
.
آيين اسلام اين رفتار را از جفاپيشگى مرد و نادانى او دانسته و آن را سخت نكوهش كرده است .
پـيـامـبـر اكـرم (ص ) در همين باره فرموده است : هيچ يك از شما با همسر خود همانند حيوانات نـزديـكـى نـكند بلكه بايد ميان زن و شوهر قاصدى باشد.
پرسيدند قاصد چيست ؟ فرمود: بوسه و سخن .
و نـيـز فـرمـود: سـه چـيز از ناتوانى است :...
يكى آنكه شخص با همسر خود قبل از گفتگو و انس , مـقاربت كند و پيش از آنكه زن ارضا شود خود را ارضا نمايد.
مردى پرسيد: اى رسول خدا, چگونه چنين كند؟ فرمود: خوددارى و درنگ كند تا از هر دو انزال شود.
در ايـن حـديـث چند نكته حايز اهميت است .
يكى آنكه مرد چگونه خوددارى و درنگ كند؟ ديگر آنـكـه پـيـش از بـرقرارى رابطه به چه شيوه اى همسرش را آماده سازد؟ سوم آنكه علامت ارضاى زن چيست ؟ شـايـد بـيـشـتـر افراد خصوصا جوانان تصور كنند كه پاسخ اين سه پرسش را بخوبى مى دانند و با شـيـوه درسـت آن آشـنـايـند, در حالى كه تحقيقات و اظهار نظرها اين ادعا را ثابت نمى كند.
در حـقـيـقـت گـذشـت دوران زنـدگـى زنـاشـويى است كه به افراد مى فهماند آنچه در هر زمان مى دانسته اند نسبت به تجربه هاى بعدى ناقص بوده است و كمتر كسى را بدون در نظر گرفتن تجربه هاى بعدى مى توان يافت كه به خطايى كه مرتكب مى شود معترف باشد.
بـه هـر تـقـديـر بـايد پذيرفت كه لذت نبردن از آميزش وقتى براى مدتى طولانى ادامه يابد براى زن اخـلاقـى ثـابـت و ثـانوى به وجود مى آورد كه همان سرد مزاجى است و معمولا نيز با روشهاى ديـگـرنمى توان وى را به آميزش علاقه مند ساخت , زيرا او بواقع از اين كار خاطره شيرينى ندارد و تماس تناسلى نيز بدون تحريك و ارضا, نه تنها علاقه ساز نيست كه گاهى حتى تنفر آور است .
امـا ايـنـكـه چـگـونـه بايد زن را از همبسترى خشنود ساخت در بخش (( سخنى بامردان )) بدان خواهيم پرداخت .

نشانه هاى كامروايى

كـيـفـيـت ارضـاى غـريـزه جنسى در زنان تقريبا متفاوت است , ولى به طور كلى دو امر گوياى ارضاى جنسى آنان است : 1. به طور طبيعى همان كيفيتى كه در حال انزال , به مرد دست مى دهد بايد براى زن نيز پيش آيد وعـلامـت آن ((احـسـاس مـوجهاى پياپى در سراسر بدن و ضربان و تپش بى اختيار يا انقباض در ناحيه تناسلى )) است . اما نبايد فراموش كرد كه اوج گيرى و تحريك و نيز طغيان و ارضا در زن بـه كـندى صورت مى گيرد و خيلى براحتى فرومى نشيند و پس از عمل نيز به سكوت و سكون بيشترى نيازمنداست .
2. تمايل به روابط مجدد همين كه زنى به ارتباط زناشويى رغبت نشان دهد گواه آن است كه مفهوم لذت زناشويى را لااقل تاحدودى دريافته است , چنانكه بى ميلى چه بسا به سبب آن است كه لذت آن را درك نكرده است .

جوياى لذتى ديگر

توقع و رغبت زن به شوهر پيوسته به يك گونه نيست .
اين رغبت دو نوع است :
۱- بـعـضى از بانوان به همبسترى علاقه وافرى ندارند بدون اينكه از هماغوشى گريزان باشند, اما چون به تماس بدنى و لمس و بوسه و آرميدن در آغوش همسر و تحريك و وسوسه شوهر فوق العاده عـلاقـه دارنـد و از سـويى آميزش در حقيقت علامت پايان كار و دست شستن از معاشقه است , از همين رو بدان رغبت نشان نمى دهند و چه بسا به موجب همين انتخاب , از هر دو محروم مى مانند.
چـنـيـن زنى بانپذيرفتن شوهر, هم خود بدانچه در نظر داشته دست نيافته و هم شوهر را محروم ساخته است , زيرا شوهر, او را به چيزى مى خواند كه برايش عامل ناكامى است .
ايـن اخـلاق در دخـتران بين چهارده سال تا چند سال پس از ازدواج , شايع است .
گاهى نيز براى زنان در موقعيتهايى كه به هر دليل به هنگام مقاربت با مشكل مواجه اند رخ مى دهد.
آنها در اين حال بيش از هر چيز به نوازش , بوسه و در آغوش قرار گرفتن , روى خوش نشان مى دهند و از آن لذت مى برند تا از چيز ديگر.
در ايـن مـوقـعـيـت نبايد فردى را كه به نوعى رابطه ديگر علاقه مند است به چيزى فرا خواند كه بـدان بـى اشتياق است , بلكه بايد توجه داشت موقعيت سنى و روحى زن در اوايل ازدواج نسبت به سـالـهـاى بـعـدى مختلف است .
در اوايل , تاءكيد بر آميزش براى او رضايت بخش نيست و چه بسا گنگ و نامفهوم است , خصوصا اگر طرف مقابل با اصول همسردارى ناآشنا باشد.
براى همين بايد مـدت زمانى حوصله به خرج داد و او را به حال خود وانهاد تا رفته رفته به مفهوم زندگى در امور جـنـسى پى ببرد.
نبايدفراموش كرد كه (( گاهى ماهها و سالها طول مى كشد تا احساسات جنسى آنها بيدار شده بتوانند درعمليات جنسى از روى ميل شركت كنند و از آن متلذذ گردند.
بنابراين اگـر در ابـتـدا قـدرى عـكـس العمل جنسى زن ضعيف باشد دليل بر اين است كه هنوز استعداد جنسى نهانى , توسعه و تكامل نيافته است ))
.
منظور اين است كه در سالهاى نخست زندگى نبايد انتظار داشت همسر آنچنان كه زنان پا به سن گذاشته از روابط جنسى لذت مى برند به اين امر اشتياق داشته باشد.
در اين حال اگر به برقرارى آميزش اصرار شود بيم آن مى رود كه از موضوعى عادى , مشكلى جدى پديد آيد.
نـاگـفـتـه نـمـانـد مردانى كه در ازدواج مجدد, با دوشيزگان وصلت مى كنند بيشتر دچار اين مـشـكل مى شوند.
چون خود آنها در اين قبيل امور تجربه دارند اما همسرشان هنوز خام است و به طـور طبيعى نمى تواند به سرعتى كه او دوست دارد احساسات جنسى اش تحريك شود و خواهان آميزش باشد.
پس بى سبب نيست كه قرآن در نگاهى كلى فرموده است : (( و عاشروهن بالمعروف )) (پـيـوسـته بازنانتان به [بهترين] روش پسنديده رفتار كنيد).
شايد منظور اين باشد كه هرگاه به كارى اشتياق ندارد و خواسته اش بر خلاف عقل و دين نيست وى را بدان مجبور نسازيد و بگذاريد همان كارى را كه صلاح است و بيشتر دوست دارد, انجام دهد.
ايـن گـفـتـار پـيـامـبـر اكرم (ص ) نيز شايد گوياى همين حقيقت باشد كه مى فرمايد: ((مؤمن پـيـوسـته مى نگرد كه خانواده اش چه دوست دارند, همان را مى خورد.
و منافق [خودخواه ] هر چه خود دوست دارد دستور تهيه اش را مى دهد))
.
2- ميل به رابطه تناسلى و تخليه كشش شهوى از آنـچـه گـذشـت مـعـلـوم شد كه علاقه به اين نوع رابطه بيشتر مربوط به سالهاى غير نخست زنـدگى است .
بعلاوه زمانى مى توان از كسى انتظار چنين ميلى را داشت كه طعم گواراى آن را چشيده باشد.
راسـتى چگونه مى توان از كسى كه طعم چيزى را نچشيده است توقع داشت پيوسته به آن اظهار عـلاقـه كـنـد! و الـبته بايد پذيرفت كه بيشتر زنان از اين نظر بهره اى نمى برند چون همسرانشان نـاآزمـوده انـد.
آيـامـردان تـا كـنـون از خـود پرسيده اند كه چرا و چگونه آنها هميشه به برقرارى آميزش تمايل دارند ولى زنان نه ؟! عـلـت عمده اين است كه مردان با انزال , غالبا به اوج لذت جنسى مى رسند و از رابطه برقرار شده خـاطـره خوشى در ذهن دارند ولى در زنان چنين نيست و كمتر پيش مى آيد كه آنها از اين رابطه خاطره خوشى در ذهن داشته باشند زيرا براى آنان تنها تماس اعضاى تناسلى نيست كه خرسندى آور اسـت بـلـكـه امورى ديگر نيز در اين كامجويى برايشان حايز اهميت است كه در صفحات ديگر بدانها اشاره مى كنيم .
دشـوارى كـار آنـجـاسـت كـه بـرخـى از مـردان تصور مى كنند چنانكه خود با انزال به اوج لذت مى رسندطرفشان نيز به لذت كامل دست مى يابد! در حالى كه در بسيارى از مواقع هيچ رابطه اى بـيـن ارضـاشـدن مرد و رضايت زن وجود ندارد و آميزش , يكجانبه به اتمام مى رسد.
(در اين باره سخن خواهيم گفت .

تلافى , نوعى قدرت نمايى :

امروزه در علم روانكاوى ثابت شده است كه بسيارى از رفتارهاى آدمى نتيجه و بازتاب محروميتها وشكستهاى او در عرصه زندگى است .
كم نيستند مردان و زنان عقده اى كه پيوسته در محل كار و خـانـه ,ديـگـران را اسير محروميتهايى مى سازند كه خود مدتها پيش , از آن رنجيده اند.
اگر اين عـامـل زبـان گويايى براى افشاگرى داشت معلوم مى شد كه شمار اين قبيل افراد در جامعه كم نـيست و كمابيش درهمه گروههاى مردم يافت مى شوند, هر چند مى پذيريم كه در افراد پاكتر و مهذب , با توجه به مراتب پاكى آنها, كمتر است .
در زندگى زناشويى نيز چنين است .
انسان نمى تواند كسى را دوست داشته باشد كه به وى علاقه نـداردو در نزد كسى اظهار فروتنى كند كه تكبر مى فروشد.
حتى افراد ترجيح مى دهند هيچ گاه بـه كـسـى كه مفهوم محبت را نمى فهمد محبت نكنند و مهر ورزى خويش را نثار كسى كنند كه اگر توان جبران نيزندارد لااقل ارزش آن را بداند و زبانى سپاسگزار داشته باشد.
زن و مـرد نـيز چنين اند.
هر دو مشتاق قدردانى يكديگرند و دوست دارند طرف مقابلشان مقام و ارزش آنها را بداند و آن را به زبان آورد.
براى زن رنج آور است اگر تصور كند كه وجود او نزد شوهر ارزشى ندارد و وى را فقط براى انجام امـورخـانه مى خواهد.
گويى در جهان بينى مرد, زن موجودى طفيلى است كه وظيفه دارد عمر خـود راوقف نظافت زندگى مرد و خاموش ساختن آتش شهوت او گرداند و تنها حق او اين است كـه ظهر و شب ازغذايى كه براى اعضاى خانه تهيه كرده , رفع گرسنگى كند تا قوت داشته باشد كار طاقت فرساى روزبعد را انجام دهد, بدون اينكه از او تشكر شود و كارش را ارج نهند.
گويى او هرچه كرده اندكى است ازوظيفه اى بزرگتر! حال چگونه مى توان انتظار داشت زنى كه در طول روز مورد تحقير و سرزنش شوهر قرار گرفته شـب هـنگام با آغوش باز مشتاق همبسترى باشد! او حتى حاضر نيست چنين مردى را ببيند تا چه رسد به اينكه خود را در آغوشش جاى دهد.
حضرت رسول گرامى اسلام (ص ) مى فرمايد: ايضرب احدكم المرئة ثم يظل معانقها.
آيـا [سـزاوار اسـت ] كـه شـمـا زنـان را [در روز] كـتـك مـى زنـيـد و آنـگـاه [در شـب ] بـه آغوش مى كشيد؟!

از يك نظر تاءكيد اسلام بر بزرگداشت زن , هم براى رعايت حقوق اوست و هم براى اينكه مرد در نـزدزن جايگاهى بلند يابد, زيرا هرگاه مرد به زن احترام ننهد پيش از آنكه بر اثر اين بى احترامى , زن كـوچـك شود مرد است كه در نظر زن بى شخصيت مى گردد.
در واقع احترام به زن كمك به حـفـظ هويت خود مرد است , زيرا هيچ چيز به اندازه بى احترامى به زن , مرد را در نگاه او بى مقدار نمى كند.
اشـتـبـاه شـمـارى از افـراد ايـن اسـت كه فكر مى كنند طبيعت تقاضاى هماغوشى در زن و مرد يـكـسـان اسـت .
مرد ممكن است همسرش را از دهها نظر نپسندد, اما همين كه او را در كامدهى موفق ببيند وى را بـراى هـمـبـسـتـرى و ارضاى تمايلاتش بپسندد و به آميزش با او رغبت تمام داشته باشد.
چـنـيـن زنـى بـا همه نقصها حتى اگر هنرى در تحريك شوهر نداشته باشد, همين كه زن است , خـواستنى است .
براى همين مى گويند معمولا بى ميلى مرد به علت كمبود قواى جنسى است نه بـى عـلاقگى .
يعنى در صورت بهره مند بودن از قواى جنسى , حتى اگر به دلايلى از زنش رنجيده خاطر و يا نسبت به وى بى علاقه باشد, باز هم به برقرارى رابطه با او خرسند است .
امـا در مـورد زن چـنـيـن نيست .
زن دوست دارد مردى او را در آغوش گيرد كه از ديگر صفات انسانى وهمسردارى بهره مند باشد, مردى كه او را دوست داشته باشد و به شخصيتش احترام نهد و به خواسته هاى معقولش حتى اگر در بر آورده ساختن آنها ناتوان باشد تـوجه كند.
از اين رو تمايل ندارد به مردى كام دهد كه محبوب او نيست .
اين بى رغبتى بر خود زن آثار نامطلوبى دارد ولى سخن در (( واقعيت داشتن )) آن است نه خوب يا بد بودن آن .
بـا در نـظـر گـرفـتـن هـمـه ايـن مسائل مى خواهيم بگوييم زنان بى احتراميهايى را كه پيوسته ازشوهرانشان مى بينند با سرد مزاجى و بى علاقگى به آميزش تلافى مى كنند واستدلالشان چنين اسـت كـه اگـر مـا وجـودى خـواستنى هستيم , پس چرا بايد در خانه براى كوچكترين خطا مورد مؤاخذه و ناسپاسى قرار گيريم ! آيا وظيفه زن تنها انجام كار خانه و رسيدگى به نظافت وپرورش بـچـه ها و تهيه غذاست و تازه در مقابل اين همه احسان , در نگاه مردان موجوداتى ضعيف ,شرور و فتنه جو قلمداد شويم ؟ بانوى خانه دارى ضمن گلايه از شوهرش اظهار داشته است : مدت هفده سال است ازدواج كرده ام و سه فرزند دارم .
تقريبا دوازده سال به تقاضاى شوهرم قرص ضـد بـاردارى مـصرف كرده ام و هم اينك گذشته از آثارنامطلوب اين قرصها احساس مى كنم به آمـيزش هيچ علاقه اى ندارم .
شايد علت اين بى علاقگى همان بى توجهى شوهرم باشد كه كمتر به خـواسـته من توجه مى كرد.
گاهى او دو سه هفته به سفر مى رفت و تنها يك هفته پيش من بود و مـن ناچار بودم همه آن چند هفته را قرص بخورم تا دوره استفاده از قرصها منظم باشد وبراى آن يـك هـفته دچار باردارى ناخواسته نشويم .
حال پس از سالها تصور مى كنم شوهرم جانب انصاف را هـيـچ مـراعـات نـكـرده و تـنـها لذت زودگذر خود را در نظر گرفته است .
براى همين تصميم گـرفـته ام به مدت همان سالها كه من تسليم خواسته اشتباه او بودم ,اختيار امر آميزش به دست من باشد.
ايـن در حـالـى اسـت كـه گاهى تلافيها به موجب در نظر نگرفتن تقاضاها و نيازمنديهاست .
زن مـى بـيـندهمسرش به هيچ يك از نيازهاى جسمى و روحى او توجه نمى كند ولى همچنان از وى انـتـظـارهـمبسترى دارد! اينجاست كه در صدد نوعى انتقامجويى بر مى آيد و تصميم مى گيرد قدرت او را در هم بشكند و به اظهار ناتوانى وادارش سازد.
گويى با اين عمل به وى مى گويد اگر آنجا تو قدرت زورآزمايى داشتى اينجا عرصه قدرت نمايى من است .
در حـقـيـقت اين سرد مزاجى و بى ميلى ريشه در فرهنگ افراد دارد كه زن را بى مقدار و ضعيف معرفى مى كنند.
اين كوچك پندارى , زن را بر آن مى دارد در آنجا كه مى تواند, زور را تحمل نكند و قـدرت خودرا علنى سازد و حريف را شكست دهد و به وى ثابت كند كه قدرت نماييهايش همه تو خـالـى اسـت , زيـرادر هـر حال نيازمند همراهى اوست و بدون وجود او درمانده اى است كه حتى نمى تواند طبيعى ترين وحياتى ترين غريزه اش را ارضا كند.
پـيشنهاد ما اين است كه اگر احساس مى كنيد در زندگى با چنين مشكلى روبرو هستيد هر چه زودتـر دررفتار و عقايد خود تجديد نظر كنيد.
شما مى توانيد با تحريك حس احترام جويى , همسر خـود را بـاخـويـش هـمراه سازيد.
زنان پيش از آنكه با فشار و لجبازى سر به راه شوند با احترام و محبت مطيع مى گردند.
و شايد سر فرمايش آخرين برگزيده خدا, محمد(ص ) نيز همين باشد كه فرمود: زنـان هـمـچون دنده كج پهلويند كه اگر بخواهى آنها را راست كنى , مى شكنند و چون با همين حال باآنان مدارا كنى , از آنها نفع خواهى برد
.
ايـن حـديث گوياى ضعف و شكستى براى زن نيست بلكه از حقيقتى بزرگ پرده بر مى دارد و آن ايـنكه :زن موجودى است كه جز شخص ((هنرمند در همسردارى )) نمى تواند از مواهب خدادادى وى استفاده كند.
بهزيستى با زن و بهره مندى از او بدون به كار بستن محبت و نرمش ميسر نيست و هر روش ديگرى غير از اين , محكوم به شكست است .
در گـفـتـار بـرگـزيـدگـان الـهـى كه به روحيات بشرى از همه كس داناترند هرگز بر روش خشونت آميز بازنان تاءكيد نشده بلكه بعكس به مدارا و دلجويى از ايشان فراوان سفارش شده است , تـا جـايـى كه مهرورزى به آنان علامت ايمان زياد شخص و محبتش به خاندان پيامبر است و اينكه دوست داشتن زنان (واظهار علاقه و شكيبايى در برابر ايشان ) از اخلاق پيامبران است
.
گـويند زنى ((حولا)) نام از پيامبر گرامى اسلام پرسيد: زن چه حقى بر مرد دارد؟ آن وجود پاك فرمود: بـرادرم جـبـرئيـل چـنـدان بـه مـن دربـاره [حـقـوق ] زنـان سفارش كرد كه پنداشتم مرد حق ندارد[كوچكترين كلمه توهين آميزى مثل ] ((اف )) به او بگويد.
گفت : محمد, درباره [حقوق ] زنان خـداتـرس بـاشـيـد.
آنها رنج زندگى را تحمل مى كنند و بر پايه دستور خداوند و قرآن و شريعت مـحـمـدى بـر شـماحلال شده اند.
در مقابل اينكه تن خويش را در اختيار لذتهاى شما مى نهند و فرزندانتان را در اندرون خود تحمل مى كنند تا آنجا كه به وقت بار نهادن گرفتار دردهاى خطرناك مى شوند حـقـوق واجبى بر عهده شما دارند.
با آنها مهربان باشيد.
آنان را دلخوش بداريد تا با شما بسازند.
از آنها اظهارناخرسندى و ملال نكنيد و..
.

پندارى غلط :

در ميان بانوان گروهى به اين توهم دچار شده اند كه زن بايد هميشه خواستنى باشد نه خواهان , و هـيـچ گـاه خود در مسائل زناشويى اقدام به كارى نكند.
غافل از اينكه پيامبر اسلام (ص ) فرموده است : زن بـايـد بـراى شـوهـرش با نيكوترين عطرى كه دارد خود را معطر سازد و زيباترين جامه اش را بـپـوشـد وبـه جـالـبـترين صورت , خود را آرايش نمايد و صبح و شام خويشتن را به شوهر عرضه كند
.
بـرخـى نـيز از ترس آنكه از طرف شوهر به شهوترانى متهم شوند از اظهار علاقه به روابط جنسى امتناع مى ورزند و ترجيح مى دهند براى هميشه هم خود و هم طرف خويش را از اين لذت محروم سـازنـد.
درحـالـى كه اسلام زن با حيا و وظيفه شناس را آن زنى نمى داند كه تمايل و شهوتش به شوهر كمتر باشد.
بلكه پيامبر اكرم (ص ) فرموده است : بهترين زنان شما آن زن با عفتى است كه به آميزش با شوهر تمايل بسيار داشته باشد
.
در اين حديث شريف شگفت آن است كه علاقه و همبسترى را در كنار عفت ذكر كرده است , يعنى كه اين دو با يكديگر هيچ منافاتى ندارند.
در جايى ديگر آن حضرت مى فرمايد: با زنى كه به آميزش بى علاقه باشد ازدواج نكنيد
.
بـنـابـراين بسيار بى معنى است كه بعضى از زنان براى آنكه خود را افرادى مستقل و با اراده نشان دهـنـد,نزد همجنسانشان خويشتن را بى نياز از مرد و بى علاقه به اعمال زناشويى نشان مى دهند.
ايـن قـبيل زنان نمى دانند كه اولا هماغوشى و تمايل به آن , نشانه ضعف نيست .
در حقيقت زن در اين عمل مهماندار
است .
دوم ايـنـكـه : تـوافـق در مـيـل جنسى با شوهر در شادابى و تندرستى زن فوق العاده مؤثر است و سردى مزاج , اگر هم ساختگى نباشد, افتخار نيست بلكه چه بسا دليل نقص روحى و عيب جسمى است .
معمولا زنانى كه شوهرانشان به هر علت , نمى توانند با آنها همبستر شوند طولى نمى كشد كه دچارعوارض جسمى مى شوند و شادمانى و طراوت خود را از دست مى دهند.
سوم : اظهار بى ميلى زن , شوهر را به افسردگى روحى و بى حوصلگى يا به برقرارى رابطه جنسى درخارج محدوده خانواده گرفتار مى سازد.

كمرويى و حيا

كـمـرويـى و حـيـا عـامـل ديگر بى توجهى بانوان به مسائل جنسى است .
اين عامل در آغاز ممكن اسـت پـديـده اى طـبيعى و زودگذر باشد ولى هرگاه همراه با عواملى ديگر, در اخلاق زن باقى بماند, براى وى نوعى منش ثانوى ايجاد مى كند كه او را از همبسترى با وجود ميل باطنى گريزان مى سازد.
در اين حال , ممكن است او از اخلاق خود رنج ببرد ولى نه به علت آن آگاه است و نـه شـيوه درمانش را مى داند.
تا آنجا كه رفته رفته زندگى سرد و نا شاد را بر دلبرى و دلگرمى تـرجيح مى دهد و در اين راه چندان پيش مى رود كه گاهى مى پندارد نمى تواندرفتارى غيراز اين داشته باشد.
اگـر دخـتـرى بـا ايـن فكر و عقيده پرورش يابد كه ارتباط جنسى , عملى حيوانى و باعث پستى مـنـزلـت انـسان و رفتارى غير اخلاقى است و يا به طور دايم به خاطر بيان احساسات و عواطفش مـلامت ونكوهش شود اين خيال باطل در ذهن او نقش مى بندد كه مسائل جنسى اصولا مبتذل و پوچ است .
مسلما اين تخيلات پس از ازدواج نيز بسهولت از بين نخواهد رفت .
ناگفته نماند در اسلام , با وجود همه تاءكيدها بر عفت ورزى زنان , حياى بيجاى آنها مورد نكوهش قـرارگـرفته است .
حياى بيجا براى زن نه تنها نشانه فضيلت و شخصيت نيست , بلكه از منزلتش هـم در نـزدشوهر مى كاهد و ممكن است شوهر را به سوء ظن وا دارد.
اين صفت را حياى احمقانه گفتن بهتراست تا پاكدامنى .
بى سبب نيست كه فرموده اند: بـهـترين زنان شما زنى است كه وقتى با شوهر خلوت كند همچنان كه از لباس برهنه مى شود, از حـيانيز برهنه گردد و چون از خلوت با شوهر بدر آيد و لباس بر تن كند, جامه پولادين حيا را نيز بپوشد
.
دكتر ((استون )) مى نويسد: ((در روابـط جـنـسى , زن نبايد به هيچ وجه نقش مفعول [عنصر خونسرد و بى ميل ] رابازى كند.
صـحيح است كه خانمها ميل دارند حتى عملى را كه در انجام آن ميل ورغبت وافر دارند به اصرار ديگران انجام دهند, با اين حال عمل اشتباهى است اگرزن در مورد عمل جنسى از خود فعاليت و علاقه نشان ندهد.
...
هـيـچ عملى بدتر از خونسردى حقيقى يا ساختگى خانمها احساسات مردان باشوق و حرارت را آزرده نمى سازد.
اين يكى از علل شايع ناهماهنگى در زناشويى است .
هـمـان طـورى كه فعاليت مرد در تحريك زن سبب مى شود كه عكس العمل تحريكى خودش هم افـزوده گـردد بـه هـمـان طريق علاقه و فعاليت زن هم سبب مى شود كه علاقه و ميل شهوانى خودش زيادتر شده , براى انجام روابط زناشويى آماده گردد))
.

ناآشنايى به وظيفه  :

نشناختن مفهوم تمكين از مـسـائلـى كـه مـفهوم درست آن براى بانوان روشن نيست موضوع تمكين كردن زن در مقابل مـرداسـت .
زنـان چـون اين تعبير را مى شنوند بى درنگ اظهار مى دارند كه : ((آرى , تمكين يعنى تسليم خواسته جنسى همسرت باش ! همين و بس !)) در حالى كه حقيقت تمكين چيز ديگرى است و ايـن طـرز تلقى از آنجا مايه مى گيرد كه متاءسفانه برخى از بانوان و همسران ناآزموده آنان , چه بسا پس ازسالها همسردارى , هنوز معنى و مفهوم اين كلمه را چنانكه بايد, درنيافته اند.
شايد اگر معنى تمكين براى بانوان بيان مى شد آنها بيش از شوهرانشان بر آن پافشارى مى كردند.
عـقـيـده ما كه بر آن تاءكيد بسيار داريم اين است كه (( تمكين )) بيش از آنكه به نفع مرد (شوهر) بـاشد به سود زن است , ولى آفريدگار زن آنچنان با لطافت آن را تشريع فرموده كه هيچ نشانى از ايـن موضوع به طور علنى پيدا نباشد تا مردان ناآگاه همين موهبت ارزانى شده به زنان را از آنان نستانند.
اما چگونه تمكين به سود زن طرح ريزى شده است ؟ پـيـش از اثبات اين مطلب بايد از كتب لغت معنى تمكين را باز شناخت و پيشتر پذيرفت كه تصور غـلـطاغـلـب افراد اين است كه تمكين زن از مرد يعنى : در بهره جوييهاى جنسى تسليم خواسته شـوهـر بـودن و خـود را هـمچون يك وسيله خنثى و بى اراده تحت تمايلات شهوى او در آوردن , هـرچند بدان ميلى نداشته باشد! در حالى كه نه معنى لغوى (( تمكين )) اين است و نه تحليل روانى آن .
و بالتبع خواسته شرع نيز اين نيست .
ايـنـكـه مـا تـمـكـيـن را چـنـيـن شناخته ايم از آن روست كه فلسفه وجودى اش را درنيافته ايم .
هرگاه حكمتش را باز مى شناختيم ميان اين دو نگرش و تعريف فاصله اى عميق مى ديديم .

تمكين :

(( تمكين )) در لغت عرب به معانى زير است : پابرجا كردن كسى در برابر خود يا چيز ديگر.
به طرف مقابل نيرو و قدرت دادن .
قبول كردن و پذيرفتن ديگرى بدون ترس و اظهار دلتنگى .
امكان دهى , زمينه سازى و فراهم آوردن موقعيت قدرت نمايى براى ديگرى .
ايـن لغت به معنى ((تسليم بى اختيار شدن )) و ((خود را عنصرى خنثى و بى ميل در مقابل شوهر قراردادن )) نيست
.
(( تـمـكين )) از باب تفعيل (مكن يمكن ) است .
(( مكنه )) يعنى او را امكان (توانايى و امكانات ) داد.
و((الـمـرءتـه تمكن زوجتة )) يعنى زن تا آنجا كه امكان دارد مطابق ميل شوهرش عمل كند.
اگر شوهردوست دارد كه براى او آه و ناله يا رفتارى نمكين از خود نشان دهد يا اندكى ناز و مختصرى مقاومت كند و آنگاه تسليم شود, چنين كند.
تـمـكـيـن هـمان تعقيب آفرينى است , يعنى تحريك كند تا دنبالش كنند و آنگاه پذيرا شود.
اينكه چـنـيـن كـارى را براى غير شوهر انجام دادن , حرام است حكمتش وجود همين معنى است كه او اجازه نداردغير شوهر را با دلرباييهايش به تعقيب خود وادارد.
اگـر تـمـكـيـن زن بـه تـسـليم شدن اجبارى و خنثى قرار دادن خود در نزد شوهر است چرا در آموزشهاى دينى خوانده ايم كه با زن بى مقدمه مجامعت نكنيد, بلكه با او خوش طبعى كنيد تا براى همبسترى آماده گردد؟ تسليم بودن خوش طبعى لازم ندارد و براى مهمان ناخوانده هرچه فراهم شد نبايد دم برآورد, پذيرايى مشتاقانه است كه مقدمه چينى مى خواهد.
بـا ايـن بـيـان , زنـى كـه ايـن امـر را مـى پـذيرد نمى توان ضعيف و اسيرش بر شمرد.
در حقيقت رفتارمسالمت جويانه او گواه نيازمندى و ضعف طرف مقابل است كه مرد باشد نـه چـون خداوند او راناتوان كرده و بايد تسليم شوهر باشد.
معمولا هم در ميان دو كس كه با هم گـفـتـگو مى كنند ومشاجره اى دارند به آن كه از نظر سن بزرگتر است يا علم و حلم و كمالات بـيـشـتـرى دارد مـى گويند شمابزرگوارى كنيد و ببخشيد! و اين نه بدان معناست كه چون تو ضعيف تر و نيازمندترى , بايد در گذرى بلكه چون طرف مقابل به گذشت نيازمندتر است سزاوار است كه تسليم خواسته او شد.

بيگانه با روحيات همسر :

از جـمله عوامل مشكل آفرين در زندگى زناشويى ناآشنايى هر يك از دو طرف به روحيات طرف مـقابل است .
هيچ گاه نمى توان انتظار داشت كه بانويى بدون شناخت روحيه همسرش تقاضاهاى وى رابـرآورده سـازد.
امـا شـگفت اينكه آنها نه در صدد شناختن يكديگر بر مى آيند و نه مى توانند خويشتن رابه طرف مقابل بشناسانند و اين همه نيست مگر بر اثر بيگانگى با شيوه صحيح زندگى و ناآگاهى .
به هر تقدير, همان گونه كه وظيفه زن است كه از روحيات همسرش سر در آورد مرد نيز وظيفه داردحـالـت خـود را بـراى وى تشريح كند و آنچه را احساس مى كند يا از آن رنج مى برد براى وى بازگويد.
از جـمـلـه امـورى كـه سـزاست زنان بدانند رنجها و انگيزه هايى است كه مرد (شوهر) را به سوى زن مى كشاند.
مـعـمـولا بـانـوان اظـهـار تمايل زوج خود را به برقرارى رابطه زناشويى , ناشى از فزونى شهوت , سرمستى وتحريك شدنهاى غير طبيعى قلمداد مى كنند, در حالى كه اين پندار غالبا اشتباه است و دلايل رويكردمرد به زن پيوسته اين نيست , بلكه عوامل ديگرى در كار است كه به پاره اى از آنها اشاره مى كنيم .

آزمودن زن

گـاهـى مـرد بـا مـشـاهـده بـعـضـى رفـتارها از همسرش يا مسائلى ديگر, خيلى زود و چه بسا عـجـولانـه تصميم مى گيرد همسرش را از طريق هماغوشى آزمايش كند.
مثلا اين روزها مردانى نامحرم به دلايلى با همسرش همسخن بوده اند هـر چـنـد كـه اين رفت و آمدها همه خانوادگى و در حد معمول بوده است , يا در بين صحبتهاى همسرش ستايشى از مردى ديگر از فاميل يا غير فاميل بـه مـيان آمده است , يا حتى مردى در حضور وى از همسرش تعريف كرده و شوهر اكنون بيمناك است كه مباداهمين تعريف , تاءثير ناخواسته اى بر قلب همسرش نسبت به آن مرد گذاشته باشد, يا از مـوقـعـيـت مـالـى كسى سخنى به ميان آمده و شوهر گمان مى كند كه همسرش اندكى از او احساس دلتنگى كرده ونسبت به زندگى اش دلسرد شده است , يا همين امروز همسرش از ناموفق بـودن او در سـر كار و ...
اطلاع يافته و مرد نگران است كه نكند محبوبيتش پيش همسرش كاهش يابد.
در ايـن قـبيل امور, مهياترين وسيله اى كه مرد به كمك آن مى تواند محبت زنش را محك بزند و ازعـلاقه او نسبت به وى و زندگى اش اطمينان حاصل كند, همان تقاضاى رابطه زناشويى است .
چـه بساهم بتازگى روابطى داشته اند اما اين يكى در حقيقت از سر نياز جنسى نيست بلكه بسيار والاتر,پرارج تر و حياتى تر است و بواقع درك موقعيت چنين مرد دل نگرانى , هنر هر زنى نيست .
اينجاست كه مى گوييم تمكين نوعى ترحم , درك موقعيت و توان بخشيدن به ديگرى است .
افـرادى كـه بـه طور مرتب با عيب خود روبرو هستند اين بيم و نگرانى مدام آنها را آزار مى دهد و دچاروسوسه شان مى سازد كه مبادا همسرش او را دوست نداشته باشد.
از اين روست كه قبل از هر چـيـز درجـستجوى كشف ميزان محبت همسرشان بر مى آيند و ((تقاضاى هماغوشى )) وسيله اى است كه بهترو آسانتر مى توان به سراغ آن رفت .
اما شايد بپرسيد چرا در ميان همه آزمايشها و راهها بدين وسيله رو مى كنند؟ در پـاسـخ بايد گفت كه مردم ( درست يا نادرست ) تصور مى كنند زن هر چقدر هم كه شوهرش رادوسـت نداشته باشد باز هم با جان نثارى به كار خانه و نظافت و طبخ غذا مشغول مى شود, ولى ازطـرفـى براحتى حاضر به همبسترى نيست و معمولا زن ( اگر به انحراف كشيده نشده باشد ) تاكسى رااز صميم قلب دوست نداشته باشد خود را در آغوش او قرار نمى دهد.
زنـان حتى اگر بشدت احساس نيازمندى جنسى كنند, در موقعيتى كه از شوهرشان آزرده اند, يا اصـولابه رابطه زناشويى راغب نيستند و يا اگر تمايلى نشان دهند فقط براى ارضاى حس شهوت اسـت نـه ازروى عـلاقـه .
عـلامـتش هم اين است كه فقط تسليم مى شوند, ولى چندان همراهى نمى كنند.
با وجوداين ممكن است هفته ها و ماهها كار خانه را ترك نكنند.

بنابراين بايد پذيرفت براى مردى كه در چنين موقعيتى براى محك زدن محبت و علاقه همسرش اورا به هماغوشى فرامى خواند, چقدر جانكاه و افسردگى آور است اگر همسرش او را نپذيرد و به كامجويى نخواند.
در اينجاست كه وسوسه هاى شيطانى بى درنگ عنان صبر از كف مرد مى ربايد و قلبش آكنده از سوءظن و كينه مى شود و قبل از هر چيز اين افكار ويرانگر در مغزش رسوخ مى كند كـه : نكند مال ورفاه داماد فلانى يا خوش اندامى فلان دوست و يا ...
دل و ديده او را به سوى خود كشانده باشد! اى واى ! نكند...
! (و از اين قبيل خيالات ).
رفـتـه رفـتـه ايـن قـبـيل محك زدنها و سردى ديدنها زمينه ساز اختلافات بعدى و بى مهريهاى ناخواسته مى شود و سپس حس كينه و انتقام را در مرد بيدار مى سازد.
الـبـتـه ايـن پيامدها همه طبيعى اند.
در نظر آوريد كه شما به طور مرتب به كسى سلام كنيد و او جـواب شما را ندهد! در اين صورت شما درباره او چگونه مى انديشيد و پس از اينكه بارها بى مهرى وبى اعتنايى او را ديديد نسبت به وى چه حالى پيدا مى كنيد؟ مطمئن باشيد كه بى جواب گذاشتن نياز مردى كه با ذره ذره هورمونهاى وجودش به همسرش سلام مى كند و از او مهر مى جويد گناهش از دهها جواب سلام ندادن معمولى بيشتر است .
آخرين برگزيده خدا محمد(ص ) فرموده است : مـن كـان له امرئة توذيه لم يقبل اللّه صلاتها و لا حسنة من عملها حتى تعينه و ترضيه و ان صامت الدهر و قامت و اعتقت الرقاب و انفقت الاموال فى سبيل اللّه و كانت اول من تردالنار.
زنـى كه شوهرش را برنجاند, نماز و هيچ يك از اعمال خيرش نزد خدا پذيرفته نيست تا او را راضى كند.
هر چند اين زن شب و روزش را به نماز و روزه بگذراند و بندگان آزاد كند و مالها در راه خدا انفاق نمايد سرانجام اول كسى است كه به دوزخ درآيد..
.
و در جاى ديگر فرمود: ...
از وظايف زن است كه هرگاه شوهرش نزد او آمد وى را از خود نراند هر چند بربالاى شتر باشد, و نمازش را براى اينكه از دست شوهرش خلاص شود طول ندهد.
همانا زنى كه شوهرش او را براى هـمـبـسترى بخواند و او پيوسته درنگ و مسامحه كندتا شوهر خوابش ببرد, فرشتگان او را لعنت مى كنند تاوقتى كه شوهر از خواب برخيزد
.
نـبـايـد ازيـاد بـرد كه گاهى زن به دلايلى ( پذيرفته يا ناپذيرفته ) ميلى به آميزش ندارد.
در اين صورت البته مى پذيريم كه او نبايد بدون عذر شرعى ( مثل حيض ) ازمقاربت جلوگيرى كند ولى ازسـوى ديـگـراجـبـار مـرد را هـم رفتارى در خور شاءن او نمى دانيم .
مقاربت اجبارى جز تنفر و دلـسـردى حـاصـلى ندارد.
اين اجبار وقتى توجيه پذير است كه اگر صورت نگيرد مرد براى دفع شهوت خود به حرام بيفتد.
نـاگـفته نماند كه اين بى ميلى نبايد براى زن نوعى بهانه هميشگى شود.
او در هر حال بايد, حتى اگـر بـه آمـيـزش اشـتياق ندارد, تظاهر به نفرت نكند, و ضمن بيان علت بى ميلى خود, از شوهر دلجويى نمايد واميدوارش سازد كه بزودى رضايت خاطرش را جلب مى كند.
از سـوى ديـگـر در روايـتـى از امـام صـادق (ع ) آمـده اسـت كـه فرمود: اگر زنى شربت آبى به شـوهـرش بـيـاشامد براى او بهتر است از آنكه يك سال روزها روزه بگيرد و شبها به زنده دارى سر كند
.
بـا تـحـلـيـلـى ساده , به نظر مى رسد كه براى مرد بسيار خرسندى آور است كه همسرش پس از تـقـاضاى همبسترى , از وى استقبال كند هر چند در همه عمر شربت آبى هم به وى تقديم ندارد.
بـراى او فـقـطيـك بـار تـسـلـيـم پذيرى آميخته با رغبت , از صدها خدمت غير آن , دلچسب تر و شـادى آفـريـن تـر اسـت .
نـاگـفـتـه پـيداست كه فضيلت و ثواب آن هم از ماهها روزه گرفتن و شب زنده دارى بيشتر است .
يكى از روان شناسان امور جنسى زنان مى نويسد: (( بـراى مـردى كـه شوق و حرارتى ويژه به همسرش دارد هيچ عملى بدتر از خونسردى حقيقى يا ساختگى خانمها احساساتشان را آزرده نمى سازد.
)) ((ازدواج ارتـبـاط بسيار پيچيده اى است كه براى نيل به نتيجه مطلوب آن بايدهماهنگى و تطابق در تـمـام شـؤون آن حكمفرما باشد, بخصوص در هماغوشى .
نشاط و خوشحالى در ازدواج خود به خود به وجود نخواهد آمد, گنجى نيست كه به كسى بخشيده شود, بلكه گنجينه اى است كه بايد با هنرمندى گشوده شود.
ازاين رو هر چيز كه فرد را در گشودن اين گنجينه كمك كند مقدس است .
)) پس از اين همه معلوم مى شود كه چرا قرآن كريم به مرد اجازه داده است كه همسر متمرد خود را تنبيه كند, با اينكه در هيچ مورد ديگر سخن از تنبيه به ميان نياورده است
.
خداى متعال مى فرمايد: ...
و الـلا تى تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فى المضاجع و اضربوهن فان اطعنكم فلاتبغوا عليهن سبيلا..
.
...
و آن زنـانـى را كـه از نـافرمانيشان بيم داريد نخست اندرز دهيد و اگر اين شيوه مؤثرنيفتاد از خـوابـگـاهـشـان دورى كنيد و [چنانچه اين رفتار نيز آنها را اصلاح نكرد] بزنيدشان , ولى هرگاه فرمانبردارى كردند ديگر راه بيداد پيش نگيريد...
اين تنبيه نه براى عقده تكانى , بلكه براى تاءكيد بر عشق و علاقه است .
زن اگـر تـمـكـيـن نـكـند و شوهر را بى اعتنا ببيند و تصور كند كه او نسبت به تمكين نكردنش بى تفاوت است فوق العاده رنجيده خاطر و دلسرد مى شود, حتى اگر چيزى اظهار نكند.
او دوست دارد اگـرشـوهرش در رام كردن و تسليم نمودن او پافشارى نمى كند نه از سر بى تفاوتى بلكه به خـاطر در نظرگرفتن موقعيت همسرش باشد.
به همين علت , فرمان الهى به مرد مى گويد اگر زن تمكين نكرد او راموعظه كن .
از يـك نـظـر چـنانچه شرايط موعظه رعايت شود مشكل به همين جا پايان مى يابد.
اگر برخى در ايـن مـرحـلـه بـه نتيجه نمى رسند بيشتر بدين سبب است كه موعظه را تنها نصيحتهاى بيم آور مى دانند.
حال آنكه در يك كلام , موعظه زن در اين قبيل مسائل يعنى فراگيرى دوره اى آموزشى تا او وظايف خويش را بشناسد, زيرا تجربه و اظهار نظرهاى بسيارى از مردان و زنان ثابت كرده كه مـنـشـاء بـيـشـتـر اين اختلافات بى بهرگى از دانش زندگى زناشويى است .
زنى كه وارد عرصه زنـدگـى مـى شود در حالى كه نه قادر است شگفتيهاى خود را بشناسد و نه جهان درونى مرد را, هيچ گاه نخواهد دانست كه در امورجنسى چه وظيفه اى دارد.
در اين صورت بايد شوهر را سزاوار تنبيه دانست ك بدون راهنمايى زن ازوى توقع وظيفه شناسى دارد.
آخرين برگزيده خدا(ص ) در كلامى فرموده است : مـن از آن كس در شگفتم كه همسرش را [ بى آنكه سزاوار باشد] مى زند در صورتى كه خود وى به كتك سزاوارتر است
.
امـروزه در مـدارس آنـچه به دختران مى آموزند بيشتر فرمولها و مسائلى است كه اگر قرار باشد صـدهـاسـال هـم در دنيا زندگى عادى داشته باشند به هيچ يك از آنها كمترين نيازى نخواهند داشـت زيـراجـنـبـه هـاى كاربرديش را نمى دانند, در حالى كه از مهمترين مسائل زندگى هيچ نـمـى آمـوزنـد.
بـه هـمـيـن دلـيل وقتى وارد عرصه زندگى مى شوند چون خود را تحصيلكرده مى پندارند, ابتدا تصور مى كنند همه چيز را مى دانند, اما رفته رفته در مى يابند درباره آن چيزهايى كـه در امـور زندگى و زناشويى سخت بدانها نيازمندند هيچ نياموخته اند و آنچه هم كه با رنجش تمام فرا گرفته اند به كارشان نمى آيد.
بـنابراين نخستين و ضرورى ترين اقدام مرد براى همراه ساختن همسرش با خود بهره مند ساختن اواز دانـش زنـدگـى زنـاشويى است , يعنى همان كه قرآن از آن به موعظه تعبير كرده است .
مرد وظيفه دارداحساس خود نسبت به زن و شدت احتياج جنسى خويش به او را براى وى تشريح كند.
حـتى شايد دراين مرحله لازم باشد كه گاهى زن را پس از تحريك شدن , رها سازد و به اوج لذت جنسى نايل نگرداند تا او طعم ناكامى را با جان خويش دريابد و بداند كه تقاضا كردن و ارضا نشدن تا چه اندازه درروحيه انسان مؤثر است .
حـال اگـر مـوعـظه اثر نكرد, نفرموده است به زور وى را به عمل زناشويى و تمكين وابدار, بلكه مـى فرمايدبه او در بستر پشت كن .
اين پشت كردن , نشان بى تفاوتى نيست , علامت علاقه و عشق اسـت .
نوشته اند زمانى اليزابت تيلور گفت : حدود سه ماه است شوهرم يك سيلى به من نزده , پس معلوم مى شود در عشق ورزيدن سست شده و به ديگرى دل داده است .
انسان اگر كسى را دوست نداشته باشد بدون هيچ گفتگو رابطه اش را با او قطع مى كند, ولى زن و شوهرچون يكديگر را دوست دارند و نمى خواهند بى تفاوت باشند به هم پشت مى كنند, يعنى كه من هنوزدوستت دارم
.
اينكه فرموده اند اگر زن به وظايف همسرى خود عمل نكند مرد مى تواند در همخوابى و خرجى بر اوسـخـت بـگيرد, بيشتر بدين سبب است كه مرد همه سنگينى زندگى را به آرزوى اين شيرينى تـحـمل مى كند و در صورت نارضايتى , خستگى همه چيز در وجودش باقى مى ماند و از دست زن عصبانى و به او كم علاقه مى شود.
زن هـمـيـن كـه شـوهرش با زبان به او اظهار علاقه كند قانع و خشنود مى شود, هر چند در امور ديـگـرزندگى او كوتاهى كرده باشد.
ولى مرد چنين نيست .
او با زبان نه فريب مى خورد و نه قانع مـى شـود.
اونـشـانه علاقه مندى همسرش را بيش از انجام امور خانه و رسيدگى به امور بچه ها و تـهـيـه غـذا, بـه تـمكين مى داند.
درحقيقت كمال راستگويى زن را نسبت به خود در علاقه او به همبسترى جستجومى كند
.

ب : اطمينان از اميدوارى :

جـلوه ديگر محك زدن مرد در مطالبه همبسترى , اطمينان يافتن از اميدوارى و دلخوشى زن به شوهرو زندگى است .
براى مرد فوق العاده اميد بخش و خرسندى آور است كه زنش را به زندگى دلخوش و به او سرشار از علاقه ببيند.
امـا چـگونه مى توان اين حالت را از زن جويا شد؟ با پرسيدن از او؟ با مشغول ديدنش به كار خانه و ...
؟ با خريد كردن و مهمانى رفتنش ؟ راستى با چه ؟ ايـن كارها را نااميدترين زنان و دل افسرده ترين آنها نيز انجام مى دهند.
آنچه بر اثر دلخوش نبودن بـه زنـدگـى كـمتر بدان تن در مى دهند, همبسترى است .
معروف است كه اول عضو بدن كه در بـيـمارى يرقان زرد مى شود و علامت آن است سفيدى چشم است .
در زندگى زناشويى نيز اولين قربانى افسردگيها و نااميديها, آميزش است , يعنى نخستين چيزى كه زنان بر اثر خستگى روزانه , كم خوابى ,افسردگى و ناخشنودى از زندگى , از آن فاصله مى گيرند و فدايش مى كنند, آميزش بـا شـوهر است .
آنان حتى اگر از خواهر يا همسايه رنجيده شوند فورى نسبت به آميزش بى رغبتى نـشـان مـى دهـند.
و اين بدان سبب است كه آميزش بدون دلخوشى , دلچسب نيست و چه بسا بى مـحـرك خـواهد بود.
از اين روست كه شوهر براى مطمئن شدن از دلخوشى زن به زندگى , از او تقاضاى همخوابى مى كند.

ج : جبران شكست  :

گـاه نـيـز مـرد بـى آنـكه از سوى كسى تحقير و آزرده شده باشد چون در جايى در گفتگوهاى خـانـوادگـى ازهمسرش شكست خورده است براى كامجوئى به وى رو مى كند تا از اين راه نشان دهد كه اگر در آنجامغلوب او شده است اينجا وى را مغلوب ( مفعول جنسى ) مى سازد.
در چنين وضعيتى نيز مرد به كمك و دلجويى نيازمند است و هيچ دلجويى در اين حال جز تمكين زن اثـر بـخـش نـيـست , علاوه بر اينكه با شيرينى ارضاى تمايلات شهوى آميخته است .
حال اگر تـمكينى صورت نپذيرد, موضوعى كه براحتى حل شدنى و التيام يافتنى بوده است , به بعد موكول گـرديـده و آن هم معلوم نيست از سوى مرد به چه كيفيت تلافى شود.
از اين روست كه پذيرفتن شـوهـر و كـامرواساختن او در اين موقعيت , از هر اقدام ديگرى براى زن ثمر بخش تر و به صواب و ثواب نزديكتراست .
گـويـى خـداى مـتـعال كه آگاه به اين رموز بوده است بى آنكه مرد را بر اين اسرار آشنا سازد, با سـفارش زنان به تمكين , جواز محبوبيت و پذيرفته شدن در زندگى را به آنها ارزانى داشته است .
در روايتى دراشاره به همين امر فرموده اند: جـهاد مردان آن است كه جان و مال خود را در راه خدا صرف كنند تا كشته شوند و جهاد زنان آن اسـت كه بر آزار شوهر [ و بر طرف ساختن تقاضاهاى آنان كه نزد زن گاهى از هر آزار, ملال آورتر است ] وغيرت آوردن ايشان صبر كنند
.
به گفته سيمون دوبووار: حفظ يك عاشق , نوعى جهاد مقدس است
.
براستى كه شگفت آور است اين مرحمت الهى به زنان كه در جهاد هميشه بر ايشان گشوده است امابر مردان خير.
از يـاد نـبـريـم كـه جـهاد براى مردان مدت زمانى معين دارد ( يك يا دو يا چند سال ), ولى براى بانوان تمام لحظات زندگيشان جهاد است و به همين دليل به همراهى و همدلى بيشترى از سوى شوهر واطرافيانشان نياز دارند.
باز هم تكرار مى كنيم كه سبب آزردگى زنان از الزام بر تمكين دو چيز است : يكى ندانستن معنى آن وديـگـر اينكه آن را حكمى صددرصد به نفع مرد مى پندارند.
ولى واقعيت اين است كه سود آن بـيـشـتر به زن باز مى گردد و مرد از اين سفره پر بركت تنها بهره اى لذت بخش برده است , يعنى سفره و غذاهاى رنگين از آن زن و براى اوست و مرد فقط نقش ميهمان را بازى مى كند.
شـاهـد هـمـيشه زنده اين ادعا آن است كه در غالب موارد, لذت جويى مرد و كامروايى اش از زن سرانجام وى را به شناخت ارج و قرب زن و در نتيجه به قدر شناسى از او واداشته است .
شايد براى شما پيش آمده باشد كه گاهى از كسى هديه اى دريافت كرده و سپس گفته ايد هرگز كدورتهاى قـبـلى ميان خود واو را به ياد نياورده ايد.
بى سبب نيست كه گفته اند آدمى بنده محبت و احسان است .
يعنى رفته رفته آن كه كام ديگران را شيرين مى كند كامش شيرين مى شود.
كـم نـيـسـتند مردانى كه در محيط كار و بيرون خانه باريك بين و خرده گيرند, نهيب مى زنند, مـحـروم مـى كـنـند و از خطاى احدى نمى گذرند, ولى در محيط خانه چون موم در بند محبت همسرشان هستند وحتى ممكن است با همه باريك بينى , خطاى او را نبينند تا بر آن خرده بگيريد.
عامل اين بهنجارى وتفاهم معمولا رضايت خاطر از هماغوشى است .
نـوشـته اند يكى از زنان عاقل و هوشمند عرب در شبى كه دخترش را به خانه شوهر مى فرستاد به وى سـفـارشـهايى كرد.
گفت : مى خواهم تو را نصيحتى كنم و بدان كه اين نصيحت براى شخص بـى اطلاع باعث به خود آوردنش مى گردد و براى خردمند كمك و ياور راه است .
تو خانه اى را كه در آن پرورش وتربيت يافته اى پشت سرگذاشته اى و به منزلى مى روى كه هيچ با آن آشنا نيستى و نزد كسى مى روى كه هرگز قبل از اين با وى انسى نداشته اى .
پس براى شوهرت كنيز و رام باش تـا آنـكه او براى توغلام و برده شود...
.
برايش خوشنما باش و جاهايى از بدن تو را كه مى بيند بدقت بررسى كن تا چيزناخوشايند و بدنمايى در تو نبيند
.
دكتر آبراهام استون روانكاو آمريكايى و متخصص در امور جنسى مى گويد: (( زن و شوهرى كه در روابط جنسى با هم سازگار و بدان خرسندند براحتى از بعضى ناهماهنگيها كـه در زنـدگى زناشويى آنها رخ مى دهد چشم مى پوشند, ولى هرگاه چنين رضايت خاطرى در ميان نباشد براى آنها كه ناسازگاريها و كشمكشهاى ديگرهم در زندگى دارند خطر ساز [است ] و منجر به عواقب وخيم مى شود.
 مردى چهل و يك ساله در يك اظهار نظر مى گويد: ((مـن بـه ايـن نـتـيجه رسيده ام كه وقتى رابطه من و همسرم خوب است ساير عوامل فشار آور [ زندگى ] ناپديد مى شوند, اما اگر روابط ما حسنه نباشد حتى گربه خانه هم توليد استرس [ فشار روانى و عصبى ] مى كند))
.
گـفـتـه انـد هـرگاه نماز بنده اى پذيرفته نشود هيچ يك از كرده هاى او مقبول نمى افتد و اگر نـمازش قبول شود, همه اعمالش پذيرفته مى گردد.
در وظايف زن نيز پذيرش كامدهى به شوهر, چـون نـمـاز نـقش كليدى دارد.
اگر مرد زنى پركار, شيرده , بچه آور, خوش اندام و داراى بهترين صـفـات داشـته باشد اما دركامروا ساختن شوهر همت به خرج ندهد و از رموز آن آگاه نباشد, هر چـنـد مـرد در گـفتگوهاى عمومى خانوادگى از او اظهار رضايت مى كند اما وقتى در خلوت از نـهـانخانه دل براى كسى سخن مى گويدجانش از اندوه و رنج لبريز است .
گويى در قلب زخمى است كه هرگز التيام نيافته .
بعكس , زنى كه شايد اين همه محاسن را نداشته باشد ولى در بر آورده سـاخـتن تقاضاهاى شوهرش كارآزموده و سرحال است در نزد شوهر محبوبتر است .
و عجيب اين اسـت كـه گـروه دوم براى آنكه بزودى از ديگرصفات پسنديده گروه اول بهره مند شوند شانس بيشترى دارند و معمولا هم بدان دست يافته اند, اما درگروه اول شانس و اميد آنكه در اين صفت هـمـچون اينان شوند بمراتب كمتر است و معمولا هم ايام زندگى را پشت سر مى نهند بى آنكه به اين هنر دست يابند.
بـه هـمـيـن دلـيـل معمولا شوهران گروه دوم را ديرتر مى شود نسبت به زندگى دلسرد كرد تا شـوهـران گـروه اول .
يـعنى وقتى در مقابل شوهران گروه دوم بگويى (( اين هم زن است كه تو دارى ؟! نـه بچه مى تواندشير بدهد, نه غذاهاى خوشمزه مى پزد و نه در كار خانه زرنگ است ...
!)), چـون زنـانـشان پيوسته كامشان را با لذت جنسى شيرين كرده اند, زير بار اين ملامتها نمى روند و نسبت به زندگيشان زوددلسرد نمى شوند حتى اگر نتوانند بصراحت جوابى به طرف بدهند.
امـا وقـتـى بـه شـوهـران گـروه اول بـگويند: ((درست است كه همسرت خيلى به وضع خانه و بـچـه هـارسـيدگى مى كند, غذاهاى خوشمزه مى پزد و همه بچه هايت را خودش شير داده , ولى افـسـوس كه درامور زناشويى از او خرسند نيستى .
بايد براى تو حقيقتا دل سوزاند كه با اين سن و سـال هـنوز طعم داشتن همسرى شاداب را نچشيده اى )), آنها بلافاصله افسرده مى شوند و چنان آهى مى كشند كه اگربه بوته اى برسد آن را مى خشكاند.
بـى سـبـب نـيـسـت كـه پـيـامبر اكرم (ص ) فرموده است : ((خيرنسائكم العفيفة الغلمة ))
  يـعـنـى بـهترين زنان شما زن باعفتى است كه شهوت جنسى اش زياد و به آميزش با شوهر هر چه بيشترمتمايل باشد.
ايـن ويـژگـى زن تـا آنجا اهميت دارد كه مردان از ازدواج با زنى كه به آميزش رغبت ندارد نهى شده اند.
رسول خدا(ص ) فرموده است : ((لا تزوجن ...
هيدرة و لا دقناء))
  يعنى بسيار مواظب باشيد بازنى كه چون پيران [ به آميزش بى علاقه ] باشد ازدواج نكنيد.
نيز فرموده است : آيا بدترين زنان را به شما معرفى نكنم ؟! زنى كه ...
در غياب شوهر خود را بيارايد و در حضور وى بى پـيـرايـه بـاشـد, سـخـن شوهر را گوش ندهد, فرمانش را گردن ننهد و در خلوت [هنگامى كه همسرش از وى تقاضاى همبسترى مى كند] چون شتر چموش رام نگردد و. .
بـه عـقيده ما علت اين تاءكيد آن است كه معمولا زنانى كه به مسائل جنسى بى علاقه اند بى ترديد بـرخـى از صـفـات خـوب ديـگـر را نـيـز ندارند و همان طور كه به تجربه هم ثابت شده است در زندگيشان احتمال بروز ضايعات و نابهنجاريها و گرفتار آمدنشان به افسردگى , فوق العاده زياد است .
شـايـد بـپـرسـيـد چـگـونه قبل از ازدواج مى توان به اين نكته پى برد؟ در اين باره نكاتى چند به نظرمى رسد كه برخى بدين قرار است : 1. شـناخت خانواده دختر عنصر اساسى است .
مى توان با ظرافت دانست كه مادر و خواهران دختر مـوردنظر در اين زمينه چگونه اخلاقى دارند.
معمولا در خانواده اى كه مادر, سرد مزاج باشد و به امور جنسى بى ميل باشد فرزندان نيز چنين اند.
در حقيقت گاهى سرد مزاجى علت ارثى دارد.
2. در خـانـواده اى كـه ناراحتى اعصاب , بيمارى عمومى افراد آن است احتمال اينكه تمام اعضاى مؤنث خانه به روابط جنسى بى ميل باشند فراوان مى باشد.
3. زنـان و دخترانى كه منش مرد گونه دارند يا ناچارند بيشتر ساعات روز را به كار بيرون از خانه اشتغال داشته باشند معمولا تمايل چندانى به آميزش ندارند.
اضافه كنيم كه براى برخوردارى بانوان از اين صفت و به بيان دلچسب تر: از اين موهبت خداداد لازم نـيـسـت آنـها ذاتا چنين باشند, زيرا انسان عهده دار و تغيير دهنده صفات ذاتى خود نيست .
آنـچـه مـهـم بـه نـظـر مى رسد اين است كه اين حديث شريف به موازات سفارش به مردان براى انـتـخـاب هـمـسران اينچنينى , كنايه اى سراسر لطافت به زنان دارد كه حتى اگر چنين نيستند خويشتن رابى رغبت به كامدهى نشان ندهند و همچون مشتاقان , با روى خوش برخورد كنند.
چه بسا رفته رفته اشتياق حقيقى نيز به وجود آيد.
پس بار ديگر معلوم شد كه سفارش زن به پذيرفتن شوهر, عاملى است براى آنكه راه قدرشناسى از اوو شـنـاخـت محبتهايش هموار شود و زمينه تربيت و سازندگى شوهر زودتر فراهم گردد و از طـرفـى مـوجبات آرامش روانى خود او مهياتر باشد.
چون هرگاه كسى مطمئن باشد كه به علت خطاهايش فورى مورد مؤاخذه قرار نمى گيرد و براى چيزهاى كوچك تنبيه نمى شود, چه بسا در انجام كارهايش موفق تر و كم اشتباه تر مى گردد و روانش اضطرابى نخواهد داشت .
دختر در خانه پدر آرزو دارد در آينده سايه شوهرى قدرشناس بر سر او گسترده شود.
ولى همين دخـتـرپـس از ايـنـكه مدتى از زندگى زناشوييش گذشت از قبول مسؤوليتهاى مربوط به امور جـنـسى اظهاردلتنگى مى كند! راستى چرا چنين است ؟ در پاسخ بايد گفت دليلش اين است كه پـس از رسيدن به آرزوى خود و دست يافتن به آرامش , از آنجا كه حكمت تمكين را نمى داند, تنها بـه پـيـامـدهـاى نـاخـوشايند و طبيعى اين امر مى انديشد نه به فطرت خود كه همانا مهرجويى و همسرخواهى است .
آرى , تـمـكـين براى زن عرصه فرمانروايى اوست .
تمكين عامل محبوبيت نزد شوهر, صيدگاهى براى شكار وى و دور كردن صفات ناپسند او و اصلاح آنهاست .
وقتى كسى ديگرى را از نظر شهوى بر خود مسلط مى كند ( تسلطى كه در نهايت , كام او را شيرين وطـعم زندگى و خوشى به وى ارزانى مى كند, در حقيقت نوعى دام براى صيد او گسترانيده و در زندگى زناشويى اين شوهر است كه در اين دام دست و پا مى زند نه زن .
مـرد خـوب مـى دانـد كه اگر زن با رغبت , او را به خود راه دهد چه لذتى مى چشد.
بدين منظور براى كامروايى مجدد خود حاضر است از هر خوى بدش دست بردارد و سر به راه شود و براى اينكه يـك بارديگر در آن دام افتد كه آبى گوارا و دانه اى خوشمزه دارد, خود زمينه هاى در دام افتادن خويش راپيشاپيش فراهم مى آورد.
بـا تـوجـه به مطالب فوق زنى كه از اين فرصت بخوبى بهره نجويد و از اين طريق , شوهر را به راه نـياوردشايد از ناتوان ترين و بى كفايت ترين زنان شمرده شود و آن كه به وسيله كامدهى مى كوشد شـوهـرش را مجبور به تاءمين خواسته هاى مادى خود كند از كجرفتارترين و كم معرفت ترين زنان است .

د: علامت صلح :

گـاهـى تـقـاضـاى هـمـاغـوشـى شوهر در پى مشاجره هاى روزانه رخ مى دهد.
او به هنگام شب تصميم مى گيرد با معاشقه اى دو جانبه دعواى ميان روز را خاتمه يافته اعلام كند تا هر دو فردا را به شيرينى آغاز كنند.
چه بسا شوهر در گفتگوى تند روزانه , خود را مقصر بداند اما زن نبايد انتظار عـذر خواهى صريح از او داشته باشد, زيرا اگر كمى عاقلانه فكر كند نه از روى احساس انتقام , پى خواهد برد كه هميشه معذرت خواستن , با گفتار نيست .
بـراى مـرد تـقـاضـاى هـمـبـسـتـرى از هر شيوه عذر خواهى ديگرى پسنديده تر است و اين امر عـلتهاى مهمى دارد.
نخست اينكه سختى معذرت خواستن عاجزانه را در بر ندارد و شخصيتش را جريحه دارنمى كند.
دوم اينكه دعوا را بى آنكه سخنى از آن به ميان آيد خاتمه مى دهد.
بسيار اتفاق افـتـاده كـه عـذرخواهى صريح , مشكل را پيچيده تر كرده است , زيرا عذرخواهى علاوه بر شكست شـخـصـيت , درحقيقت نوعى اقرار به تعدى و نادانى يا كم تجربگى است .
گويى مرد خود اعتراف كرده كه در مشاجره ميان روز حق به جانب او نبوده است .
گـاهى هم تمايل به هماغوشى از سوى مرد نشاندهنده آن است كه مى خواهد با وجود تقصير زن دردعـوا, از ايـن راه وى را بـه صـلـح و چشم پوشى از كرده خود فرا بخواند بى آنكه نيازى به عذر خواهى داشته باشد.
در هر دو حال پذيرفتن او به صلاح زن است .
تصور ما اين است كه سهم عمده اى از طلب هماغوشيها از سوى مرد به سبب عامل اخير است .
در هـر صـورت , آقـايـان بـهـتـر مى دانند كه در اين قبيل مواقع , نبايد نرمش نشان دادن خانمها راوسـيـله اى براى ملامت و سركوفت آنها قرار دهند.
اين گذشت و مهربانى نبايد آقا را وادارد كه فرداى آن روز باجسارت بيشتر كار ناشايست خود را (اگر وى مقصر بوده ) تكرار كند.
كسى كه از شـكـيبايى و گذشت همسرش بناروا سود مى جويد شخص خطاكار و خودخواهى است كه سزاوار تـرحم و عفو نيست .
مسالمت و احسان در حق كسى رواست كه قدر آن را بداند و گراميش بدارد.
مدارا و حوصله براى فرصت دادن به شخص خطاكارى است كه درصدد جبران اشتباه خويش است نه آنكه عاملى براى پررويى و تكرار خطا باشد.
در زنـدگـى زنـاشـويى هرگاه براى مدتى يكى از طرفين شكيبايى ورزد و ديگرى قدرناشناسى كـنـد, كـار به جايى مى رسد كه اگر روزى هم فرد ناسپاس , سر به راه شود چه بسا طرف او ديگر تـحـمـل كمترين رفتار ناصواب او را نداشته باشد و در نتيجه زندگى , پرگفتگو و مخاطره انگيز گردد.

هـ : اظهار وفادارى :

غـرايـز مـرد در بـيـرون خـانه از طريق دهها عامل تحريك مى شود.
مشاهده چهره زيبا يا اندامى دلربا,شنيدن خاطره اى حقيقى يا ساختگى و يادآوردن لذتهاى گذشته , از جمله آن عوامل است .
در اين ميان , مردان غيرمتعهد خصوصا اگر متمول هم باشند با تحريكهاى بيرون خانه كمتر ترجيح مى دهند به سراغ همسران قانونى خود در خانه روند, بلكه به راههاى ديگرى روى مى آورند.
ولى افرادسالم و زندگى دوست و گاهى هم شناگران آب نديده با مشاهده صحنه اى محرك در بيرون خانه ,به همسران خود رو مى كنند.
اين قبيل مردان نه اينكه دوسـت داشـتـه بـاشـنـد بـا ياد زنى ديگرهمسرشان را در آغوش بكشند, بلكه چون نمى پسندند دلـهـايـشـان بـه خـارج از محيط خانه و همسرشان متمايل شود محبوب خويش را به همبسترى مـى خـوانند.
آنها دوست دارند شهوت برانگيخته شده نه به وسيله ديگرى بلكه با تمكين و دلربايى همسرشان خاموش شود.
گويى همسر خودشان بوده كه شهوتشان را تحريك كرده است .
در ايـن حـال مـرد از ايـنـكه به كمك همسر خود از شر آن وسوسه نجات يافته است لذتى فراوان مـى برد وبا آرامش و خرسندى يقين پيدا مى كند كه از همسرش همان كارى بر مى آيد كه ديگرى مى خواست به سوى خود جلبش كند.
بى سبب نيست كه امير مؤمنان على (ع ) فرموده است : شر النساء من لا تواتى 
بدترين زنان كسى است كه در خواست جنسى همسرش را پاسخ مساعد ندهد.
رسول اكرم (ص ) فرموده است : اى مـردم , ...
هـرگـا ه ديـده هـايـتـان [از مـناظر شهوت آلود] چيزى مشاهده كرد بى درنگ نزد همسرتان برويد و با وى بياميزيد
.
در حديثى ديگر از على (ع ) آمده است : ...
پـس در ايـن حـال با همسرتان بياميزيد كه آنچه آن زن داشته همسرتان نيز دارد, تا شيطان بر سـرراه قـلـبـتـان نـنـشـيـنـد و ديده ها و دلهايتان را ازهمسر خودتان به سوى ديگرى متمايل نسازد .


چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٢

چشمها را بايد شست ...

سخنی با آقايان :

خداوند درقـرآن فـرمـوده اسـت ((عـاشروهن بالمعروف )) (با زنانتان به شيوه اى شايسته رفتار كنيد) . چه كسی به شما گفته كه زن بـى آنـكـه تـمايلى داشته باشد, آنگاه كه مرد بخواهد, مجبور به انجام عـمل زناشويى است ؟ مگر بدون تمايل مى شود بدين كار تن در داد ؟ و آيا موقعيت روانى و عصبى زن دراين حال براى به وجود آوردن فرزند مستعد است ؟  راستى اگر از مردان مى خواستند كه بدون ميل , غذا بخورند يا آميزش كنند برايشان خوشايند بود؟ پاسخ اين پرسشها را در گفتارهاى آينده دنبال مى كنيم .

الف : توقع بيهوده

در بـرشمارى صفات خوب زن علاقه به همبسترى را ياد كرديم , اما اين بدان معنى نيست كه زن بـايد در ابزار اين علاقه , آغازگر باشد و مانند مرد بدون شرم تقاضاى خود را باهمسر در ميان نهد.
خـداى متعال وجود زن را به گونه اى آفريده است كه در صورت سلامت روحى  بى سبب غرايز جـنـسـى اوبيدار نمى شود و تا با تماس بدنى تحريك نگردد خود آغازگر ارتباط جنسى نمى شود. بـدون ايـن ويـژگـى , نظام آفرينش رو به انحطاط  مى نهد.
اگر زن نيز بخواهد چون مرد به دهها عامل مختلف غرايزجنسى اش بيدار شود شيرازه زندگى آدمى در هم مى پاشيد.
به همين منظور صـحـيـح تـر آن بـوده است كه تا زن دل در گرو محبت شوهر ننهد و جسمش به اراده همسرش تـحـريك نشود شهوت در او خفته بماند.
بر اين اساس نبايد از زن انتظار داشت كه پيوسته در ابراز علاقه جنسى آغازگر باشد.
اين كه زن بايد به آميزش با شوهر علاقه مند باشد بدين معنى است كه او پـس از رويكرد مرد به وى از تحريك شدن خويش نهراسد و خود را به رغبت در اختيار وى قرار دهد.

ب : انصاف دهيد

اسـلام از زنـان بـه طـور اكيد خواسته است كه در مقابل همسر خود و تقاضاهاى جنسى او تا آنجا كـه مـى تـوانـنـد انـعطاف پذير باشند.
با اين حال از مردان نيز مى خواهد كه تنها عوامل معقول و مشروع , محرك غرايز جنسى آنان باشد.
هـرگـاه به اختلافات زنان و مردان بنگريم بدين نكته بيشتر پى مى بريم كه بخشى از نبود تفاهم دربـين همسران به سبب پايبند نبودن يكى از دو طرف به اصول اخلاقى است .
هرگاه مرد نتواند نـفـس خود را مهار كند و به طرق مختلف با زنان به ديدار و گفتگو نشيند, به طور طبيعى غرايز وى بيش از حدمعمول تحريك مى شود و آنگاه همسرش نمى تواند پاسخگوى تقاضاهاى فراوان وى بـاشـد.
مشاهده فيلمهاى ضد اخلاق , تماس زياد با نامحرمان و شوخى و خنده هاى محرك , دورى طـولانـى از خـانواده ,مطالعه رمانهاى جنسى , وجود دوستان بى قيد و امورى از اين قبيل همه از عواملى است كه به شيوه اى غير مشروع غرايز جنسى را تحريك مى كند.
بـراسـتـى چـگـونـه مـى تـوان انـتـظار داشت بانويى در كنار انجام امور خانه و تربيت فرزندان و مـشكلات زندگى , پاسخگوى غرايز جنسى مردى باشد كه به وسيله دهها عامل غير طبيعى قواى شهوى اش تحريك شده است ؟ اگـر اسلام زن را به تمكين و پذيرفتن شوهر سفارش مى كند مرد را نيز بيم مى دهد كه با نامحرم بدون ضرورت سخن نگويد, در كنار وى ننشيند و نگاهش نكند, تا مبادا در وى رغبت جنسى بيدار شود وآنگاه بانوى خانه به رنج افتد.
در واقـع يـكى از عوامل اختلاف همسران , خدا ترسى يكى و بيباكى ديگرى است .
يكى بر آن است تا فرمان خدا را در حق همسر اطاعت كند و ديگرى دريده چشم و دريده خوست .
اينها همه در حالى است كه نوعى انصاف نيز از زنان انتظار مى رود و آن اينكه : اگـر مـردى سـخـاوتمند باشد, زن او را تا پايه خدايان مى پرستد و چه بسا در هر موقعيت برايش مـهـيـاى تـسـليم باشد. اما اگر مرد چيزى را از او دريغ كند, در حد حيوان و موجودى خودخواه پنداشته مى شود واگر جوياى تمكين زن باشد با اينكه اين امر حق فطرى و مسلم مرد است از نظر او مردى هوسران و افراطى قلمداد مى شود.
بـراسـتـى عجيب است دنياى زن ! وقتى مرد سخت خواهانش باشد وى را متهم مى كند كه تو مرا فـقـطبـراى لذت بردن مى خواهى و بسيار شهوترانى ! در حالى كه وقتى خود خانم به همبسترى عـلاقـه زيـادنـشـان دهـد و شوهر با دارا بودن همه خوبيها و تلاشهايش براى رفاه همسر, مشتاق هـمخوابى نباشد خيلى زود از طرف خانم با گفتار و كردار متهم مى شود كه : تو چه ارزشى دارى كه نمى توانى همچون من باشى ! گويى به وى مى گويد: همه ارزش و اعتبار مرد خوب به داشتن رغبت فوق العاده جنسى است و وقتى اين هنر را ندارد بهايى ندارد.

ج : در نظر گرفتن جوانب و موقعيت :

اظهار نظرها و نيز تفاوت تمايلات مرد و زن نشان مى دهد كه معمولا در برقرارى روابط زناشويى , ازآنـجـا كـه مردان نيازمندتر و جسورترند, در پيگيرى خواسته خود بيشتر پافشارى دارند تا زنان .
بعلاوه وجود حيا در بانوان هميشه مانع از آن است كه آغازگر اين تمنا باشند.
آنها بمراتب بيشتر از مـردان بـه فراهم بودن موقعيت و زمينه ها مى انديشند و بيمناك امورى هستند كه مردان بندرت بدانها فكرمى كنند.
اگـر هم زمانى در وجود زن تمايلى به برقرارى رابطه زناشويى وجود داشته باشد, چون زمينه ها بسانى فراهم نيست , اين ميل دوام نمى يابد.
گـاهـى هـم ايـن بـى ميلى به سبب فراهم نبودن زمينه ها نيست بلكه به خاطر در نظر گرفتن عـواقب بعدى است .
براى مثال هرگاه دسترسى به آب براى انجام نظافت و طهارت ممكن نباشد پيش ازمرد, زن است كه از انجام آميزش خوددارى مى كند و بدان اشتياقى نشان نمى دهد.
گـاهـى وجـود صـاحـبخانه يا ميهمان و افراد ديگر مشكلاتى فراهم مى آورد كه براى مرد ناديده انـگـاشـتـن آنـهـا امـرى طـبـيـعـى است در حالى كه تصور وجود آنان , براى بانوان ملال انگيز و دلسردكننده است .
مـوقـعـيـتهايى چون سفر, ايام بيمارى , ضعف جسمى , خستگى و عواملى از اين قبيل براى بانوان جدا حايز اهميت است , در حالى كه براى مردان چنين نيست .
وجـود دلـهـره (به هر دليل كه باشد) ميل جنسى را در زنان بشدت كاهش مى دهد و چه بسا اين عـامـل درمـردان مانعى براى كاهش ميل جنسى نباشد.
در نظر آوريد كه در خانه اى حمام يا آب گـرم وجـودنداشته و انجام نظافت و طهارت به خبر كردن صاحبخانه نيازمند باشد. در اين حال تـمـايـل بـه برقرارى آميزش چندان وجود ندارد.
بعكس هرگاه در اتاق استراحت , حمام كوچكى وجـود داشـته باشد كه بتوان نظافت كرد, طبيعتا اشتياق به آميزش (حتى اگر ميل قبلى نباشد) ممكن است به وجود آيد.
نـبايد فراموش كرد كه تغذيه ناكافى از عواملى است كه در تحليل بردن قواى جنسى نقشى بسيار مؤثردارد.
گاهى انسان به چيزى بى ميل نيست ولى براى رو كردن بدان و بهره مند شدن از آن در خود توانى نمى بيند.
اين در حالى است كه اشتياق به همبسترى بدون تغذيه صحيح ( كافى ) ميسر نـيست .
از طرفى , پس از آميزش , نيروهاى بدن به طور عجيبى تحليل مى رود تا آنجا كه گفته اند جنابت ,همچون خون دادن , جسم را بى رمق مى سازد.
درباره موضوع تغذيه ( قبل و بعد از جنابت ), در گفتار معصومان (ع ) مطالبى رسيده است كه ما به خـاطررعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى كنيم .(خوردن غذاهاى شيرين و پروتئين دار چون عسل , خرما و كباب توصيه مى شود.)

اگر تغذيه زن مناسب نباشد انتظار كشش جنسى بيهوده است .
از طرف ديگر وقتى تغذيه , خوب باشدچندان نيازى به تدارك امور ديگر نيست .

د: سهل انگاريهاى ممنوع :

هـمـان طـور كـه گـذشـت , نـظافت و آرايش براى زنان نوعى وظيفه و بلكه مقدمه انجام عمل زنـاشـويـى است .
اما چرا فراموش كرده ايم كه مرد نيز وظيفه دارد براى خانواده اش تميز و آراسته بـاشـد! چـطـورمى توان زنى را كه به شيك پوشى و نظافت شوهر اهميت فراوان مى دهد به اظهار علاقه و همخوابى با همسرش كه مردى نامرتب و ژوليده است , ملزم ساخت ؟! بخصوص كه معمولا تـنـوع سيما و لباس در مردان كمتر تحقق مى يابد.
آيا تصور نمى كنيد كه بدبويى دهان , عرق بدن , لباس كثيف , دندانهاى نشسته و سر و وضع نامرتب , طرف مقابل شما را به گريز وا مى دارد؟! پيامبر اكرم (ص ) در اين باره فرموده است : هـر مردى موظف است خود را براى همسرش آراسته نمايد, همان طور كه دوست دارد همسرش براى او خوشنما باشد
.
امام كاظم (ع ) مى فرمايد: رعـايـت نظافت و خوشنمايى مرد از جمله امورى است كه بر عفت زن [و چشم پوشى او نسبت به ديـگـرنـامـحـرمان ] مى افزايد.
هرآينه زنانى به سبب بى توجهى شوهرانشان به آراستگى و نظافت , ازپاكدامنى دست برداشتند
.
سـهـل انـگـارى ديـگـر مـربـوط به تهيه نيازمنديهاى بانوست .
در گفتار امامان معصوم (ع ) اين امـورمـوردسفارش قرار گرفته است : خريد وسايل آرايش , لباس نو و متنوع , تغيير رنگ مو و ظاهر سر وصورت و...
رفتار آدمى تابع روحيات اوست و روحياتش تابع عوامل محيطى است كه از طريق گوش و چشم و ... به فكر او راه مى يابد.
شايد باور نكنيد كه تغيير لباس و وضع ظاهرى بدن و خانه تا چه اندازه در روحـيـه زنـان مـؤثر است .
بيشتر آنان آن قدر كه از اين عناصر تاءثير مى پذيرند از چيز ديگر متاءثر نمى شوند.
گاهى يكنواختى زندگى , افراد خصوصا بانوان را دچـار افـسـردگى مى كند و فرد حتى از غذا خوردن وگفتگو با ديگران لذتى نمى برد.
در اين حال خريد يك لباس نو, تغيير رنگ مو, سفر به جاى خوش آب و هوا يا تبديل و تغيير وضع خانه , چه بـسا به طور كامل روحيه وى را سالم و شاداب مى كند,بخصوص كه زنان وقتى دقت همسر را در اين زمينه ها مشاهده كنند بيشتر به زندگى دلگرم مى شوند ودر مقابل خواسته هاى شوهر, بيشتر از قبل انعطاف نشان مى دهند.
البته بايد دقت كرد كه تهيه اين نيازمنديها وقتى تاءثير مورد انتظار را خـواهـد داشـت كـه شوهر خود به خريد آنها اقدام ورزد نه آنكه تهيه آن را به زن واگذارد.
يك لـباس را اگر مرد با سليقه و رضايت خود براى همسرش بخرد نزد زن بهتر ازده لباس است كه از سوى خود بانو خريده شود.

هـ : تقصير آشكار :

پـيـش از ايـن گفتيم كه لذت نبردن از همبسترى از عواملى است كه زنان را نسبت به برقرارى روابـطجنسى دلسرد و چه بسا بيزار مى سازد و بر مرد است كه پس از آشنايى خود به وظيفه , او را همراه خويش سازد و نمونه طعمى را كه خود مى چشد به وى بچشاند.
در حـقيقت هرگاه زنى به اين دليل از همبسترى كناره گرفته باشد بايد تقصير آن را به گردن شوهرش انداخت .
پـيـوسـتـه بـايـد به ياد داشت كه اين عامل و موضوع فراهم نبودن زمينه و موقعيت , از مهمترين عـواملى است كه روابط زناشويى را به سردى مى كشاند و آن قدر كه بر طرف كردن اين عوامل در بـهـبود روابط زن و مرد تاءثير دارد عوامل ديگر مؤثر نيست و تهديد يا نصيحت نيز كارساز نخواهد بـود.
مـطـمئن باشيدكه با فراهم بودن زمينه و نبود عوامل بازدارنده , هيچ مشكلى فرا روى شما خودنمايى نخواهد كرد.
در اينكه چگونه بايد زن را براى برقرارى معاشرت آماده ساخت در روايات مطالبى بيان شده است .
حضرت امام صادق (ع ) مى فرمايد: راسـتـى مـمـكـن است در ميان شما كسى باشد كه با زنش بياميزد ولى [چون او را تحريك كرده وخـامـوش نـسـاخـتـه است ] پس از انجام عمل , اگر همان زن به يك مرد سياه چهره و زشت [از اهـل زنگبار] دست يابد, براى فرونشاندن شهوت خود به دامنش بياويزد.
بنابراين هرگاه بخواهيد بـازنانتان آميزش كنيد نخست بايد با آنها شوخيهاى شهوت انگيز نماييد و كاملا آماده شان سازيد, زيرادر اين صورت آميزش براى شما و همسرتان خوشايندتر و لذتبخش تر مى شود
.
در حديثى از حضرت امام رضا(ع ) در نامه به ماءمون چنين آمده است : قـبـل از آميزش آنچه مى توانى با همسرت رفتارى شهوت انگيز پيش گير و [مواضعى كه شهوت رابـيـدار مى كند تحريك نما] ...
چه , اين عمل سبب غلبه ميل جنسى او مى شود و آثار آن در چشم وصورتش نمايان مى گردد و مى خواهد از تو مانند آن را كه تو از وى مى خواهى
.
از فـرمايش حضرت رضا (ع ) بر مى آيد كه انجام مقدمات آميزش را بايد تا آنجا ادامه داد كه زن به اوج تحريك جنسى برسد و به همبسترى تمايل يابد.
ايـن در حـالـى اسـت كـه در برخى اخبار فرموده اند آميزش جنسى را چندان طولانى نسازيد.
در واقـع طـولانى نساختن همبسترى امرى است مربوط به پس از مقاربت .
و پيش از آن , شوخ ‌طبعى ومقدمه چينى در صورتى كه براى تحريك باشد نـه تـنـها نكوهش نشده بلكه سفارش شده است .
بعلاوه طولانى كردن معاشقه پس از مقاربت , در صـورتـى كـه بـراى سيراب كردن زن و رضايت جنسى اوباشد, نه تنها اشكال ندارد بلكه ضرورى اسـت .
مـقـاربت عجولانه و با انزال سريع امرى نكوهيده است .
اين در حالى است كه بيشتر زنان به سبب سرشت خود دير تحريك مى شوند و نيز دير به اوج لذت جنسى مى رسند.
بنابراين آميزشهاى منقطع (با انزال سريع از سوى مرد) براى اغلب آنان رنج آور ودلسرد كننده است .
تـاءكـيـد اسـلام بـر ايـن مـوضـوع بدين سبب است كه خداى متعال زن را وجودى پاك و عفيف قرارداده است و از همين رو ميل جنسى در او خود به خود كمتر به وجود مى آيد.
گاهى نيز تمايل روحى در اووجود دارد اما تا تحريك بدنى صورت نپذيرد در عمل رغبتى از خود نشان نمى دهد و وظيفه شوهراست كه وى را در اين حال كمك كند و ميل جنسى را در نهادش بيدار سازد.
در حـقـيـقت نشان ندادن تمايل نه بدان سبب است كه زن اشتياقى به روابط همسرى ندارد بلكه به اقتضاى طبيعت خويش (عفت ) كه وديعه الهى است , علاقه خود را بدين عمل اظهار نمى دارد.
يكى از پزشكان مى گويد: ((نـورمـان هـيـر)) طـبـيب انگليسى , براى موضوع آميزش , تشبيه مناسبى كرده است .
او مرحله آميزش را به بالا رفتن از كوهى تشبيه كرده است كه مرد چون داراى قدرت بيشترى است زود به قـلـه كـوه مـى رسد.(يعنى مرد زودتر آماده آميزش مى شود.) در حالى كه زن هنوز به اواسط كوه نـرسيده است (زيرا زن ديرتر آماده مى شود).
همچنين در پايين آمدن , مرد يكدفعه پايين مى آيد و زن پله پله , و اين وظيفه مرد است كه دست همسر خود را بگيرد تا با هم بالا و پايين روند و از غريزه جنسى يكديگربرخوردار شوند
.
يك كارشناس امور جنسى مى نويسد: بـر خـلاف مـردها كه نقاط قابل تحريك جنسى آنها در قسمتهاى بخصوص , محدود مى باشد, در زنهااين نقاط منتشر و وسيع است .
در تحت شرايط روحى مخصوص , لمس هر ناحيه از بدن ممكن اسـت بـه وجـد آورنـده تـحريك جنسى شود ...
تحريك اين نواحى سبب ظهور و بروز ميل جنسى شـديـدى خـواهـد شـد.
در اوايل ازدواج زنها معمولا نسبت به تحريك عمومى بدن بيشتر حساس هـسـتـنـد تـا به تحريك مستقيم دستگاه تناسلى , ولى پس از اينكه خجلت و كمرويى طبيعى زن بـتدريج زايل گرديدآن وقت است كه تحريك مستقيم  براى او لذتبخش تر خواهد بود...
ولى بايد دقـت كـرد كه اين گونه تماسها خيلى به آرامى و با مهارت انجام گيرد.
اينكه بسيارى از مردان در انـجـام اعـمـال زنـاشويى ازهمسر خود اظهار نارضايتى مى كنند گاهى بدين علت است كه آنها مـعمولا برقرارى روابط زناشويى رابه تندى آغاز مى نمايند.
در حالى كه به طور معمول تحريكهاى يكباره سبب مقاومت و نارضايتى دربانوان مى شود و آنهارااز همراهى و لذت خواهى دور مى سازد.
بـهـتـريـن روش آن اسـت كه انجام روابط بسيار آرام و تدريجى آغاز گردد.
آنگاه كه مرد تصميم قـطـعى خود به برقرارى روابط زناشويى را از همان آغاز با همسرش در ميان گذارد, كمترين بى ميلى در زن به مقاومت عجيبى تبديل مى شود كه بسانى به انعطاف نمى انجامد. در حالى كه اگر ايـن تـصـمـيـم اظـهـار نـشـود و بـا مـهارت و دلجويى , كار دنبال گرددنتيجه مطلوب تر عايد مى شود
.

مرد چگونه در آغاز و ادامه رابطه , خوددارى و درنگ كند؟

در مـيـان مـردان بـعـضى چنين تصور مى كنند كه عمل زناشويى تنها وسيله اى است براى خارج كـردن نـطفه .
پس چه فرق مى كند كه به چه كيفيتى صورت پذيرد! گروهى نيز آنچنان سرگرم امور زندگى اندكه گويى نه همسرى دارند كه بايد او را در اين مورد خشنود سازند و نه لزومى به چنين كارى وجود دارد. در حالى كه بر پايه مفاد روايات بايد براى مقدمات پيش از آميزش اصولى را در نـظـر گـرفـت و سـهمى جداگانه قائل شد.
اساسا بسيارى از دستورهاى دينى و بهداشتى پـيـرامـون اين موضوع مربوط به مقدمات آميزش است نه خود آن , و آن قدر كه بر مقدمات تاءكيد ورزيده اند بر خود عمل تاءكيدنكرده اند.
حضرت رسول خدا(ص ) فرموده است : چـنـانـكـه حـيوانات بر جفتهاى خويش مى جهند بر همسرانتان نجهيد بلكه پيش از آن با بوسه و سخن گفتن وى را براى عمل آماده سازيد.
امروزه ثابت شده است كه توجه به مقدمات آميزش , چه بسا زن عقيم را بچه آور مى سازد و بعكس آن ,بـدون مـقـدمـه بـه عـمـل پرداختن , زن بچه آور را عقيم مى سازد.
دكتر ((اوستاش تشاسر)) مى نويسد: مـلـكـه اتريش فرزند نمى آورد و از زنان عقيم به شمار مى رفت تا روزى دكتر مخصوصش پس از دقـت وفحص كامل به وى گفت : به عقيده من شما عقيم نيستيد و تنها علت نازايى تان اين است كـه بـاملاعبه و مغازله , غدد جنسى شما كاملا تحريك و آماده آميزش نمى شود.
بنابراين بايد قبل ازآمـيـزش , شـوهـرتـان با مغازله و ملاعبه زياد, شهوت جنسى شما را برانگيزد و غدد جنسى تان راتحريك و آماده آميزش نمايد.
بـالاخـره نـتـيـجه اجراى دستور دكتر اين شد كه ملكه اتريش از نازايى بيرون آمد و مادر شانزده فرزندشد
.
دكتر ((كويراج هرتام داس )) هندى , متخصص و مشاور امور زناشويى در كتاب خاوئد (ص 67) كه به زبان اردو نگارش يافته مى گويد: بـراى اينكه آميزش , منشاء فرزند شود بايد مرد قبلا با ملاعبه , شهوت جنسى زن را تحريك كند و بـه طـورى او را آمـاده سـازد كـه چون نطفه در رحم قرار مى گيرد زن به اوج لذت رسيده باشد (انزال هر دو نفربا هم صورت گيرد.) كارشناس ديگرى مى گويد: زمـانـى را كه زن براى عكس العمل جنسى لازم دارد خيلى طولانى تر است تا مرد, زيرا هم خيلى طول مى كشد تا تحريك شود و هم طول مى كشد تا به اوج لذت جنسى برسد.
اگر مرد فقط روابط جـنـسـى را وسيله اى براى ارضاى اميال بيولوژيكى خود تصور كرده , قبل از نزديكى براى تحريك هـمـسـر خـودكوشش نكند يا نتواند براى مدتى نعوظ خود را نگاه دارد و زود به اوج لذت جنسى برسد, زن ممكن است كاملا تحريك نشده و قبل از اتمام عمل نزديكى به اوج لذت جنسى نرسيده باشد
.

حقى در مقابل حق ديگر

زن وقتى به برقرارى روابط زناشويى موظف است كه شوهر از عهده مخارج او ( نفقه ) بر آيد, خواه زن خـود از پس تاءمين احتياجات مادى خويش بر آيد يا نه , مطالبه كند يا نكند.
در هر صورت مرد موظف به كسب و كار و تلاش در امرار معاش خود و خانواده اش مى باشد و تا آن زمان كه مرد بدون عذرشرعى از پرداخت حقوق زن امتناع مى ورزد, زن موظف به پذيرش همبسترى نيست .
نـكته حايز اهميت اين است كه مخارج زن منحصر به نان و غذا نيست بلكه داراى ابعادى است كه درذيل بدانها اشاره مى كنيم :

 1. غذا در حد نياز زن و متناسب با عادت و شاءن او و موقعيت محل زندگيش .
2. پوشاك به مقدار كافى , از نوع متعارف و متناسب با محل زندگى و عادت زن .
3. وسايل زندگى مثل فرش و لوازم آشپزخانه در حد نياز و متناسب با عرف و شاءن زن .
4. وسايل نظافت و آرايش .
5. مسكن متناسب با احتياج و شاءن و شخصيت زن .
6. خـدمـتـكـار در دو صـورت :

الف ) موردى كه زن در خانه پدرش خدمتكار داشته است .
ب ) زن بـيـمـارباشد و نتواند خود كارهايش را انجام دهد.
در اين دو صورت مرد موظف است خدمتكارى براى زن اختيار كند يا خودش كارهاى خانه را انجام دهد
.
7. هزينه درمان بيماريهاى جزئى و عادى
.
مـوارد جـنـبـى ديـگـرى نـيـز بـه مـقـتـضـاى زمـان و مـكـان در كار است كه از ذكر همه آنها خوددارى مى كنيم
.
تـذكـر دهـيـم كه تاءمين مخارج فرزند و والدين (درصورتى كه آنها نيازمند باشند) بر مرد واجب اسـت مـشـروط بر آنكه آنها نتوانند مخارج خود را تاءمين كنند.
اما در مورد زن چنين نيست و حـتـى اگـر زنى ثروتمند باشد, تاءمين مخارج متعارف او (يا تقديم مبلغ آن به وى ) بر مرد واجب است , مگر اينكه زن خود آن را به شوهرش ببخشد, چنانكه معيار وجوب پرداخت مخارج زن , تمكن مـالى مرد نيست و مرددر صورتى كه تمكن مالى هم نداشته باشد, موظف به كار و تحصيل درآمد است و در صورت ضرورت بايد قرض كند و مخارج لازم همسرش را بپردازد.
ديـگـر آنـكـه اگر مرد سالها مخارج فرزندان يا پدر و مادر نيازمندش را ندهد گناهكار است ولى مـديـون آنـها نيست , يعنى پرداخت مخارج ايام گذشته بر وى واجب نيست .
ولى نسبت به همسر مـديـون اسـت ومـوظـف بـه پرداخت مبالغى است كه در ايام گذشته نپرداخته است , تا آنجا كه هـرگـاه زن بـه وظـايـف خـودعمل كند و شوهر مخارج متعارف او را به طور كامل نپردازد زن مى تواند بدون اذن همسرش از اموال اوبر دارد.
بعلاوه اگر مرد توان تاءمين مصارف همسر و فرزندان و والدين خود را نداشته باشد و تنها قادر بر تاءمين يكى از اين موارد باشد حق همسرش بر ديگران مقدم است
.


یکشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٢

عشق بهتر است يا ثروت

مردم تشنه عشق هستند. درگذشته، ازدواج برحسب رسوم متداول زمان انجام مي گرفت. يعني ازدواج به وسيله خانواده طرفين يا به وسيله واسطه ها و گاهي به وسيله ملاحظات اجتماعي انجام مي شد و عشق مي بايست بعد از ازدواج صورت مي گرفت. از سه چهار نسل گذشته به اين طرف، مفهوم عشق «رومانتيك» در دنياي غرب عموميت يافت.
عشق به آموختن نياز دارد. احساس اوليه عاشق شدن را با حالت دايمي عاشق بودن، يا بهتر بگوييم، در عشق ماندن اشتباه مي كنيم. اگر دو نفر كه نسبت به هم بيگانه بوده اند، چنانچه همه ما هستيم، مانع را از ميان خود بردارند و احساس نزديكي و يگانگي كنند، اين لحظه يكي از شادي بخش ترين تجارب زندگي ايشان مي شود.
اين معجزه دلدادگي ناگهاني اگر با جاذبه جنسي همراه يا با منع كامجويي توأم باشند غالباً به آساني حاصل مي شود اما به اقتضاي ماهيت خود هرگز پايدار نمي ماند. دلبستگي آنان اندك اندك حالت معجز ه آساي نخستين خود را از دست مي دهد و سرانجام اختلاف ها و ملالت هاي دوجانبه ته مانده هيجان هاي نخستين را مي كشد.
عشق يك هنر است همان طور كه زيستن يك هنر است و در راه فراگيري اين هنر بايد همان راهي را انتخاب نمود كه براي آموختن هر هنر لازم است.
عشق عبارتست از رغبت جدي به زندگي و پرورش آنچه بدان مهر مي ورزيم. بعضي از پژوهشگران معتقدند كه مشكلات زناشويي نتيجه گسيختگي در پيشرفت طبيعي چرخه زندگي زناشويي و خانوادگي است. روابط صميمي در جريان رشد خود از مراحل بحراني و حساسي مي گذرند و هر كدام از اين مراحل وظايف ويژه اي دارد.
يك شخص نياز دارد كه با فرد ديگر يا ديگران روابط صميمي و پيوند عاطفي برقرار كند و به اصطلاح، نسبت به ديگران نوعي احساس تعهد در او بوجود مي آيد. توانايي در ايجاد يك رابطه صميمي كه مستلزم مصالحه و گذشت است به احساس هويت شخصي فرد بستگي دارد. افرادي كه از هويتي قوي برخوردارند آماده اند كه هويت خود را با فرد ديگري سهيم شوند. حتي رابطه جنسي سالم در زناشويي زماني امكان پذير است كه فرد به هويتي مطلوب دست يافته باشد. توانايي برقراري رابطه صميمي به توانايي عشق ورزيدن مي انجامد كه نوعي از خود گذشتگي متقابل است.
زوج هاي دچار مشكل به احتمال زيادتر رفتارهاي ناخوشايند همسر خود را به قصد منفي نسبت مي دهند و رفتارهاي مثبت آنان را به علل اختصاصي و ناخواسته نسبت مي دهند. گذشته از تفاوت هاي فيزيكي بين زن و مرد تفاوت هاي ديگري نيز بين آنها وجود دارد كه يكي از آنها توجه به جزئيات در زنان و كلي نگري در مردان است كه اگر زن و مرد از اين تفاوت آگاهي نداشته باشند ممكن است همين تفاوت به ظاهر ساده، سر منشأ بسياري از مشكلات را براي آن دو فراهم آورد.
همسران بايد بگذارند در همان حال كه با هم هستند اندكي از يكديگر جدا باشند، يكديگر را دوست داشته باشند ولي عشق را محدود نسازند و بگذارند عشق مثل يك درياي مواج بين دو ساحل روح شان حركت كند، جام يكديگر را پر كنند ولي از يك جام ننوشند، از نان خود به ديگري بدهند اما دل هاي يكديگر را در تصرف خود نگه  ندارند.
شوهري كه همسرش را دوست دارد و عاشق او است از آنچه كه همسرش مي پسندد همانقدر لذت مي برد كه از آنچه مورد پسند و دلخواه خودش است. مرداني كه سالم هستند بيشتر مجذوب هوش و شايستگي همسران خود مي شوند و همچنين تمايز آشكاري بين نقش ها و شخصيت هاي ميان دو جنس قايل نيستند.
گذشته از عنصر نثار كردن، خصيصه فعال عشق متضمن عناصر اساسي ديگري است كه همه در جلوه هاي گوناگون عشق مشتركند.
اينها عبارتند از: دلسوزي- احساس مسئوليت- احترام و دانايي- مشكلات زناشويي از كژكاريهاي رفتاري و شناختي ناشي مي شود. كژكاريهاي رفتاري شامل آن جنبه هايي است كه مشخص كننده زناشويي هاي آشفته و از جمله الگوهاي ارتباطي ضعيف يا نامناسب، ناتواني در غلبه بر نارسايي هاي تغيير رفتار و مهارت هاي ناكافي در مسأله گشايي است.
راجرز مي گويد: عميق ترين مفهوم محبوب بودن اين است كه انسان عميقاً درك و شناخته شده و مورد قبول واقع شود. ما هنگامي مي توانيم كسي را دوست داشته باشيم كه از جانب او تهديد نشويم و واكنش هاي او نسبت به ما يا نسبت به آن چيزهايي كه بر ما تأثير گذارند براي ما قابل درك باشند.
اوراستريت مي گويد: « دوست داشتن يك فرد، تصاحب آن فرد نيست بلكه بر تصديق موجوديت او دلالت دارد و اين بدين معنا است كه با شادماني تمام حقوق انساني او را به رسميت بشناسي

بد نيست قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد
پژوهش ها نشان مي دهد امروزه پول عامل اساسي سوء تفاهمات زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.
پول تعيين كننده ثروت است. اما در ايجاد مساوات در امنيت، عشق، قدرت و آزادي زوج ها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول به مراتب مهمتر از ميزان دارايي تان است.
سوزان بايردر نويسنده «پرسش هاي مشكل، ۱۰۰ سؤال مهمي كه از نامزدتان مي توانيد بپرسيد» مي گويد: ازدواج اميدها، آرزوها و ترس هاي مالي خاص خود را به همراه دارد. بسيار مهم است كه تصوير روشني از توقعات، انتظارات و خواسته هاي خود داشته باشيد. با نامزدتان در مورد مسائل مالي صحبت كنيد. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالي بپرسيد. هر چه اطلاعات كامل تر از او و انتظارات خود داشته باشيد، بهتر مي توانيد تصميم گيري كنيد.
نظر او را نسبت به بيمه درماني ،  بيمه عمر، پس انداز كردن محدوديت هاي مالي موجود، محل اقامت، هزينه رهن، اجاره و وام، هزينه ادامه تحصيل بپرسيد.
ادامه تحصيل مستلزم فداكاري همسران است. زيرا بايد مخارج اضافي را براي تحصيل شما اختصاص داد. از طرفي در صورت ادامه تحصيل، شايد فرصت كافي براي كار كردن نداشته باشيد.
طرح چنين مسائلي بسيار مشكل است. ولي باعث مي شود حالا و پس از ازدواج خيالتان راحت باشد و تصميم گيري تان براساس واقعيات موجود باشد نه روياها و آرمان ها. اگر فرهنگ خانواده تان اجازه نمي دهد خودتان اين مسائل را مطرح كنيد، از والدين بخواهيد آنها را بپرسند.
پرسش هاي زير به شما كمك مي كند تا تصوير روشن تري از وضعيت مالي آينده داشته باشيد:
۱- درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟
۲- آيا كار كردن هر دوي شما لازم است؟
۳- اگر خانم كار نكند، آيا همسر خانه داري را باارزش مي داند؟
۴- براي گذران زندگي چقدر درآمد كافي است؟
۵- چگونه بايد خرج كرد؟ چه هزينه هايي در اولويت است؟
۶- آيا با نحوه خرج كردن يكديگر توافق داريد؟ با چه مواردي موافق و با چه مواردي مخالفيد؟
۷- اگر هر دو كار مي كنيد، پولتان را با هم خرج مي كنيد يا جداگانه؟
۸- چه مبلغي هر دو در بانك داريد؟
۹- اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس انداز يا سرمايه گذاري مي كند و چه مقدار را خرج مي كند؟
۱۰- چه كسي مسئوليت برنامه ريزي مالي را دردراز مدت برعهده مي گيرد؟
۱۱- براي داشتن احساس امنيت، چه مقدار پول كافي است؟
۱۲-چند درصد از درآمد را پس انداز مي كنيد؟ آيا نامزدتان با پس انداز در بانك موافق است؟
۱۳- چه كسي حساب دخل و خرج را دارد؟ چه كسي قبوض آب، برق، تلفن و گاز را مي پردازد؟
۱۴- در صورت بيمه نبودن نامزدتان، آيا با بيمه اختياري هر دو شما موافق است؟
۱۵- آيا نامزدتان بايد خرج والدينش را بپردازد. در صورت پاسخ مثبت ماهانه چقدر از درآمدش را براي اين امر اختصاص مي دهد؟
۱۶- اگر خداي نخواسته ازدواج به طلاق منجر شود آيا مي تواند مهر را پرداخت كند؟
۱۷- آيا او با خريد وسايل اضافي براي منزل يا كادو براي دوست موافق است؟
۱۸- آيا نامزدتان مي پذيرد كه دارايي قبل از ازدواج براي مثال، زمين، خانه و ماشين به اسم خودتان باشد؟
۱۹- آيا خواستگارتان بدهي ندارد و ورشكست نشده است؟
در صورتي كه بدهي دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغي بايد پرداخت كند؟
۲۰- آيا مي توانيد حساب جداگانه اي براي هزينه هاي منزل داشته باشيد؟ يا هر كسي بخشي از درآمد خود را براي آن اختصاص دهد؟
۲۱- آيا موافقيد كه حساب پس انداز جداگانه اي داشته باشيد؟
۲۲- اگر پس از ازدواج با پول كار هر دو شما خانه يا ماشين خريداري شود، آيا موافقيد كه سند آن به نام هر دو باشد؟
۲۳- اگر پس از ازدواج با بحران مالي يا ورشكستگي روبه رو شويد چه مي كنيد؟
۲۴- آيا موافقيد مبلغي را براي موارد غيره منتظره نظير هزينه عمل جراحي يا بيمارستان پس انداز كنيد؟


یکشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٢

پيامدهای طلاق
طلاق و از هم پاشيدگي كانون خانواده معضل اجتماعي است كه پيامدهاي آن از مشكلات بزرگ جوامع كنوني به شمار مي رود ولي در شرايط حاضر به صورت متداول ترين راه حل يك ازدواج ناموفق درآمده است.
گسستن رابطه زناشويي و رها ساختن زندگي مشترك، زن و مردي را كه با هم پيوسته بوده اند، به راه هاي گوناگون مي كشاند ، هر چند امكان دارد، چنين زن و مردي، هريك خوشبختي خاصي يافته يا سعادت از دست رفته را در كنار همسري ديگر بيابند اما متأسفانه چنين امكاني اندك و تنها براي حدود ۱۰ درصد اتفاق مي افتد. جامعه ما نسبت به زنان مطلقه پيشداوري منفي دارد و قريب ۹۰ درصد زنان طلاق گرفته را نمي پذيرند. از طرفي ديگر مشكل وجود فرزنداني در خانواده هاي طلاق كه ناچارند به زندگي در كنار يكي از والدين بسنده كنند و روزگار را زير سايه ناپدري يا نامادري بگذرانند، مسأله ديگري است كه بسيار قصه هاي غم انگيز آن را شنيده ايم. اين مسايل و پيامدها يك ذهنيت تاريخي منفي نسبت به طلاق را شكل داده است. اين واقعيت را هر فردي مي تواند دريابد كه سابقه طلاق در زندگي هر فردي به عنوان يك نقطه منفي و ضعف محسوب مي شود.
ايجاد چنين نگرشي در سطح جامعه و تلقي منفي از «طلاق» و زنان و مردان مطلقه، از مهمترين عوامل بازدارنده طلاق است. البته اسلام به عنوان يك دين واقع گرا نمي تواند به دليل خطرات ناشي از طلاق در هيچ شرايطي طلاق را نپذيرد، زيرا به هرحال در مواقعي اختلافات زن و مرد درون خانواده به نقطه انفجارآميزي مي رسد كه اجبار به ادامه چنين وضعي، نه تنها به بهبود اوضاع نمي انجامد، بلكه به مصايب و فجايع دردناكي منجر مي شود و سلامتي زن و شوهر يا فرزندان خانواده را در معرض مخاطره جدي قرار مي دهد.با وجود اين ، طلاق در شرع مقدس اسلام به عنوان مبغوض ترين عمل قابل پذيرش تلقي شده و در عرف جامعه ايراني نيز فقط به عنوان آخرين راه حل قابل پذيرش است.
امروزه در كشورمان شاهد افزايش برخي از معضلات اجتماعي هستيم و طلاق از جمله معضلاتي است كه افزايش آن شكل چشمگير و خطرناكي به خود گرفته است. بر طبق آمارهاي رسمي و غيررسمي و اظهاراتي كه توسط مسئولين دادگاه خانواده ارائه شده از هر چهار يا پنج ازدواجي كه صورت گرفته يك مورد آن متأسفانه به طلاق مي انجامد و بر همين اساس كشور ما بعد از كشورهايي چون آمريكا، دانمارك و مصر چهارمين كشور پرطلاق دنيا محسوب مي شود. حال به بررسي برخي از جنبه هاي اين پديده مي پردازيم.
دو فرد با دنيايي از آمال و آرزو و اغلب با عشقي وافر در كنار هم قرار گرفته و پيوندي از روابط را با هم برقرار مي كنند. پيوندي كه اميد مي رود تا پايان زندگي دو نفر پايدار و استوار باقي بماند. پس چه مي شود كه تمام آرزوهاي دو نفر از هم مي گسلد و زندگي آنها قبل از موعد از هم فرو مي پاشد. عوامل موجد در طلاق چيست؟ طلاق چه اثرات و عوارضي را بر زوجين طلاق گرفته و همچنين جامعه پيرامون آنها مي گذارد؟ آيا آينده و آتيه اي بهتر در انتظار مطلقين خواهد بود؟ چه راهكارهايي براي كاهش اين معضل وجود دارد؟ مقاله زير تلاش دارد به برخي از اين پرسشها پاسخ گويد،باهم مي خوانيم:

عوامل طلاق :
برخي از عوامل طلاق در جامعه ما به شرح ذيل مي باشند:
۱- عوامل قانونی : از جمله عواملي كه در حال حاضر به شدت طلاق ها را در جامعه ما متأثر مي سازد وجود و تصويب برخي از قوانين مربوط به ازدواج و طلاق است. مثلاً قوانين مربوط به مهريه نه تنها نتوانسته مانع طلاق دادن زنان توسط مردها شود بلكه منجر به جنگ و جدال بسياري بين زوجين شده است. قانوني كه مبني بر حق حبس مرد براي عدم توانايي پرداخت مهريه توسط زن به تصويب رسيده و بر اساس ماده ۱۰۸۵ قانون مدني كه مي گويد: زن مي تواند تا مهريه به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند. در هنگام برخي از اختلافات زنان را تجهيز به سلاحي كرده كه مي توانند به وسيله آن مرد را تهديد كرده و مشكلاتي از قبيل اين كه وقتي كه زن بخواهد اقدام به چنين شكايتي بكند مرد از هراس به حبس رفتن و يا بعد از به حبس رفتن بر دامنه مشاجرات بيافزايد و يا اين كه سريع تر اقدام به طلاق نمايد، را ايجاد نموده است. در اين راستا مهريه وسيله اي شده كه زنان به خاطر اين كه از حالات احساسي و هيجاني بيشتري برخوردارند سريع تر تحريك شده و دست به اقداماتي كه در كل به ضرر خود و همسرش و در نهايت زندگي مشترك آنان است، بزنند. از سويي ديگر مهريه مي تواند دستاويزي براي برخي زنان سوءاستفاده كننده باشد كه اصولاً قصد زندگي مشترك ندارند و به خاطر دريافت مهريه اقدام به ازدواج مي نمايند و بعد از مدتي با دلايل واهي سعي مي كنند با دريافت تمامي مهريه يا قسمتي از آن با عاصي كردن مرد طلاق خود را بگيرند و اين عمل خود را بارها مي توانند تكرار كنند. به نظر مي رسد براي برطرف كردن معايب قانوني مربوط به مهريه ازجمله حذف حق حبس زنان با توجه به بررسي هاي كارشناسانه دقيق تر بايد اصلاحاتي صورت پذيرد تا كمترين عوارض را دربرداشته باشد. البته مسائل قانوني فقط به مسائل مطرح شده ختم نمي شود بلكه مسائل ديگري نيز وجود دارد كه بايد مورد بررسي و بازبيني قرار گيرند و بر اساس زمان حاضر تغييرات لازم در آنها انجام پذيرد.
۲- عوامل روانشناختی : عوامل روانشناختي دخيل در طلاق ابعاد گسترده اي را دربرمي گيرد كه با بيان مختصر نمي توان به توصيف گستره آن پرداخت ولي از جمله مواردي كه مي توان به آنها اشاره كرد به شرح ذيل است:
عدم تفاهم و سازگاري رواني
در برخي از موارد طلاق، وقتي از زوجين درباره علل طلاق سؤال مي شود راحت ترين و در دسترس ترين پاسخي كه خواهند داد اين است كه مي گويند ما با هم سازش يا تفاهم نداريم. وقتي سؤال دقيق تر مي شود كه منظور از تفاهم نداشتن چيست؟ در پاسخ بسياري از آنها مشاهده مي شود كه دليل يا جواب مستدلي براي آن ندارند. از مفاهيمي مثل اين كه او مرا درك نمي كند، ما با هم هيچ شباهتي نداريم، او مرا دوست ندارد، به خانواده اش وابسته است(البته اين سخن در بين خانم ها بسيار شايع است) و مسائلي از اين قبيل كه بسيارند مطرح مي شود.
اين شكايات و گله مندي ها گاهي دوطرفه است يعني هر دو زوج متقابلاً از همديگر شكايت مي كنند ،ولي در خيلي مواقع نيز يك طرفه است يعني يكي از زوجين عاشق و دوستدار همسر خود است و تمام و كمال حاضر به زندگي مشترك با طرف مقابل خود است ولي ديگري علي رغم ابراز احساسات همسرش، حالتي تنفرآميز نسبت به او پيدا مي كند. در اين حالت است كه تقريباً آن زندگي به نقطه پايان خود نزديك شده و ديري نخواهد پاييد كه طلاق و متاركه زوجين نتيجه بلافصل آن خواهد شد.
پديده ذكر شده به وفور در جلسات مشاوره زوجيني كه با هم اختلاف دارند ديده مي شود.
در چنين موقعيت هايي با توجه به پديده رخ داده شده هر عملي، سخني، شيوه اي به عنوان بهانه اي از طرف فرد بي علاقه در نظر گرفته مي شود كه اين بهانه گيري ها پاياني نخواهد داشت. بهانه هايي چون تو مرا دوست نداري، تو مرا گردش نمي بري، تو يك آدم بي حالي هستي، تو طرفدار پدر و مادر يا خواهر و برادرانت هستي، تو به خاطر خانواده ات به من بي محلي مي كني و هزاران تو، تو... ديگر، كه اگر هر كدام برآورده گردد ديگري سر برمي آورد و اينها مي توانند پاياني بر زندگي مشترك با برچسب نداشتن تفاهم باشد.
حال بايد بپرسيم چرا چنين اتفاقاتي رخ مي دهد؟
چنين سؤالي قطعاً پاسخ هاي متعددي از منظرها و با توجه به افراد مختلف دارد. از جمله پاسخ هايي كه مي توان به آنها اشاره كرد عبارتند از:
الف- عدم تمايل يكي از طرفين به ازدواج و يا ازدواج اجباري
ازدواجي كه به صورت اجباري و فقط به خواسته والدين يكي از زوجين و يا هر دو طرف باشد و تمايلي از سوي خود زوجين نباشد در اغلب موارد به شكست مي انجامد و اگر نيانجامد قطعاً در بسياري از موارد به تحمل مي انجامد كه چنين زندگي زناشويي مانند زنداني شدن با اعمال شاقه است، اگرچه به نظر برسد ظاهراً مشكلي وجود ندارد. البته در مواردي نيز به ندرت چنين ازدواج هايي موفقيت آميز است.
ب- ناپختگي و عدم بلوغ اجتماعي
برخي از ازدواج ها علي رغم اين كه به صورت خواسته  و حتي با عشق و علاقه طرفين براي ازدواج همراه بوده ولي بعد از مدتي شاهد از هم پاشيدگي آنها هستيم. در اين نوع طلاق ها ما شاهد اين خواهيم بود كه دختر يا پسر و يا هر دوي آنها به نوعي هنوز به درجه اي از رشد اجتماعي و عقلاني نرسيده اند كه بتوانند يك زندگي مشترك را اداره كنند، تشكيل يك زندگي مشترك مستلزم شناخت ها و پيش آگهي هايي است. دختر و پسري كه با هم ازدواج مي كنند بايد خودشان را آماده پذيرش مسئوليتهايي كنند. خود را شريك زندگي و سازندگي آن بدانند، از طرف مقابل خود صرفاً بستانكار نباشند بلكه خود را بدهكار نيز بدانند. هر كدام از آنها بايد خود را مسئول ساختن زندگي تلقي كنند نه اين كه يك زندگي ساخته شده را بخواهند. كساني كه قصد ازدواج دارند بايد به اين امر آگاهي داشته باشند كه ازدواج پايان بخشيدن به تمام سختي ها و مشكلات نيست بلكه به نوعي درگير شدن با مشكلات ديگري و شايد بيشتري است كه اگر به ديده درست به آن نگريسته شود زيبايي زندگي در همين حل كردن مشكلات بيشتري است كه اگر به شكلي آرماني به آن نگريسته شود چيزي جز طلاق نتيجه اش نخواهد بود.
بعضي از خانم ها در جامعه ما متأسفانه ازدواج را مساوي با ورود به دنيايي كه همه چيز آن زيبايي و راحتي است مي دانند و در برخورد با اولين و كوچكترين مشكل ساختار رواني شان از هم گسسته مي شود. رسيدن به يك پختگي و بلوغ اجتماعي در درجه اول به عهده والدين است و در درجه دوم ايجاد تغيير در نگرش خود افراد در شرف ازدواج به مسأله زندگي مشترك آنهاست.
ج- توقعات بي جا و چشم و هم چشمي
امروزه زرق و برق هاي بسيار زياد و متنوع مانند سمي كه بر اختلافات خانوادگي دامن زده گريبانگير جامعه ما گشته و وضعيت بحراني را در كانون خانواده به وجود آورده است. در اينجا بحث بر سر وجود چنين زرق و برقهايي نيست، بلكه بحث بر سر تأثيرات و برداشتهايي كه از آنها مي شود، است. در چنين وضعيت هايي زوجين غرق در چنين اوضاعي مي شوند و خود و زندگيشان را فراموش مي كنند. به طور خودآگاه يا ناخودآگاه با متأثر شدن از چنين وضعي و فكر نكردن درباره تداوم زندگيشان به دامن شديد اختلافات مي افتند. كما اينكه در بسياري از مواقع اين صورتهاي زيبا عامل خوشبختي در زندگي نيستند. اين افراد با نديدن جنبه هاي مثبت زندگي خود و ديدن جنبه هاي به ظاهر مثبت و يا به واقع مثبت ديگران دچار كشمكش هاي فراوان مي شوند و وقتي زندگي خود را از دست مي دهند تازه مي فهمند كه چه بر سرشان آمده است.
مقايسه زندگي ها با همديگر، امروزه بلايي است كه مي تواند هر زندگي خوب و زيبا را از هم متلاشي كند. اگر زوجين گرفتار چنين حالتي شوند تحت هر شرايطي و امكاناتي هرگز به آرامش و رضايت نخواهند رسيد. اين وضعيت حالتي رواني را در افراد به وجود خواهد آورد كه با به دست آوردن هر چيزي به موضوع ديگري فكر خواهند كرد كه هرگز تمامي نخواهد داشت. پس بايد خود و شرايط خودمان را بپذيريم و با تلاش و پذيرش خود گام به سوي آينده برداريم كه در اين صورت احساس خوشبختي خواهيم كرد.
د- ابتلا به اختلالات عاطفي و رواني
ابتلاي يكي از زوجين و يا هر دو نفر آنها به اختلالات رواني مي تواند موجب از هم پاشيدگي يك زندگي مشترك گردد. اختلالات رواني مورد بحث مي تواند طيف گسترده اي از شدت و ضعف و همچنين مشهود و غيرمشهود را دربرگيرد. مثلاً ابتلا به افسردگي از حالت خفيف آن تا حالت شديد آن كه به افسردگي اساسي معروف است مي تواند موجب اختلال در روابط زناشويي گردد كه اين حالتي مشهود از اختلالات رواني است. ولي گاهي اختلالاتي مانند اختلالات شخصيت كه به طور مشهود در مبتلايان آن ديده نمي شود از عوامل ناسازگاري و تنشهاي زندگي زناشويي خواهد شد. ازجمله اين اختلالات مي توان از اختلال شخصيت هيستريونيك (نمايشي) و خود شيفته نام برد. به عنوان مثال در اختلال شخصيت هيستريونيك فرد مبتلا نياز مفرط به توجه از سوي همسرش را دارد و در صورت كمترين بي توجهي آشفتگي زيادي بر وي مستولي خواهد شد. در اين حالت فرد مقابلش به هر اندازه به او توجه نشان دهد او ارضا نشده و هميشه شاكي خواهد بود. اين در حالي است كه خودش در مقابل اين همه توجه طلبي كمترين توجه را به همسرش مي نمايد ولي فكر مي كند كه بي نهايت اين كار را انجام داده است. رفته رفته اين موضوع موجب خستگي طرف مقابلش شده و بعد از مدتي به مشاجره و درنهايت تنفر زياد از همديگر و طلاق و متاركه مي انجامد.
۳- عوامل اقتصادی : مسائل مالي و اقتصادي از ديگر عواملي است كه مي تواند منجر به متاركه زوجين شود. از مصاديق اين عوامل مي توان به فقر، بيكاري، بيماري و غيره اشاره كرد. از نظر بسياري از مردم بد بودن وضعيت اقتصادي بزرگترين عامل طلاق تلقي مي شود. در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه درست است عوامل اقتصادي نقش مهمي در امور زندگي مشترك دارد ولي خود اين مسائل في نفسه مهمترين عامل فروپاشي نمي باشد. در يك زندگي زناشويي زوجين اگر همديگر را دوست داشته باشند و منطقي فكر كنند مي توانند با داشتن حداقل امكانات زندگي با همديگر سازگار بوده و زندگي كنند. كما اينكه در غير اين صورت با بالاترين امكانات مادي هم با يكديگر به سر نخواهند برد.
پس قناعت و پذيرش موقعيتها و وضعيت طرفين بعد از ازدواج مي تواند اين عامل را خنثي كند كه متأسفانه بايد اذعان كرد در جامعه كنوني ما برخي از زوجين بدون نگاه به خود و فرد مقابلش توقعات آرماني را براي زندگي زناشويي تصور مي كنند كه به عمل رساندن آن غيرممكن بوده و با گذشت مدتي از زندگي مشترك به راهي جز راه طلاق و متاركه نمي انجامد.
نكته ديگري كه در اين زمينه مي توان عنوان كرد اين است كه به نظر مي رسد علت طلاق در طبقات پائين اقتصادي اجتماعي (مخصوصاً در شهرهاي بزرگ) مسائل اقتصادي (فقر و بيكاري) باشد ولي در طبقات بالاتر اجتماعي (تحصيلكرده ها) عدم تفاهم و سازش اخلاقي باشد.
۴- عوامل ارتباطی : عوامل ارتباطي مشتمل است بر ارتباط و رفت و آمد با خانواده همسر (والدين، برادر، خواهر و بستگان) و نگاه و نگرش متقابلي كه اين دو نسبت به هم دارند.
شايد بتوان گفت عوامل ارتباطي كه ذكر شد در جامعه ما از بزرگترين مسائل اختلاف برانگيز در مسائل زناشويي و خانوادگي است. جايي كه خود زوجين چندان اختلافي با همديگر ندارند و مسائل فرعي ديگر مثل ارتباط با خانواده هاي طرفين برانگيزاننده مشكلات عديده اي مي شود. در اينجا مي توان به روابط بين مادرشوهر، عروس- خواهرشوهر، عروس- مادرزن داماد اشاره كرد كه اغلب از ديدگاه خوبي نسبت به هم برخوردار نبوده و به نظر مي رسد در فرهنگ ما از تاريخچه اي بس طولاني برخوردار است.
۵- ساير عوامل : عوامل ديگري چون اعتياد، بيكاري، بيماري، ناباروري، مسائل جنسي، به ميان آمدن پاي فرد ديگري در زندگي يكي از زوجين، تغييرات و تفاوتهاي فرهنگي و اجتماعي، فاصله طبقاتي، رتبه هاي تحصيلي و... ازجمله ديگر علل طلاق و متاركه مي باشند.
اعتياد به عنوان بلاي خانمان سوز مي تواند هر زندگي را در كام خود فروكشد و نابودش كند. بيكاري زمينه ساز مشكلات اقتصادي و به دنبال آن تشويش هاي روانشناختي است. ناباروري هر كدام از زوجين و ناتواني در بچه دار شدن از عوامل نگران كننده و ايجاد كننده طلاق است. مشكلات جنسي و عدم رضامندي هر كدام از زوجين از عوامل بسيار مهمي است كه به علل فرهنگي در هاله اي از پنهان كاري قرار مي گيرد.
در مشاوره هاي ازدواج اين امر به وضوح به چشم مي خورد كه برخي از زوجين به مسائل جنسي كه از ضروري ترين و مهمترين عوامل استواري زندگي زناشويي است توجهي نمي كنند يا بي توجه هستند. اغلب خانم ها ارضاي جنسي را فقط مختص آقايان مي دانند و از رضايت خودشان در اين زمينه غافل مي مانند كه بعدها منجر به اختلافاتي مي شود كه هيچكدام از آنها نمي دانند كه علت در چيست و منشأ اين اختلافات با بهانه هاي ديگري ظهور مي كنند. عدم آموزش و عدم آگاهي از برقراري روابط جنسي به شكل صحيح، مقاومت يا عدم مراجعه به پزشك، براي مسائل مربوط به اين روابط و... از موارد مشكل ساز در اين زمينه مي باشند.در آخر بايد به اين نكته توجه كرد كه تغييرات فرهنگي و اجتماعي كه در جامعه ما در حال گذر است منجر به تغيير و تحولات گسترده در ابعاد و سطوح مختلف اجتماعي شده كه كانون خانواده و زندگي زناشويي ازجمله مواردي است كه به شدت تحت  تأثير اين تغيير و تحولات قرار گرفته است. در اين راستا، اين وظيفه نهادهاي دولتي و غيردولتي است كه موضوع را از جهات مختلف موردتوجه و بررسي قرار داده و با ريشه يابي و شناسايي دلايل و عوامل آن راهكارهاي لازم را بيابند. چرا كه فروپاشي خانواده علاوه بر اينكه صدمات رواني و عاطفي به افراد مبتلا به آن مي زند، اثرات مخربي را بر پيكره جامعه و ايجاد معضلات، مشكلات و بزهكاري هاي فراوان در جامعه وارد خواهد كرد .
امروزه اعتياد مهمترين عامل طلاق در خانواده هاست
قاضي مشاور دادگاه خانواده مهمترين دليلي را كه در خانواده ها منجر به طلاق مي شود، عامل اعتياد ذكر كرد.
فخري ملك محمد ميگويد : ۶۰ الي ۷۰ درصد طلاقهايي كه انجام مي شود مربوط به اعتياد افراد است و عدم تفاهم زوجين و دخالت افراد در روابط خانوادگي در درجه دوم اهميت قرار دارد.وي ادامه داد: در طي دو سال گذشته درصد افزايش طلاق در قم ۳۲/۵۶ درصد بوده است كه از اين لحاظ استان قم نسبت به ساير استانهاي كشور در رتبه  پنجم قرار دارد.
وي در خصوص وكالت زن در طلاق و يا ماده ۱۱۱۹ قانون مدني گفت: مبناي اين ماده  قانوني بر اساس قوانين شرعي است و از آنجا كه بعضي از حقوق، ذاتي و غيرقابل سلب است و شرع آنها را جايز كرده مانند حق طلاق براي مرد و تعدد زوجات، در مقابل قانون براي زن نيز راه حلهايي قرار داده كه وكالت زن در طلاق يكي از اين موارد است و متأسفانه اكثر زنان از اين حق خود آگاهي لازم را ندارند.
وي اضافه كرد: بر اساس اين ماده زن مي تواند هر شرط مشروعي را ضمن عقد نكاح يا عقد لازم ديگر بنمايد كه در صورت انجام خلاف آن، زن وكيل و وكيل توكيل است و پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهايي مي تواند خود را مطلقه سازد و اين وكالت به لحاظ اينكه ضمن عقد لازمي اخذ شده، بلاعزل است.
قاضي مشاور دادگاه خانواده  استان قم تصريح كرد: بر اساس فتواي حضرت امام راحل زن مي تواند ضمن عقد لازمي شرط كند كه وكالت در طلاق را به صورت مطلق داشته باشد.
قاضي فخري خاطرنشان كرد: بر اساس مصوبه جديد مجلس، ماده ۱۱۳۳ قانون مدني كه بر اساس آن مرد مي تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد تغيير كرده و طبق ماده واحده اصلاح قانون مقررات مربوط به طلاق مرد مي تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون و با مراجعه به دادگاه همسر خود را طلاق دهد.

سه‌شنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٢

كاه و كوه

اغلب زوجهای جوون حتی اگه بهترين دخترها وپسرها برای خانواده هاشون بوده باشند توی زندگی مشترک با همسرشون دچار اختلاف و سوء تفاهم ميشند و کسی نميتونه ادعا کنه که تا بحال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجيده باشه . بعضيها بخاطر جر و بحث هايی که پيش ميايد احساس ميکنند که ازدواجشان موفق نبوده با اين حال خودشون رو ناگزير به سازش با همسر ميدونند وليکن اختلاف آنها مثل آتش زير خاکستر باقی ميمونه .

در اين موارد لازم است هر يک از زوجين فقط اين سئوال را از خودشون بپرسند :

چقدر برای بهبود روابطتتان زحمت کشيديد ؟

اغلب ما در برابر اين سئوال ابروها رو بالا انداخته  با چشمانی از حدقه بيرون زده و قيافه ای حق به جانب  ميگيم :    «  خــــــــيلـــی  »

حقيقت امر اين است که ما زحمتهامون رو حساب شده نکشيديم .

 آيا تا به حال سعی کرديم ريشه  اختلافات را پيدا کنيم و مسائلی را که سد راه خوشبختيمونه برطرف کنيم ؟

آيا تا بحال خواسته هامون را در کفه ترازوی ذهنمان گذاشتيم تا بببينيم کدام ارزش را بايد فدای ارزش ديگر بکنيم ؟

آيا تابحال  فکر کرديم که ما ميتوانيم با کمی سعی و تلاش زندگی مشترکمان را سرشار از شادی - عشق و محبت کنيم  کنيم .

نارضايتيهای کوچک :

نارضايتهای کوچک رو دست کم نگيريم چون اغلب همينها هستند که سد راه خوشبختی هستند .

بگومگوها - نيش زدن ها - دخالتها - ناسازگاريها - ناکاميها - غرور های بيجا - منت گذاشتن ها و .... اگر در برابر اين  مسائل کوچک از خود گذشت نشان دهيد راههای جديدی برای دوست داشتن زندگی و همسرتان پيش رويتان باز خواهد شد وبه يک نيروی فزاينده مثبت دست خواهيد يافت .

در اينجا برای نمونه چند روش را به شما ياد آوری ميکنيم . سعی کنيد روشهای ديگر را خودتان کشف کنيد :

 منت نگذاريد :

منظور کردن کارهايی که برای همسرتان انجام داده ايد يا حتی گذشتی که بخاطر او کرده ايد برای هر يک از طرفين هميشه وسوسه انگيز است . اين وسوسه را بشناسيد و آن را از خود دور کنيد . اين مسئله يکی از مواردی است که جرقه مشاجرات زوجين را فراهم ميکند . ما نبايد توقع داشته باشيم که همسرمان بخاطر هر کاری که انجام ميدهيم از ما قدردانی کند . اگر زوجين از اينکار دوری ميکنند نتيجه آن ناخرسندی و به رخ کشيدن کارهايی است که درطول روز انجام ميدهيم و اگر يکی از زوجين اينکار را انجام دهد طرف مقابل نيز قطعا تحريک شده و به دفاع از خود میپردازد . ما نبايد از اينکه برای خوشبختيمان کاری انجام داده ايم ناراضی باشيم  .  از اينکه من بچه ها را ما به مدرسه رساندم . خانه را من تميز کردم . خريد را من کردم . بچه ها را من حمام بردم و ...  . منظور کردن اينکارها به معنی نارضايتی ما از اينکارهاست و بی گذشت بودنمان را نشان ميدهد وچه بخواهيم و چه نخواهيم همسرمان فکر ميکند که برسر او منت ميگذاريم . مهمتر اينكه يادآوری اين كارهای به ظآهر سخت آنهم بطور دائم باعث ميشود نسبت به همسرمان احساس خشم كنيم و كم كم عشق و محبت در زندگی كم رنگ ميشود و كنايه زدن ها شروع ميشود و هر روز بيشتر از روز قبل نيرويمان را بخاطر اين مسائل بی ارزش از دست ميدهيم . عادت ميكنيم كه هر روز فهرست بلند بالايی را از كارهايی كه انجام داده ايم را به رخ همسرمان ميكشيم . كارهايی كه وظيفه ماست و نشانه گذشت ما .

در اين مواقع يعنی هر گاه احساس كرديد نسبت به همسرتان خشمگين هستيد . وقتيكه احساس كرديد كار نادرستی انجام داده و يا حتی كاری را كه ميبايست انجام ميداده انجام ندا ده لحظه ای صبر كنيد . آن عشقی را كه ما بينتان هست به ياد بياوريد . او هميشه در حق شما كوتاهی نكرده . لبخندی بر لب بياوريد و عصبانيت را به مرور زمان و با تمرين از ليست عادتهايتان حذف كنيد . در اين صورت تآثير آن را در همسرتان خواهيد ديد . اين گامی بزرگ در جهت بهبود روابطتان خواهد بود و هر روز علاقه تان به زندگی مشترك و شريك زندگيتان بيشتر خواهد شد .

توقع نداشته باشيد همسرتان حتما بی نقص باشد :

وقتی به همسرتان ميگوييد ‹‹‌ چرا اينطور هستی ؟ ››‹‹چرا خودت را عوض نمي كنی ؟ ›› از او توقع داريد چه جوابی به شما بدهد ؟ خودتان را جای او بگذاريد . اگركسی از شما اين سئوال را بپرسد چه جوابی ميدهيد . اغلب ما فكر ميكنيم كه عملكردمان درست است و شايد ذاتا نميتونيم خودمون رو اصلاح كنيم . وقتی چنين سئوالی را از همسرتان ميكنيد او تصور ميكند كه آن كسی نيست كه شما ميخواستيد و در انتخابتان اشتباه كرديد و اين مسئله ای نيست كه از ذهن كسی بيرون بره  و نبايد توقع بهبود روابط رو بعد از زدن چنين حرفهايی داشت . بعضيها اين سئوالات رو از همسرشون نميپرسند بلكه اينها رو به جای اينكه از همسرشون بپرسند از خودشون ميپرسند كه اين هم به مراتب بدتره چون اونوقت خودمون فكر ميكنيم كه اگر اون شخص ديگری بود اونوقت من خوشبخت بودم و اونه كه بايد عوض بشه و هيچ راه ديگری نيست .

جور ديگری به مسئله نگاه كنيد . اگه فكر ميكنيد كه جواب خوشبختی شما در كس ديگريه كاملا اشتباه ميكنيد . چون هيچ همسری تو دنيا نميتونيد پيدا كنيد كه با تمام عقايد شما موافق باشه و اين طبيعيه . پس با نظام طبيعت نجنگيد . در كنار اون زندگی كنيد و خودتون رو با چيزی كه هست وفق بديد . ميتونيد بار مسئوليتی رو كه از اون توقع داريد از دوشش  برداريد و رابطتتون رو اصلاح كنيد . مطمئنا با ايجاد صميميت كم كم به چيزهايی كه ميخواستيد هم ميرسيد به همسرتون وقت بديد كه خواسته های شما رو كشف كنه و حتی اگه زحماتش برای برآورده كردن خواسته نتيجه ای نداد اون رو دوست بداريد و به وجودش افتخار كنيد .

عادتهای عجيب خودتون رو بشناسيد :

به نظر شما مضحك نيست كه كسی را با تمام وجود دوست داشته باشيد ولی به خاطر مسائل كوچكی مثل ريختن خمير دندان روی سنگ دستشويی يا پرتاب كردن جوراب ها در اطراف خانه يا نشستن ظروف توی آشپزخانه محبتتان تبديل به خشم بشه . آيا اينكه شما جورابی رو از گوشه خونه برداريد يا خمير دندان ريخته شده يا ظرفهای نشسته رو بشوييد كار خيلی سختيه . اصلا چرا فكر نميكنيد شما هم عادتهای اينچنينی داريد . بهتر نيست اول عادتهای خودمون رو كشف كنيم يا اگر عادت بدی رو در همسرمون كشف كرديم چرا مشكل اون رو مشكل خودمون ندونيم .

بخششتان با جان و دل باشد :

تا بحال حس كرديد چرا عذرخواهی كردن مشكله ؟ و هيچ ميدونيد كه عذرخواهی كردن در زندگی زناشويی چقدر ميتونه مشاجرات بيهوده رو از بين ببره . علت اينكه بعضيها از عذرخواهی فرار ميكنند اينه كه ميترسند طرفشون عكس العملی نشون بده كه موجب پشيمانيشون بشه . بعضيها وقتی همسرشون ازشون عذرخواهی ميكنه چنان قيافه حق به جانبی ميگيرن كه موجب دلشكستگی وآزردگی همسرشون ميشه . وقتی همسرمان از ما عذرخواهی ميكنه بايد خيلی مودبانه و از ته دل اون رو ببخشيم و كارهای ناپسندی مثل زير لب حرف زدن - آه كشيدن يا كنايه زدن رو كنار بزاريم حتی بحث رو ادامه نديم و به اين ترتيب به دلخوريها - تلخيها و واكنشها پايان بديم تا همسرمون تاثير مثبت عذرخواهيش رو لمس كنه . پس از اين به بعد اگر همسرتان از شما عذرخواهی كرد راه را برايش هموار كنيد و با قلبی باز او را ببخشيد و با اين كار به او بخشش را هم ياد بديد .

مشغله هايتان را از روابطتتان جدا كنيد :

كار هميشه هست و هيچ وقت تمامی ندارد . در واقع شما اگر برنامه ريزی درستی نداشته باشيد در طول روز برای كارهاتون وقت هم كم مياريد . اما برنامه ريزی درست اونيه كه توش برای خانه و خانواده و همسرتون هم وقت بزاريد . سعی كنيد ساعاتی رو در روز با همسرتون تنها باشيد . با هم خلوت كنيد و به خلوت همديگر پا بزاريد . سعی كنيد هيچ وقت كارها و خستگی ناشی از كار را با خودتان به منزل نياريد . وقتتون رو تنگ نشون نديد و خودتون رو خسته . چه فايده ای داره كه به همسرمون بگيم كه سخت در حال دست و پا زدن و تلاش هستيم . تنها نتيجه اش اينه كه همسرمون در آخر ليست كارهامون قرار ميگيره و گاهی فراموش ميشه . برای بعضيها حتی ممكنه نا خودآگاه از تو ليست حذف بشه !

كارهای فراموش شده را خودتان انجام دهيد :

همسر شما آدم آهنی نيست . مثل همه انسانهای معمولی ممكنه خسته بشه . ممكنه كاری رو فراموش كنه . در اين موارد نبايد اون رو سرزنش كرد . اينكه بگيم ‹‹ چرا برای دستشويی حوله نذاشتی ؟ ›› ‹‹ چرا ظرفها رو نشستی ؟ ›› ممكنه اون كار رو يادش بياره ولی آيا اون هميشه يادش ميره اين كارها رو بكنه . مسلما  نه . بعضيها اعتقاد دارند كه بايد نوع گفتارمون رو درست كنيم مثلا ميتونيم بگيم ‹‹ حوله دستشويی كجاست ؟ ›› يا ‹‹ قرار بود برای دستشويی حوله بزاری ؟›› كه البته روش خوبيه و باعث ميشه طرف مقابلمون عكس العمل خوبی نشون بده و در مقام دفاع از خودش بر نياد ولی يك روش بهتر هم وجود داره و اون اينكه اگه واقعا وقتش رو داريم چرا ما اين كار رو نكينيم . چه ايرادی داره كه ما كاری رو كه همسرمون فراموش كرده انجام بديم . اشتباهات همسرتون رو به دوش بگيريد ولی نه با آزده دلی بلگه با اشتياق . اگه ظرفهای توی ظرفشويی شما رو آزار ميده اونها رو بشوريد . شايد خيلی ها بگن كه با اين كار ديگه همسرمون كارهاشو انجام نميده . اما برعكس اگه شما دست از تشر زدن - نكوهش و زخم زبان زدن برداريد با كمال تعجب ميبينيد كه برخورد همسرتون بهتر ميشه و شور و علاقه بيشتری برای انجام دادن قسمتی از كارها كه بدوششه از خودش نشون ميده .

دركل اينكه با برطرف نمودن اين مشكلات كوچك و پيش پا افتاده شما ميتونيد فكرتون رو متمركز جنبه های مهمتر روابطتون كنيد . به ارتباطی صميمی فكر كنيد . به رشد روحيتون برسيد . ميتونيد همدرد همسرتون باشيد . و عشق و محبت و شادی رو به همسرتون هديه كنيد .

نظر شما چيه ؟


چهارشنبه ۳ دی ،۱۳۸٢

تقويت قوای جنسی :

از شایع‌ترین مشکلات جنسی که اغلب مردان یا به آن دچار هستند یا فکر میکنند مبتلا هستند زودانزالی میباشد  به این ترتیب که بیش از حد طبیعی از خود انتظار دارند.
یکی دیگر از مشکلات در این رابطه این است که فرد در صورت داشتن مشکلات جنسی به جای اینکه به پزشک متخصص این امر مراجعه کند با دوستان خود مشورت میکند و آنها نیز در اکثر موارد مقدار خیلی کمی مواد مخدر (تریاک) تجویز میکنند وفرد بیمار نیز با اجرای این نسخه تا چند ماه به هدف خود دست میازد، اما بعد از گذشت کمتر از یک سال به غیر از اینکه به اعتیاد دچار میشود، بلکه به کلی این احساس خود را از دست میدهد.

گاهی نیز افراد از مواد بی‌حس کننده استفاده میکنند که استفاده مدام و مستمر این مواد نیز باعث پروستات میشود. مدت استفاده از این مواد می‌بایست بیش از هفته‌ای یک بار نباشد.
در ضمن در این رابطه نباید از مواد بی حس کننده دندان استفاده کرد که این امر در دراز مدت صدماتی را که به دستگاه تناسلی می زند بیشتر است.
لازم به ذکر است که در اسپری های مخصوص که در این رابطه وجود دارد لیدولوکایین 10% مصرف شده است.

یکی دیگر از تجویزهای عامیانه ویاگرا است که روش کار بدین گونه است که:
از آنجایی که عمل نعوذ با پمپاژ کبد و بالا رفتن گردش خون و ضربان قلب و به تبع آن احساس شهوت است، ویاگرا باعث میشود که کبد بیش از حد معمول و بصورت کاذب پمپاژ کند که بهتر است ویاگرا که یک ماده شیمیایی است مصرف نشود و به جای آنها از مواد غذایی طبیعی که به وفور در طبیعت یافت میشود استفاده شود. توصیه میشود کسانی که دارای نارسایی قلبی هستند سرخود و بدون مشاوره پزشک از این قرص استفاده نکنند.

يکی از بهترين روشها آرامش فکر و تقویت اراده است. آرامش فکری و همچنین تلقین نقاط قوت باعث برطرف شدن ضعف جنسی میشود که قبلا در گفتار قبلی به آن اشاره کرديم .

ویتامین E از مهمترین ویتامینهای موجود است که مصرف صحیح آن میتواند باعث تقویت جنسی و شادابی و طراوت پوست و ماندگاری جوانی شود. صرفه نظر از قرصهای موجود میتوان به ماهی اشاره کرد که گنجاندن آن دررژیم غذایی میتواند بهترین تامین کننده این انرژی باشد، چرا که ماهی سرشار از ویتامین E است.
بطور کلی مواد طبیعی بهتر از هرگونه مواد شیمیایی دارای عوارض هستند.
به هرحال توصیه میشود که ویتامین E را بیشتر بصورت طبیعی مصرف کنید تا قرصهای آن.

از مواد غذايی زیر میتوان به عنوان تقویت کننده برای آقایان نام برد:

  • عسل و زنجبیل

  • جوانه گندم

  • شلغم پخته شده در شیر

  • موز و شیر موز

  • نارگیل و شیرنارگیل

  • کباب بره از جنس نر

  • زعفران پلو با پیازچه

  • ماهی از جنس نر به همراه پیازچه

  • به طور کلی گوشت تازه حیوانات نر

و این موارد باعث تحلیل نیروی جنسی در مردان میشود:

  • کافور

  • رازیانه

  • لیمو ترش

  • گوشت حیوان ماده

  • قهوه

  • خردل

  • الکل

  • تریاک و بطور کلی مواد مخدر

غذا را خوب بجوید :

غذا و میوه هر چند دارای ویتامین و خاصیت باشند، اگر هنگام خوردن خوب جویده نشوند برای خورنده چندان سودی ندارد.
زیرا وقتی با بذاق آمیخته نشوند و به معده بروند، معده نمیتواند آن را به شیره غذایی تبدیل کند و بنابراین بصورت تفاله و مدفوع ا زطریق روده‌ها دفع میشوند و ویتامین موجود در آنها نیز از بدن دفع میشود.

به غیر از انزال زودرس ناتوانیهای جنسی دیگری هم وجود دارد از جمله:

  • تنبلی بیضه

  • دیر رسیدن به انزال

  • زود رسیدن به انزال

  • دیر نعوظ کردن

  • زود خوابیدن نعوظ

  • نعوظ سست

مراجعه به ارولوژ

در صورت داشتن هر نوع نارسایی جنسی باید به ارولوژ مراجعه کرد. پزشک ارولوژ میتواند ناتوانیهای جنسی شما را درمان کند. او هر روزه دهها مریض در زمینه ناتوانیهای جنسی دارد. لذا بیماری شما برای او کاملا عادی است.

تقویت جنسی به صورت فیزیکی

اخیرا دراینترنت برخی دستگاههایی تبلیغ میشوند که هدف آنها افزایش طول آلت است که این امر از طرف برخی متخصصین و پزشکان نفی میشود و هنوز نداشت عارضه توسط آنها به طور حتم، اثبات نشده است.
اما غیر از این دستگاهها یک سری روشهایی وجود دارد که عبارت است از یک سری روشهای مداوم روزانه که فایده آن چون بصورت ورزشی است معقول‌تر به نظر میرسد.
لازم به ذکر است که انجام عمل استبراء نیزدر طول مدت طولانی میتواند سودمند باشد که عبارت است از:
عملی که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام میدهند، برای آنکه رطوبتی که بعدها از مجاری خارج میشود محکوم به بول نباشد و آن عمل دارای اقسامی است و بهترین آنها این است که بعد از قطع شدن بول سه دفعه با انگشت میانه دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت بکشند و بعد انگشت شست را بر رو ی آلت و انگشت پهلوی شست را زیر آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه‌گاه بکشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
عمل استبراء همانطور که قبلا گفته عمل مستحبی است که برای خارج کردن باقیمانده ادرار در مجاری ادراری گفته شده است.

عکسهای مندرج در جدول ذيل را هم صرفا به منظور آموزش خدمتتون معرفی ميکنم . به وضعيت و حالات اعضای بدن و شماره های روی عکسها دقت کنيد . 

 حرکت شماره ۱

 حرکت شماره ۲ 

 حرکت شماره ۳ 

حرکت شماره ۴ 

حرکت شماره ۵ 

حرکت شماره ۶ 

 حرکت شماره ۷

 حرکت شماره ۸

حرکت شماره ۹

 حرکت شماره ۱۰

حرکت شماره ۱۱ 

حرکت شماره ۱۲ 

 حرکت شماره ۱۳

حرکت شماره ۱ ۴

حرکت شماره ۱ ۵

 حرکت شماره ۱۶

حرکت شماره ۱ ۷

 حرکت شماره ۱۸


شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٢

چگونه خانه ای آرام داشته باشيم

آقايان در منزل

1 – در مقابل همسر خويش ، گرفتاري هاي روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگي را با اخم و چهره عبوس مطرح نكنيد.

2 – هديه دادن مهر و محبت را زياد مي كند ؛ به مناسبت هاي مختلف براي همسر خود هديه اي هرچند كوچك خريداري و با چهره اي شاد و خندان به او تقديم كنيد.

3 – چنانچه كمبودي در منزل مشاهده مي شود ، باكمال محبت و خوشرويي تذكر دهيد.

4 – در حضور همسر خود ، به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نكنيد و توانايي هاي آنها را به رخ وي نكشيد.

5 – به بستگان همسر خود مانند : پدر و مادر و سايراقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه خود قبل از همسر خود اقدام كنيد.

6 – هيچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگيري نكنيد و در معاشرت و ديد و بازديد با بستگان وي پيشقدم باشيد.

7 – با بستگان خود نزد همسرتان درگوشي و نجوا نكنيد.

8 – هيچ گاه همسر خود را به ويژه نزد بستگانش تحقير نكنيد؛ توهين و بي احترامي به همسر از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي كاهد.

9 – هيچ  گاه خود را برتر از همسر خود معرفي نكنيد. سعي كنيد " من " و " تو " در زندگي زناشويي نباشد كلمه " ما " زندگي را گرم و لذتبخش مي كند.

10 وقتي كه همسر شما عصباني است او را با مهر و محبت آرام كنيد.

11 – براي رفتن به مهماني و گردش سعي كنيد همراه فرزندان و همسر خود باشيد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت كار و خستگي رد نكنيد.

12 – امتيازات اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و ... فاميل خود را در صورتي كه باهمسر شما فاصله اجتماعي و طبقاتي دارند مطرح نكنيد.

13 – كارهاي همسر خود ، هرچند كوچك را تحسين كنيد. تمجيد و ستايش زن به علت روح لطيف و مهرباني كه دارد كليد كاميابي در زندگي زناشويي است.

14 – در قبال همسر خود ، در امور مختلف قدرت نمايي نكنيد.

15 – زحمات و هزينه هايي را كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود صرف مي كنيد ، هيچ گاه بر زبان نياوريد.

16 – همسر خود را در خانه محصور و محدود نكنيد و وي را از دستيابي به شادي ها محروم نسازيد.

17 – شادي و خنده هاي خود را در محل كار خود جا نگذاريد و فراموش نكنيد كه همسر شما درخانه هم نيازمند شادي و خنده هاي شماست.

18 – كمك كردن در انجام كارهاي منزل را فراموش نكنيد و بدانيد همان مقدار كه شما در خارج از منزل خسته مي شويد ، زن هم درمنزل از كارهاي منزل خسته مي شود و نيازمند مساعدت و قدرداني است.

 

خانمها در منزل :

1 – در كليه موارد معيشت اعم از تملك ، درآمد و ... از كلمه " ما " استفاده نماييد نه "من " و "تو " ؛ زيرا پس از عقد ، زندگي مشترك شروع شده و ديگر من و تو مطرح نيست.

2 – در مقابل همسر خود هرچند حق با شما باشد ، لجبازي و اصرار نكنيد و از مخالفت و مشاجره با همسر خود بپرهيزيد ؛ زيرا محبت را از بين مي برد.

3 – همسر خود را به خصوص در مقابل بستگانش تحقير نكنيد و از تعريف و تمجيد بستگان خود در مقابل آنان پرهيز نماييد.

4 – چنانچه كمك هايي را از طرف بستگان شما به همسرتان شده ، آنها را به رخ او نكشيد.

5 – با دوستان و آشنايان همسرتان در معاشرتها بيش از حد معمول گرم نگيريد.

6 – همسر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نكنيد.

7 – در رفت و آمد و معاشرت با بستگان همسر خود پيش قدم باشيد.

8 – به بستگان نزديك همسر خود ( مادر شوهر و ...) بيش از خويشاوندان ديگر احترام بگذاريد.

9 – زحماتي كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود متحمل شده ايد به رخ وي نكشيد.

10 – چنانچه درآمدي داريد و براي زندگي هزينه مي كنيد ، آن را بازگو نكنيد و درمصرف آن طبل جداگانه نزنيد.

11 – از مردان نزد همسرتان تمجيد نكنيد، هيچ مردي را بر همسرتان ترجيح ندهيد و در گفتار اين موضوع را رعايت كنيد ؛ زيرا هر فردي توانمندي هاي خاص خود را دارد.

12 – براي انجام درخواست هاي خود با همسرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننماييد.

13 – براي برآوردن نيازمندي هاي خود از نظر مادي و غيرمادي امكانات همسرتان را در نظر بگيريد و او را تحت فشار قرار ندهيد.

14 – خود را براي همسرتان بياراييد و بهترين و تميزترين لباس را در مقابل وي بپوشيد.

15 – در مقابل همسر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشويد ؛ او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد و خندان استقبال كنيد .

16 – پس از مراجعت همسر خود به خانه ، كارهاي خود را حتي الامكان كنار بگذاريد و در حضور او بنشينيد و با سخنان خوشايند و گرمي از او پذيرايي كنيد .

17 – در مواقعي كه همسرتان از نظر روحي آماده نيست ، درخواست هاي خود را مطرح نكنيد .

18 – در موقع خروج از خانه او را بدرقه كرده و با گرمي از او خداحافظي كنيد .


شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٢

تفاهم بدست آوردنی است

راههاي عملي دستيابي به تفاهم :

1- در هنگام گفتگو با همسرمان ، با نهايت دقت به مطالب وي گوش فرا داده و آن گونه عمل نماييم كه گويي جز به وي و سخنانش ، به موضوع ديگري توجه نداريم و از انجام هر عملي كه مغاير با حالت توجه باشد ، خودداري مي كنيم .

اين كيفيت ، در تكنيكهاي مشاوره ، به " هنر خوب شنيدن " موسوم است ؛ حالتي كه بيانگر پذيرش طرف مقابل و مطالب وي است و كاربرد فراواني در مشاوره دارد.

2- با مطالعه در حالات و روحيات همسر خود ، فهرستي از علائق و تمايلات وي ، به دست مي آوريم و نسبت به آنها خود را متعهد و ملزم مي دانيم . تأمين علائق اصولي همسر، و نقطه شروع سخن را بر يكي از علايق وي متكي نمودن و به ويژه درمورد تمايلاتش به گفتگو نشستن ، راه را براي رشد تفاهم ، هموار و تسهيل خواهد نمود.

3- ازمقايسه او با ديگران به شدت بپرهيزيم . اين رفتار ، به رابطه حسنه آسيب وارد مي كند . همسرمان انساني است منحصر به فرد وداراي ويژگي هاي شخصيتي اعم از مثبت ومنفي كه قابل مقايسه با هيچ فرد ديگري نيست . ازاين رو ، درمواقع ضروري ، مي توان او را با خودش ( گذشته او) مقايسه نمود و ميزان پيشرفت اخلاقي ومعنوي وفكري اش را مورد تقدير قرار داد . اين عمل بر درجه تفاهم زوجين خواهد افزود .

4- نحوه برقراري ارتباط كلامي نيز از عواملي است كه در ايجاد تفاهم ، نقشي تعيين كننده دارد . همسراني كه مي دانند ازچه عبارات و كلماتي براي بيان مقصود استفاده كنند، به خوبي مسير حركت خويش را در زندگي هموار مي نمايند . هر واژه يا كلمه داراي نوعي بار رواني وعاطفي است و تأثيرات مسلمي را بر شنونده برجاي مي گذارد . يك ارتباط كلامي موفق ،  رابطه اي است كه هيچ يك از طرفين از كلمات تحريك آميز وموهن ، استفاده نمي كنند.

زبان ملايم  ونرم و برخوردار از احترام ، حق مطلب را به خوبي ادا مي كند و اعتماد واطمينان در طرف مقابل مي آفريند و برعكس ، زبان تند و زننده و تحريك آميز ، براي هيچ ارتباطي مفيد نيست ، حتي اگر گوينده برحق باشد .

5- در مناسبات باهمسر، صداقت همچون پل ارتباطي مؤثر ، موجب مي شود كه زن و شوهر، ميل و رغبت وافر و كاملي براي صحبت با يكديگر پيدا كنند و از اين طريق بر رشد شخصيت خود وهمسرشان بيفزايند.

لازم است براي نيل به تفاهم ، صداقت را از انگيزه ها و نيات دروني ، آغاز نموده ، به جريان گفتگوها و مناسبت ، منتقل نمود . زيرا  " رستگاري در راستي است " . در واقع  زن و شوهر زماني به كاخ سعادت زندگي دست مي يابند كه پايه هاي آن را بر صداقت و درستي ، پي ريزي نمايند.


شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٢

نشانه های خانواده خوشبخت

طبيعي ترين شكل خانواده ، اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند . كوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پيامبران خدا – اين بوده است كه نظام خانواده ، يك نظام مستحكم و پايدار باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند . به هر حال خانواده ي خوشبخت نشانه هايي دارد كه ما دراينجا به چند نمونه ي آن اشاره مي كنيم . اميد است كه خانواده ي شما نيز برخوردار از اين نشانه ها باشد.

1 – در بين اعضاي خانواده جمله " به من چه يا به تو چه " رد و بدل نمي شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسئوليت مي كنند.

2 – افراد به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوء استفاده نمي كنند و اعتماد را يكي از پايدارترين ويژگي ازدواج موفق و خانواده موفق مي دانند.

3 – تا جايي كه امكان دارد با هم هستند و در مهماني ها يا كارهاي مربوط به خانواده تنها نمي روند. همدلي، همكاري، همفكري، هماهنگي را بقاي خانواده خوشبخت مي دانند.

4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم مي رسند و سعي مي كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اين كه كسي بفهمد حل كنند.

5 – به سليقه ها و عقايد يكديگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل مي كنند.

6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند يعني خواسته هاي طبيعي خودشان را بدون نگراني يا خشونت ابراز مي كنند.

7 – به حريم يكديگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمي روند.

8 – نگران سلامت روحي و جسمي يكديگر بوده و از هم مراقبت مي كنند . اگر چنانچه مشكلي به وجود آيد ، سعي وافر در حل مشكل را دارند.

9 – در بيشتر اوقات لحظات خوشي را كه با يكديگر بوده اند مرور مي كنند؛  دنبال خاطرات تلخ نيستند، دوست دارند هميشه در خوشي، شادي و نشاط زندگي كنند.

10 – براي  فاميل ها و همسايه هاي خود اهميت قائل اند و پذيراي فاميل يكديگر هستند.

11 – از امور مالي يكديگر خبر دارند و چيزي را از يكديگر پنهان نمي كنند . صرفه جويي و پس انداز كردن جزء برنامه هاي اقتصادي خانواده هاي خوشبخت است.

12 – براي رشد يكديگر تلاش كرده و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم مي كنند.

13 – افراد به هم افقي نگاه مي كنند نه عمودي . يعني هيچ كس خود را برتر از ديگري و در مقام قدرت نمي بيند. ديكتاتوري ، زور و قدرت طلبي حاكم نيست.

14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، اميد داشتن مي كنند و خودشان را در زندگي برنده مي دانند.

15 – در كنار هم احساس امنيت و آرامش مي كنند نه ترس و اضطراب يا تنش و درگيري.

16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و  يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز مي كنند.

17 – از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند.

18 – اگر مشكلي پيش بيايد به راه حل فكر مي كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمي گردند. دست به علت يابي و ريشه يابي آن مشكل مي زنند و راه حل منطقي ارائه مي دهند.

19 هريك از طرفين پيوسته به فكر خوشحال نمودن و راضي نگه داشتن يكديگر هستند .

20 – زن و شوهر به خاطر همديگر زندگي مي كنند : اول خود بعد ديگران. زندگي آنها به خاطر بچه ها يا ترس از طلاق و حرف مردم نيست.

21 – زن و مرد مي توانند هر روز به دنياي اختصاصي يكديگر نزديكتر شوند، كار به مسائل خصوصي و زندگي ديگران ندارند.

22 – با درخواست هاي يكديگر برخوردهاي مثبت و منطقي دارند.

23 – زن و مرد در كنار يكديگر هستند نه رو در رو و رقيب يكديگر، بلكه رفيق هم هستند و واكنش منفي از خود نشان نمي دهند.

24 – خانواده هاي خوشبخت تلاش دارند كه بچه هاي خوب و خوشبختي نيز به جامعه تحويل دهند.


شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٢

برای استحکام روابط

ما در اينجا تعدادي روش مفيد را براي تقويت و بهبود روابط ميان همسران پيشنهاد مي كنيم . البته بايد دانست كه حتماً نبايد همه آنها را با هم و در يك زمان به كار برد.

شما مي توانيد با توجه به ويژگي هاي خود و همسرتان موارد مناسب را انتخاب كرده و در مواقع لزوم به كار بريد

1ـ رفتارهاي مثبت همسرتان را تحسين كنيد و او را به انجام هر چه بيشتر آن رفتارها ترغيب نماييد. به او بگوييد كه چقدر به وجودش افتخار مي كنيد و دوست داريد همواره در كنارش باشيد.

2ـ وقتي همسرتان در حال صحبت كردن با شماست، به هيچ وجه حرفش را قطع نكنيد. صبر كنيد تا كاملاً حرفش تمام شود و بعد نظر خود را بيان كنيد.

3ـ همسر خود را با انواع و اقسام خواسته ها و دستوراتتان برده و اسير خود نسازيد. وقتي كاري از او مي خواهيد خودتان هم در عوض كاري برايش انجام دهيد. دقت كنيد كه اين كار حتماً نبايد مسئله مهمي باشد. شما هم مي توانيد با انجام كارهاي كوچك و به ظاهر كم اهميت و حرفهايي محبت آميز او را شاد كنيد و خستگي را از تنش بيرون آوريد.

4ـ خيلي از مواقع ما با حرفها و حركاتمان همسرمان را نسبت به خود عصباني و ناراحت مي كنيم. سعي كنيد تا حد امكان از كارها و رفتارهايي كه سبب دلزدگي و ناراحتي همسرتان مي شود بپرهيزيد. حتي اگر به آن كارها علاقه داريد به خاطر همسر و زندگي مشتركتان آنها را كنار بگذاريد.

5 ـ براي ايجاد صميميت بيشتر سعي كنيد با هم كتابي انتخاب كنيد و آن را به نوبت بخوانيد. سپس در مورد آن با هم بحث و گفتگو نماييد. اگر اهل كتاب نيستيد، مي توانيد به جاي آن با هم فيلمي را تماشا كنيد و بعد درباره اش حرف بزنيد.

6 ـ در مورد روزهاي اول آشنايي تان و ويژگي هايي كه سبب شد نسبت به هم علاقمند شويد گفتگو نماييد. ولي دقت كنيد كه اگر ويژگي هاي خوب ظاهر خود را پس از گذشت سالها از دست داده ايد بهتر است در مورد آنها حرفي نزنيد. چرا كه هدف ما صحبت در مورد ويژگيهاي ظاهري و فيزيكي نيست. به جاي آن سعي كنيد آزادانه و صادقانه در مورد ويژگيهاي مثبت روحي و شخصيتي يكديگر گفتگو نماييد.

7ـ زماني در روز يا در هفته را فقط به خودتان دو نفر اختصاص دهيد. مثلاً يك بعدازظهر با هم به پاركي برويد كه هيچ كس حتي فرزندانتان نتوانند مزاحمتان شوند و سعي كنيد از اين با هم بودن لذت ببريد.

8 ـ در آخر باز هم مي گوييم: هيچ وقت احترام گذاردن نسبت به يكديگر را فراموش نكنيد. (احترام به افكار، عقايد و ديدگاههاي همسرتان باعث مي شود او نيز چنين احساساتي را نسبت به شما پيدا كند )

مسئله ديگري كه پس از گذشت چند سال در زندگي هاي زناشويي رخ مي دهد اين است كه افراد اغلب با تعجب به احساسات شورانگيز خود در روزهاي اول ازدواج مي نگرند و با خود مي گويند چرا اينقدر زود ازدواج كردم ، يا اين كه آيا اين فرد همان كسي است كه من مي خواستم؟

البته اين بدان معنا نيست كه آنها ديگر همسرشان را دوست نمي دارند، بلكه بدان معناست كه دچار نوعي روزمرگي شده اند. در چنين حالاتي فرد مثل يك قطار مسيري را دائم طي مي كند و ديگر هيچ چيز اين مسير برايش تازگي و جذابيت ندارد. متأسفانه با بروز چنين احساساتي افراد اغلب حس مي كنند كه ديگر چيز تازه اي براي هم ندارند و به بن بست رسيده اند. ولي بايد دانست كه در اين مواقع فقط زندگي زناشويي به نوعي به خواب رفته است و تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه بيدارش كنيد. هر صبح پس از برخواستن از خواب كمي فكر كنيد و بينديشيد كه چه كاري مي توانيد بكنيد تا همسرتان زندگي بهتري داشته باشد. سعي كنيد در روز حداقل يك كار كه سبب رضايت او است انجام دهيد. رفته رفته اين كار به نوعي عادت تبديل مي شود و به اين ترتيب همواره همسر شما جزء اولين مسائلي مي شود كه ذهنتان را به خود مشغول مي سازد.

متأسفانه امروزه كانونهاي خانوادگي زيادي ، تنها به دليل همين مسئله عادي شدن روابط و رسيدن به نوعي روزمرگي از هم پاشيده مي شوند. زن و شوهر بايد قدر زندگي زناشويي خود را بدانند. بايد توجه كنيد كه زندگي قرار نيست هميشه بر وفق مراد شما باشد. روزهاي خوب و بد هميشه وجود دارند  و اين حقيقت زندگي است. پس سعي كنيد به هنگام بروز نارضايتي ها در زندگي صبر را پيشه خود سازيد و كوچكترين بهانه اي را براي دعوا قرار ندهيد. سعي كنيد همراه با هم روزهاي سخت زندگي را تحمل كنيد و همچون روزهاي شيرين، در سختي ها نيز با هم باشيد. به خاطر داشته باشيد كه شما ازدواج كرده ايد كه يك تن شويد و همه چيزتان با هم مشترك شود. نه اين كه تبديل به رقبايي شويد كه همواره در حال حسادت و نيش و كنايه زدن به يكديگر هستند. همانطور كه از همسرتان توقع داريد بعضي از كارها را بكند يا نكند ، به او نيز اجازه دهيد همين توقع را از شما داشته باشد. ولي توقعات بي جا از همسرتان نداشته باشيد. زن و شوهر حتي مي توانند در ميان جمع بدون بيان كلمه اي ، با اشاره و طرز نگاه يكديگر  را تشويق  و حمايت كنند و به اين ترتيب به او بفهمانند كه عليرغم تمام مشكلات و اختلافات او را دوست دارند و دركش مي كنند. تا جايي كه مي توانيد از يكديگر انتقاد نكنيد. البته راهنمايي و گوشزد كردن ايرادات طرف مقابل با انتقادات بيجا فرق مي كند. انتقاد مستقيم اغلب سبب رنجيدگي خاطر طرف مقابل مي شود، بهتر است نكات مورد نظرمان را در لفافه و به صورتي كاملاً غير مستقيم به همسرمان بگوييم . چرا كه شرط اول زندگي مشترك ، پذيرفتن بدون قيد و شرط يكديگر است. حتماً نسبت به هم اعتماد داشته باشيد. در غير اين صورت عشق و علاقه واقعي ميانتان شكل نخواهد گرفت. هميشه و تحت هر شرايطي براي كمك به همسرتان آماده باشيد. مگر قرار نيست شما بهترين دوست او باشيد؟ پس توجه به او و نيازهايش و درك شرايط او را در اولويت كارهاي خود قرار دهيد.


شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٢

شما هم ميتوانيد معجزه کنيد :

پوزش من رو بخاطر غيبت چند روزم بپذيرید . ولی در عوض براتون مطالب جالبی جمع کردم که همه اش رو امروز آپلود ميکنم .

 

اعتماد به نفس كليد موفقيت :
1. اعتماد به نفس اساس موفقيت ها و پيروزي هاي بزرگ است.

2. شما مي توانيد از عهده هر كاري برآييد به شرط آن كه شديداً خواستار آن باشيد.

3.مردم عادي اميد و آرزو دارند ؛ افراد متكي به نفس ، هدف و برنامه.

4. عدم توانايي يا نداشتن شرايط مناسب نيست كه مانع پيشرفت شماست ؛ مانع واقعي نداشتن اعتماد به نفس است.

5. شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كار نداريد جز محدوديت هايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد مي كنيد.

6. اعتماد به نفس يك عادت است . براي پرورش آن بايد طوري عمل كنيد كه گويي اعتماد به نفسي را كه خواستار آن هستيد داريد.

7. رؤياهاي بزرگ داشته باشيد. فقط رؤياهاي بزرگ مي توانند روحيه و ذهن شما را فعال نگه دارند.

8. كليد اعتماد به نفس اين است كه ابتدا  تصميم بگيريد چه مي خواهيد و سپس براي رسيدن به خواسته خود طوري عمل كنيد كه گويي امكان شكست وجود ندارد.

9. در درونِ جسارت ،  نبوغ  و قدرت سحرآميزي نهفته است.

10. واقع نگر باشيد و آينده  ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد.

11. آينده متعلق به كساني است كه خواستار آن هستند . از همين امروز تصميم بگيريد هر چه را در زندگي آرزو داريد طلب كنيد.

12. شما هميشه در اين كه چه كاري را بيشتر، چه كاري را كمتر و چه كاري را اصلاً انجام ندهيد آزاد هستيد.

13. انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با ديگران مقايسه نمي كنند. فقط خودشان را با بهترين كسي كه مي توانند باشند مقايسه مي كنند.

14. در هر بخشي از زندگي به عالي بودن فكر كنيد و هرگز براي دستيابي به آن از هيچ تلاشي كوتاهي نكنيد.

15. هر كاري را كه دوست داريد ، انجام دهيد و با تمام وجود براي بهتر بودن در آن كار تلاش كنيد.

اعتماد به نفس يعنی چه ؟ چطور به دست می آيد :

1.      اعتماد به نفسِ تزلزل ناپذير نتيجه ايمان تزلزل ناپذيربه ارزشهايتان است.

2.      خوشبختي و اعتماد به نفس هنگامي به طور طبيعي ايجاد مي شود كه شما احساس كنيد در حال تبديل شدن به بهترين انساني هستيد كه مي توانيد باشيد.

3.      اگر به نداي درون خود گوش فرا دهيد و از فطرت خود پيروي كنيد احتمال اين كه بار ديگر مرتكب اشتباه شويد بسيار كم خواهد شد .

4.      اعتماد به نفس هنگامي به طور طبيعي ايجاد مي شود كه زندگي بيروني و دروني شما با يكديگر هماهنگ باشد.

5.      پايبندي به يك هدف و احساس تعهد نسبت به آن در شما اعتماد به نفس ايجاد مي كند.

6.      براي داشتن اعتماد به نفس بالا بايد در زندگي خود به ارزش هاي والا پايبند باشيد نه ارزش هاي حقير.

7.      هر فعاليتي در جهت بالا بردن انضباط  فردي اعتماد و اطمينان شما را نسبت به خودتان و توانايي هايتان افزايش مي دهد.

8.      ايستادگي در برابر سختي ها ، در شما اعتماد به نفس ايجاد مي كند و توانايي مقاومت شما را نيز افزايش مي دهد.

9.      پشتكار يعني داشتن انضباط فردي در انجام كارها.

10.  هر تلاشي در جهت افزايش انضباط فردي و پشتكار موجب افزايش عزت نفس، احترام به خود و احساس غرور نسبت به خود مي شود.

11.  تلاش و مبارزه با مشكلات كوچك تر به شما توانايي مبارزه با مشكلات بزرگتر را مي دهد و دست آوردهاي عظيم تري را نصيب شما مي كند.

12.  انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند همواره در تمام زمينه هاي زندگي براي خود هدف هاي بزرگي مشخص مي كنند.

13.  داشتن هدف هاي بزرگ ، اعتماد به نفس شما را افزايش مي دهد و نيز اطمينان شما را در مورد دست يافتن به هدف ها بالا مي برد.

14.  بر روي كاغذ آوردن هدف ها موجب مي شود تا اعتماد و اطمينان شما نسبت به دست يافتني بودن آنها افزايش پيدا كند.

15.  اعتماد به نفس يك نگرش است و نگرش ها از واقعيت ها مهمترند.

 

شما هم اعتماد به نفس خواهيد داشت . اگر به اين نكات عمل كنيد :

1. شما يك انسان كاملاً خوب هستيد . افكار منفي كه درباره خود داريد ، واقعيت ندارند.

2. مدام به هدف هاي خود فكر كنيد.

3. روي كاغذ آوردن هدف ها و برنامه هاي عملي رسيدن به آنها ، سريع تراز هر عامل ديگري مي تواند در شما اعتماد به نفس ايجاد كند.

4. به خودتان ايمان داشته باشيد . تنها ، نبض اين كلام استوار مي تواند تمام توانتان را به تپش درآورد.

5. آنهايي كه اعتماد به نفس دارند در مورد آنچه خواهان آن هستند فكر و صحبت مي كنند و به همين دليل آن را به دست مي آورند.

6. اعتماد به نفس در دنياي بيرون با زندگي شرافتمندانه در دنياي درون آغاز مي شود.

7. با وضوح كامل براي خود مشخص كنيد كه چه كسي هستيد و به چه چيزي پايبنديد. از سازشكاري بپرهيزيد.

8. هنگامي آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهيد كرد كه بدانيد كار درست را انجام مي دهيد، صرف نظر از اين كه به چه قيمتي تمام مي شود.

9. هنگامي كه مطمئن هستيد هماهنگ با والاترين ارزشهايتان زندگي مي كنيد، اعتماد به نفستان افزايش پيدا مي كند.

10. پويايي و بازدهي انسان هايي كه داراي ارزش ها و اصول مكتوب هستند ، بيش از انسان هايي است كه فاقد آن هستند .

11. با نگاه كردن به رفتارتان ، بخصوص هنگامي كه تحت فشارهستيد ، هميشه مي توانيد ارزش هاي واقعي خود را بشناسيد.

12. يك ديد روشن كه به وسيله يك برنامه ريزي دقيق پشتيباني شود در شما احساس اعتماد به نفس و قدرت دروني بسيار زيادي ايجاد مي كند.

13. تنها معياري كه نشان مي دهد تا چه حد چيزي را باور داريد اين است كه تا چه اندازه با ثبات قدم به آن مي پردازيد.

14. انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند كاملاً مي دانند كه هستند و به چه اعتقاد دارند.

15. اصول زير بنايي و پايداري را كه به آنها معتقديد مشخص كنيد و اراده كنيد كه مطابق با آنها زندگي كنيد.

 

مي توانيد اعتماد به نفس بالايي داشته باشيد اگر  :

1. بپذيريد كه هر جا و هر كه هستيد به اين دليل است كه خودتان خواسته ايد. اگر موقعيت تان را دوست نداريد ، خودتان را تغيير دهيد.

2. آنقدر تجسم كنيد تا تحقق پيدا كند. طوري عمل كنيد كه گويي همان اعتماد به نفسي را كه خواستاريد دارا هستيد و تا به واقعيت پيوستن آن ، اين تصوير ذهني را حفظ كنيد.

3. يك خوش بين تمام عيار باشيد. در هر شرايطي به دنبال يافتن نقاط مثبت باشيد.

4. بزرگ ترين ويژگي انسان اين است كه مي تواند توقف ناپذير شود. شما هنگامي توقف ناپذير مي شويد كه تحت هيچ شرايطي از ادامه كار خسته نشويد.

5. در از بين بردن نيروهاي بالقوه دروني، ترديد داشتن نسبت به خود ، به تنهايي از تمام محدوديت هاي بيروني قوي تراست.

6. از امروز تصميم بگيريد به جاي آن كه قرباني تغيير باشيد استاد تغيير شويد.

7. بهترين راه پيش بيني آينده ، ساختن آن است.

8. اعتماد به نفس هم مانند تايپ كردن يا دوچرخه سواري يك مهارت است كه مي توان با تمرين آن را پرورش داد.

9. براي به دست آوردن اعتماد به نفس بايد طوري عمل كنيد كه گويي آن را دارا هستيد.

10. ابتدا مشخص كنيد كه دقيقاً چه مي خواهيد و آنگاه با تمام توان براي دستيابي به آن تلاش كنيد.

11. پرورش اعتماد به نفس مانند پرورش اندام است. بايد ابتدا تركيب اصلي را بسازيد و سپس روي آن كار كنيد.

12. شما بسيار بيش از آن چه تصور مي كنيد باهوش و خلاق هستيد . اراده كنيد كه هر روز هوش و خلاقيت خود را بيشتراز قوه به فعل درآوريد.

13. همه مي ترسند، اما انسان برتر كسي است كه عليرغم ترسش كاري را كه بايد ، انجام دهد.

14. اگر كاري را به خاطر آن كه از آن مي ترسيد انجام ندهيد ، ترس كنترل زندگي شما را به دست مي گيرد.

15. شما به همان چيزي بدل مي شويد كه اكثر اوقات به آن فكر مي كنيد . پس به آنچه كه مي خواهيد باشيد فكر كنيد نه آنچه نمي خواهيد.

 

معجزه اعتماد به نفس :

1. هنگامي كه براي اولين بار با كسي ملاقات مي كنيد در چشم هايش نگاه كنيد ، نامتان را به وضوح بگوييد و محكم با او دست بدهيد.

2. طريقه بر زبان آوردن نامتان هنگام معرفي خود به ديگران معياري است براي سنجش اين كه چقدر خودتان را دوست داريد و به خود احترام مي گذاريد.

3. هر كجا كه مي رويد پيش فرضتان اين باشد كه موفق مي شويد و انتظار داشته باشيد كه مورد محبت و توجه ديگران قرار گيريد.

4. شما بزرگ ترين معجزه طبيعت هستيد و هرگز نه در گذشته و نه در آينده نظير شما نبوده و نخواهد بود.

5. لازم نيست كه كسي غير از خودتان باشيد. فقط كافي است از كسي كه قبلاً بوده ايد بهتر باشيد.

6. زندگي را با واژه هاي خودتان تعريف كنيد و هميشه مثل بهترين كسي كه مي توانيد باشيد زندگي كنيد.

7. هيچ مشكلي وجود ندارد كه شما قادر به حل آن نباشيد، هيچ مانعي وجود ندارد كه شما قادر به از ميان برداشتن آن نباشيد و هيچ هدفي وجود ندارد كه شما قادر به رسيدن به آن نباشيد.

8. هر كاري را كه ديگري انجام داده باشد شما هم به احتمال زياد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه شديداً طالب آن باشيد.

9. هيچ كس بهتر از شما نيست. فقط بعضي از افراد در زمينه هاي بخصوصي بهتر از شما پرورش يافته اند و دانش بيشتري كسب كرده اند.

10. اگر كاري ارزش انجام دادن داشته باشد، بايد آن را شروع كنيد ، حتي اگر در اوايل كار نتوانيد آن را به خوبي انجام دهيد.

11. اگر كاري ارزش انجام دادن داشته باشد بايد آن را با تمام وجود دنبال كرد.

12. براي رسيدن به هدفي كه براي خود تعيين كرده ايد مي توانيد هر چه را كه لازم است ياد بگيريد.

13. ذهن شما مثل ماهيچه عمل مي كند. هر چه بيشتر آن را به كار گيريد قوي تر مي شود.

14. يكي از راه هاي پرورش اعتماد به نفس اين است كه حتي وقتي مي توان محتاطانه عمل كرد ، شجاعانه و با اعتماد به نفس عمل كنيد.

15. انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند ابتدا فكر مي كنند، تصميم مي گيرند و سپس عمل مي كنند.

 


چهارشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٢

عدم رضايت جنسی

روانپزشکان و کارشناسان بهداشت و روان معتقدند در ايران 40% طلاق ها به علت عدم رضايت جنسي صورت مي گبرد. اين پديده هر چند ممكن است در نظر اول عجيب و يا باورنكردني به نظر برسد و شايد به نظر پاره اي متشرعين ، بيش از حدمتآثر از مكتب فرويدباشد يا به نوعي ساده كردن مسئلهء طلاق به نظر برسد، ولي از ديدگاه بسياري از صاحب نظران، امري مقرون به واقعيت و حتي حقيقتي انكار ناپذير است.
عدم رضايت جنسي خصوصاَ در جامعهء ما از شيوع بسيار بالائي برخورداراست. اكثر زنان و مردان متآهل از روابط جنسي خود لذت كامل و كافي را درك نمي كنند. اين مسئله حداقل در مورد زنان به شدت صادق است. پژوهشي كه چند سال پيش در يكي از شهرهاي غربي ايران به انجام رسيد نشان داد كه بيش از 90% زنان متآهل شهري هيچگاه در عمر خود ارگاسم (اوج لذت جنسي) را تجربه نكرده اند.
اغلب افراد متآهل (اعم از زنان يا مردان) گمان مي كنند كه رابطهء جنسي سرويسي است كه توسط زنان به شوهرانشان داده مي شود و در اصل به منظور تآمين آسايش مردان صورت مي گيرد و البته ممكن است تا حدودي زنان را نيز هيجان زده كند. در اين تفكر غالب رضايتمند بودن زنان ملاك عمل نيست و آنها چه تمايل داسته باشند و چه نداشته باشند، شرعاً موظف به تمكين جنسي در برابر شوهري كه نفقه مي پردازد مي باشند. (البته اين برداشتي غير واقعي از شرع مي باشد)
البته در مورد مردان هم وضع چندان رضايت بخش نيست زيرا اكثراً مبتلا به پاره اي مشكلات رواني – جنسي نظير خروج زودرس مني يا تحريك ناقص آلت تناسلي مي باشند و يا غالباً از تكنيكهاي صحيح آميزشي استفاده نمي كنند لذا حاصل فعاليت جنسي شان در بسياري مواقع يك ارگاسم كامل و با مدت زمان كافي نمي باشد.
رابطهء جنسي مطلوب آنست كه در يك زمان منجر به رضايت كامل و كسب لذت ماكزيمم در هر دو طرف شود و ارگاسم زن و شوهر همزمان شود.موفقيت در اين امر سمبل موفقيت در زندگي زناشويي است و ناديده گرفتن احساسات و نيازهاي يكديگر در اين مورد سمبل بي توجهي به يكديگر در زندگي است البته بيشتر اين برداشتها در سطح ناخوداگاه رخ مي دهد ولي تآثير عميق آن بر رابطهء دو طرف باقي مي ماند و در دراز مدت به عاملي پنهان براي شعله ور تر شدن اختلافات زناشوئي مبدل مي شود .

ارگاسم يا اوج لذت جنسي يكي از موهبتهاي بزرگ الهي است كه موجب رفع بسياري از تنشهاي دروني و كسب آرامش رواني مي شود. اين پديده يك تخدير يا نشئة سازي طبيعي است كه در زندگي پر تنش امروز همچون آبي برآتش التهابات دروني انسان عمل كرده و در صورتي كه بطور كامل و به مدت كافي و به دفعات مناسب حاصل شود به سلامت روان كمك شاياني مي كند.
زن نيز همچون مرد به اين عامل آرامبخش نياز دارد. اما مراحلي كه او براي رسيدن به اين حالت بايد پشت سر بگذارد با مرد متفاوت است . او بايد اولاً از انگيزه و ميل كافي براي فعاليت جنسي برخوردار باشد كه مسايلي چون اضطراب يا اختلاف با همسر يا نامطلوب بودن ظاهر همسر(مثلاً بوي بد پا يا دهان او) يا سابقهء برخي رفتارهاي جنسي مرد كه از نگاه زن ناخوشايند بوده است اين ميل و انگيزه را كم مي كند. گذشته از اين او براي رسيدن به امادگي لازم براي ارگاسم به زمان بيشتر و تحريكات ملايم و متوالي نياز دارد و مرد با صرف حوصله بايد آمادگي لازم را در وي به وجود بياورد و به سلايق وي احترام بگذارد و اساساً نحوه و زمان فعاليت جنسي بايد مورد توافق دو طرف باشد. البته زن نيز بايد نيازهاي شوهر را در نظر بگيرد و با او براي دستيابي به يك ارگاسم موفق و همزمان همكاري كند.
از آنجا كه نياز جنسي از قويترين نيازهاي دروني بوده و رابطهء تنگاتنگي با ناخودآگاه انسان دارد عدم رعايت نكات فوق الذكر به اختلالات پيدار و عميقي در روابط زوجين منتهي مي شود كه مي توان به تنفر از همسر ، دلخوري ، حسادت و رقابت براي سركوب يكديگر، مقصر دانستن همسردر بسياري از مشكلات زندگي، حس انتقام گيري ناخودآگاه ، احساس تحقير شدن توسط همسر، احساس عدم اعتماد به نفس، احساس شيئ بودن و ملعبه واقع شدن و احساس مورد بي اعتنايي واقع شدن اشاره نمود.
اين مسايل توسط ساير تنشها و اختلافات، تقويت شده يا در قالب آنها تجلي و بروز مي يابد و شكاف بين همسران را رفته رفته عميق تر مي سازد.

علاقمندان به بررسی اختلالات جنسی و داروهای موجود ميتونن سری به اينجا بزنند.

و ميتونيد اطلاعات مفيدی رو از  اينجا  به دست بياريد .

 اينهم ببينيد .

ودر روزهای بعد به اين مسئله عميقتر میپردازيم و انتها اينکه ما رو از نظراتتون بی نصيب نگذاريد........


سه‌شنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٢

بهداشت روانی

با وجود اين‌ كه‌ بين‌ زن‌ و مرد وجوه‌ مشتركي‌ وجود دارد، اما تفاوت‌هايي‌ از نظرساختاري‌ و رواني‌ نيز دارند كه‌ اگر اين‌ تفاوت‌ها را بشناسيم‌ و درك‌ كنيم‌ به‌ يك‌ نوع‌ تفاهم‌و زندگي‌ شاداب‌ و پرنشاط‌ خواهيم‌ رسيد، و از زندگي‌ خود لذت‌ خواهيم‌ برد و از سلامتي‌ رواني‌ برخوردار خواهيم‌ شد.

تفاوت‌هاي‌ ساختار‌ روحی و رواني‌ زنان‌ و مردان‌ :

1ـ آقايان‌ سكوت‌ را دوست‌ دارند، به‌ خصوص‌ هنگام‌ خستگي‌ و گرفتاري‌ ، و زنان‌ گفتگوو مذاكره‌ را دوست‌ دارند. لذا مرد بايد هنر مذاكره‌ و گفتگو را ياد بگيرد و زن‌ نيز به‌ سكوت‌و سكون‌ مرد بها بدهد. به‌ خصوص‌ هنگام‌ ورود مرد به‌ خانه‌، منظور آقايان‌ از گفتگو جنبه‌اخذ اطلاعات‌ است‌، اما خانم‌ها منظورشان‌ از مذاكره‌ اين‌ است‌ كه‌ آنرا لذت‌ بخش‌ و آرامش‌بخش‌ و موجب‌ تخليه‌ رواني‌ خود مي‌دانند، لذا توصيه‌ مي‌شود كه‌ حداقل‌ روزانه‌ مردها 20 دقيقه‌ با همسران‌ خود صحبت‌ كنند، آن‌هم‌ دوستانه‌ و در مكان‌ و زمان‌ مناسب‌.

2ـ آقايان‌ معمولاً كلي‌نگر و زنان‌ جزئي‌ نگر هستند :
زنان‌ به‌ جزئيات‌ زندگي‌ و رفتاري‌ با دقت‌ نگاه‌ مي‌كنند و در حافظه‌ خود جاي‌ مي‌دهندكه‌ بايد مردها متوجه‌ اين‌ نگرش‌ باشند و شخصيت‌ زنان‌ را دريابند، و زنان‌ هم‌ نبايدحساسيت‌ به‌ مسائل‌ جزئي‌ و رفتار كوچك‌ داشته‌ باشند.

3ـ اظهار نظر ديگران‌ براي‌ خانم‌ها بسيار مهمتر است‌ تا براي‌ مردان‌.

4ـ مردان‌ با گفتن‌ " دوستت‌ دارم‌" در قلب‌ زن‌ نفوذ پيدا مي‌كنند، و زنان‌ با گفتن‌ كلمات‌مردانه‌ "چون‌ در سايه‌ تو آرامش‌ مي‌گيرم‌" در قلب‌ مردان‌ نفوذ پيدا مي‌كنند.

5ـ در مردان‌ ويروس‌ عشق‌ از راه‌ چشم‌ به‌ قلب‌ وارد مي‌شود، اما در زنان‌ عشق‌ مرضي‌است‌ كه‌ ويروس‌ آن‌ از راه‌ گوش‌ وارد قلب‌ مي‌شود. براي‌ مردها آنچه‌ كه‌ مي‌بينند مهم‌است‌، ولي‌ براي‌ زنان‌ آنچه‌ كه‌ مي‌شنوند. پيام‌هاي‌ بصري‌ براي‌ آقايان‌ و پيامهاي‌ سمعي‌براي‌ خانم‌ها اهميت‌ دارد.

6ـ خانم‌ها در ابتداي‌ زندگي‌ بسيار فداكارند، اما به‌تدريج‌ به‌ سمت‌ خودخواهي‌ و خودرأيي‌ حركت‌ مي‌كنند اما مردان‌ برعكس‌.

7ـ مردها بيشتر به‌ روابط‌ جنسي‌ اهميت‌ مي‌دهند، ولي‌ زنان‌ بيشتر به‌ روابط‌ عاطفي‌اهميت‌ مي‌دهند. لذا زنان‌ بايد هنر كام‌بخشي‌ مردان‌ را داشته‌ باشند و مردان‌ نيز به‌ عواطف‌زنان‌ پاسخ‌ بدهند و نيازهاي‌ روحي‌ و عاطفي‌ و رواني‌ زنان‌ را تأمين‌ كنند.

8ـ مردان‌ هدف‌گرا هستند و زنان‌ رابطه‌گرا.

9ـ براي‌ خانم‌ها جذابيت‌ اجتماعي‌ آقايان‌، و براي‌ آقايان‌ جذابيت‌ جسماني‌ خانم‌ها مهم‌است‌. ( گفتاري‌، انديشه‌)

10ـ مردها شبيه‌ آناناس‌ هستند كه‌ ظاهر خشن‌ و دروني‌ نرم‌ و شيرين‌ دارند و زنان‌ مثل‌پيازند كه‌ لايه‌ لايه‌اند و داراي‌ رفتار تموّجي‌، خيلي‌ متغيرند، گاهي‌ خوشحال‌، گاهي‌ناراحت‌، چاق، لاغر، زشت‌، زيبا و... . مردها ثبات‌ روحي‌ بيشتري‌ دارند، ولي‌ زنان‌ غالبا ًثبات‌ روحي‌ و رواني‌ ندارند.


اصول‌ بهداشت‌ رواني‌ : 

1ـ خويشتن‌ پذيري‌: «خودمان‌ را همان‌ گونه‌ كه‌ هستيم‌ بپذيريم‌ و دوست‌ بداريم‌» تاپذيرش‌ ديگران‌ براي‌ ما آسان‌ شود.
2ـ پذيرش‌ بدون‌ قيد و شرط‌، اجتناب‌ از داوري‌ دربارة‌ اين‌ كه‌ كيست‌ و جهان‌ را چگونه‌مي‌بيند، زيرا تا چيزي‌ را نپذيريم‌ نمي‌توانيم‌ آن‌ را تغيير دهيم‌، عدم‌ سركوبي‌ احساسات‌ ديگران‌
3ـ هنر برقراري‌ ارتباط‌
4ـ عشق‌ و اميد در سر داشتن‌
5ـ نگرش‌ مثبت‌
6ـ مهارت‌ زندگي‌ كردن‌ و سازش‌
7ـ گوش‌ دادن‌ به‌ حرف‌ ديگران‌
8ـ همدلي‌
9ـ كاري‌ كنيم‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ اهميت‌ كنند نه‌ احساس‌ حقارت‌
10ـ تخليه‌ احساسات‌ منفي‌
11ـ تاييد و تحسين‌
12ـ درك‌ و ديدن‌ خوبي‌ها
13ـ با هدف‌ زندگي‌ كردن‌
14ـ ضرورت‌ تغيير و تنوّع‌
15ـ ياري‌ دادن‌ به‌ زندگي‌
و ...

راه‌هاي‌ رسيدن‌ به‌ آرامش :‌
دوازده‌ نكته‌ زير، شيوة‌ برخورد صحيح‌ با فشارهاي‌ رواني‌ (استرس‌) را به‌ ما مي‌آموزد. با رعايت‌ و بكارگيري‌ اين‌ روش‌ها، مي‌توانيم‌ به‌ آرامش‌ پايدارتري‌ دست‌ يابيم‌:

1ـ تمركز فكر روي‌ موضوع‌ آرامش‌بخش‌.
2ـ كاهش‌ سرعت‌ تنفس‌.
3ـ پناه‌ بردن‌ به‌ دامان‌ طبيعت‌.
4ـ شوخ‌ طبعي‌
5ـ خنثي‌ كردن‌ اظهارات‌ منفي‌ با بيان‌ مثبت‌.
6ـ پياده‌روي‌.
7ـ عادت‌ به‌ عفو و بخشش‌.
8ـ شنيدن‌ موسيقي‌ آرام‌.
9ـ خواب‌ راحت‌ و آرام‌.
10ـ تجسم‌ خلاق.
11ـ پذيرفتن‌ خويشتن‌.
12ـ توجه‌ و توكل‌ به‌ خداوند.

همانگونه که برای رفع سکسکه مواردی توصیه می‌شود برای  فائق آمدن بر نگرانیهای روزمره نیز بکار بستن مواردی ذکر شده‌اند. اما بکارگیری هیچ یک از این روشها به تنهایی کافی نیست.

ورزش کنید. مسافتی را بدوید و یا با دوست خود تنیس بازی کنید. قطعاً پس از گذشت مدت زمانی کوتاه کمتر احساس نگرانی خواهید نمود. ورزش، تنش را کاهش می‌دهد، پرخاشگری را به کلی از بین می‌برد، سلامتی را افزایش می‌دهد، خواب را با آرامش همراه می‌سازد و در نهایت سبب می‌گردد تا در انجام دادن هر کاری تمرکز داشته باشید. ورش بهترین و موثرترین وسیله‌ای است که ما می‌توانیم آن را ضدنگرانی بکار گیریم.

نفس عمیق بکشید. نفس کنترل شده، نگرانی را کاهش می‌دهد . عمیقاً نفس بکشید و هوا را به آرامی خارج کنید. اینکار شما را موقتاً آرام می‌کند. حال اگر چند نفس عمیق بکشید، احساس بهتری نیز خواهید داشت. همچنین سعی کنید در جهت کنترل نگرانی روشهای خوب تنفس کردن را بیاموزید.

با دیگران ارتباط برقرار کنید. خود را عضوی از مجموعه‌ای بدانید که از شما بزرگتر است. با خانواده، دوستان، موسسات گوناگون، همسایگان و افرادی که در کلیسا، مسجد و یا محل کارتان ملاقات می‌کنید، ارتباط برقرار کنید. اگر به معاشرت با افراد گوناگون بپردازید، توانایی‌هایتان را نابود می‌کنید.

همراه با خانواده غذا صرف کنید. با صدای بلند برای کودکانتان کتاب بخوانید و با همسایگانتان صحبت کنید. معاشرت و ارتباط داشتن با افراد روشی است که بیش از دیگر موارد به هنگام مبارزه با نگرانی توصیه می‌شود.

با خدای خود راز و نیاز کنید. هر روز نماز بخوانید و با خدای خود راز و نیاز کنید. تحقیقات نشان می‌دهند که در میان افراد مومن افسردگی کمتر به چشم می‌خورد. این جمله را همواره به یاد داشته باشید: «به پیش بروید و کارها را به خدا بسپارید، قدرتی را که متعلق به خداست، به او واگذارید و بگذارید که او خود امور را کنترل کند.»
همچنین می‌توانید در مخلوقات زمین تعمق کنید و به مکاشفه بپردازید. راز و نیاز با خدا و مراقبه اموری هستند که سبب می‌گردند تا ما حقایق را نادیده نگیریم و در حقیقت همه امور را با دیدی حقیقت ‌جویانه نظاره کنیم. اینها فکر و روحمان را آرامش می‌بخشند.

زندگی خود را سازماندهی کنید. بسیاری از نگرانیهای روزمره به بی‌نظمی مرتبط هستند. چه موضوعی را فراموش کرده‌ام، چه چیزی را گم کرده‌ام و یا چه مساله‌ای را نادیده گرفته‌ام؟
به منظور اصلاح امور خود از کارهایتان فهرستی تهیه کنید و برای خود برنامه روزانه بنویسید. برای مثال، جلوی در منزل سبدی را مخصوص سوییچ اتومبیلتان قرار دهید. با اینکار مجبور نیستید روز خود را با جستجوی عجولانه و پرتنش آغازکنید. ارزش این سبد معادل چندین قرص آرام‌بخش است که می‌توانید برای مبارزه با نگرانیهایی که هر روز در هنگام گم کردن کلیدهای خود به آن دچار می‌شدید، استفاده کنید. این قبیل کارها به طرز شگفت‌آوری، زمانی را که هر روز صرف نگرانیهای مخرب و بی‌فایده خود می‌کردید، کاهش می‌دهند.

به انجام کارهای مورد علاقه خود بپردازید. اگر به انجام دادن کاری که از آن لذت می‌برید بپردازید، غیرممکن است که نگرانیهای مخرب و زیانبار به شما روی آورند.

به اخبار ناخوشایند توجه نکنید. رسانه‌ها اغلب به پخش اخبار ناخوشایند می‌پردازند و با داستانهای غم‌انگیز و تاسف‌بار خود مردم را می‌آزارند. اگر شما گوش سپردن و یا خوندن اینگونه خبرها را کنار نگذارید، مطمئناً نگرانی‌هایتان روز به روز بیشتر و بیشتر می‌گردد.

دیگران را دوست بدارید. اگر همواره با مردم به نرمی و با ملایمت رفتار کنید، آنان نیز بهتر و شایسته‌تر به انجام امور می‌پردازند. ما موجودی اجتماعی هستیم و نمی‌توانیم در انزوا و به تنهایی کارها را به نحو احسن انجام دهیم، همواره کسی را که دوست دارید، مورد محبت و لطف خود قرار دهید. فرزندانتان با ارزش‌ترین موجوداتی هستند که به نوازش و محبت صمیمانه شما محتاجند.

برخیزید. درست زمانیکه احساس کرید نگرانیهای مخرب و مسموم کننده دور شما حلقه زده‌اند، خود را از این مخمصه نجات دهید. به آرامی اینکار را انجام دهید. از جای خود برخیزد. قدم بزنید. با دوست خود صحبت کنید و با اینکار خود را از هرگونه نگرانی دور کنید، هر قدر بیشتر نگرانی را به خود راه دهید، مشکل‌تر می‌توانید از شر آن خلاص شوید.

موسیقی گوش دهید. گوش سپردن به موسیقی به طرقی که هنوز کشف نشده‌اند، نگرانی و تنش را کاهش می‌دهد. همواره در منزل خود به موسیقی گوش فرا دهید و آواز بخوانید، آواز خواندن و نگران بودن با هم در یک زمان امکان‌پذیر نیست. اگر مایل باشید. می‌توانید این جملات را زمزمه کنید:
«فایده نگرانی چیست؟ نگران بودن کاملاً بی‌ارزش است.» پس، مشکلاتتان را در جعبه کهنه وسایلتان بیندازید و بخندید، بخندید، بخندید.

با صدای بلند گریه کنید. گاهی اوقات، نگرانی نشانگر نوعی ناراحتی فرو خورده می‌باشد. گاهی نیز احتیاجات واقعی ما و اموری که می‌خواهیم انجامشان دهیم به صورت سیلی از اشک جاری می‌شوند. گریه کردن با صدای بلند تمامی نگرانیها را از صفحه ذهنمان پاک می‌کند.

بخندید. هر قدر که می‌توانید بخندید. شوخی کردن و مزاح از بهترین روشهایی است که می‌توانید در مقابل نگرانی و استرس در زندگی آنرا بکار بست. حتی در سخت‌ترین لحظات نیز خندیدن موثر است، استرس سمی سبب می‌شود با دیدی واقع گرایانه به مسائل و مشکلات خود ننگریم. در حالیکه شوخی و مزاح مجدداً افکارمان را به سوی حقیقت رهنمون می‌شوند.

و بالاخره خود را درگیر مسایل کوچک و بی‌اهمیت نسازید و همواره به یاد داشته باشید که اگر با دیدی جامع به قضایا بنگرید، تمامی مشکلات بزرگ در نظرتان بسیار کوچک و ناچیز جلوه‌گر می‌شوند.

شاد بودن‌ هنر است ‌، شادي‌ كردن‌ هنري‌ والاتر

راستي‌ هيچ‌ به‌ اين‌ موضوع‌ فكر كرده‌ايد كه‌ اگر همه‌ آدمهاي‌ دنيا با اعتقاد به‌ اين‌ مطلب‌ در كنار هم‌ زندگي‌ كنند، ما چه‌ جهان‌ زيبايي‌ خواهيم‌ داشت‌. تصور كنيد براي‌ انجام‌ كاري‌، سوار بر اتومبيل‌ از خيابانهاي‌ شهر عبور مي‌كنيد يا در داخل‌ اتوبوس‌ و يا پياده‌رو ضمن‌ طي‌كردن‌ مسير راهتان‌ با انسانهايي‌ برخورد مي‌كنيد كه‌ با چهره‌اي‌ شاد و متبسم‌ به‌ شما نگاه‌ مي‌كنند و براي‌ عرض‌ ارادت‌ بيشتر، كلاه‌ از سر برمي‌دارند و به‌ شما صبح‌ بخير مي‌گويند.
يا وقتي‌ به‌ محل‌ كارتان‌ مي‌رسيد، دوستانتان‌ با چهره‌اي‌ شاداب‌ و با سلامي‌ گرم‌ به‌ استقبالتان‌ مي‌آيند و ايضا وقتي‌ در پايان‌ روز به‌ خانه‌ باز مي‌گرديد، آنجا را بهشت‌ روي‌ زمين‌ مي‌يابيد.
به‌ خدا سوگند كه‌ خداوند ما را اين‌ گونه‌ آفريده‌ است‌.موجودي‌ سرشار از محبت‌ و عشق‌ و دوست‌ داشتن‌، تا به‌ اين‌ وسيله‌ در دلهاي‌ ديگران‌ نفوذ كنيم‌ و برايشان‌ روزگار خوشي‌ را فراهم‌ بياوريم‌.

اين‌ چه‌ حرفي‌ است‌ كه‌ در عالم‌ بالاست‌ بهشت‌
هر كجا حال‌ خوشي‌ هست ‌، همانجاست‌ بهشت‌


براي‌ شاد بودن‌ بايد توانايي‌ خنديدن‌ داشت‌.مشكلات‌ براي‌ همه‌ هست‌، اما بسياري‌ از ما تا ماهها پس‌ از رفع‌ مشكل‌ آن‌ را فراموش‌ نمي‌كنيم‌ و متاثر از آنيم‌.شايد خود شما هم‌ تجربه‌ كرده‌ باشيد، تشويق‌ ديگران‌ را زود فراموش‌ مي‌كنيم‌، اما در عوض‌ نارضايتي‌ و تنبيه‌ تا مدتها در ذهن‌ مي‌ماند و ورد زبان‌ ماست‌. بايد بياموزيم‌ كه‌ «اين‌ نيز بگذرد».از كودكانمان‌ ياد بگيريم‌ كه‌ به‌ طور طبيعي‌ و بدون‌ احساس‌ خجالت‌ به‌ همه‌ چيز مي‌خندند.
اين‌ در طبيعت‌ و فطرت‌ ماست‌.به‌ همين‌ علت‌ با نشاط و شادابي‌ قدم‌ به‌ جهان‌ هستي‌ مي‌گذاريم‌.اما چه‌ مي‌شود كه‌ بعدها در بزرگسالي‌ دچار انجماد و افسردگي‌ اخلاقي‌ مي‌شويم‌.شاد بودن‌ و خنديدن‌ روح‌ ما را سالم‌ و متوازن‌ نگه‌ مي‌دارد.ضمن‌ اين‌ كه‌ مي‌توانيم‌ اين‌ طراوت‌ را به‌ ديگران‌ نيز منتقل‌ كنيم‌.يكي‌ از بزرگترين‌ مسئوليتهاي‌ ما اين‌ است‌ كه‌ از زندگي‌ لذت‌ ببريم‌.
بياييد با شاد بودن‌ احساس‌ بهتر و كارآيي‌ بيشتري‌ داشته‌ باشيم‌ و ديگران‌ نيز از مصاحبت‌ با ما راضي‌ و خرسند باشند .


دوشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٢

ويژگی‌های همسر خوب

شناخت ويژگی‌های مناسب و مطلوب هر يك از مرد و زن و انتخاب همسر براساس آنها امري مهم است جوانان مي خواهند شاخصهاي مثبت را براي يك ازدواج موفق بدانند تا بر پايه آنها همسر و شريك آينده زندگي خود را انتخاب كنند اين ويژگيها چه در باره خانم ها و چه در خصوص آقايان ضرورتي انكارناپذير است به طور قطع دختر خانم ها و آقا پسرها در محيطهاي زندگي شخصي و اجتماعي گوناگون، متفاوت تربيت مي شوند و همين تربيتهاي متفاوت موجب نگراني و دردسرهاي آينده زندگي مشترك مي شود، پس اين پرسش كه زن خوب يا مرد خوب كيست، و چه ملاكهايي را در انتخاب همسر رعايت كنيم، امري مهم و حائز اهميت است .

بيان كلي پارسا بودن زن به عنوان معياري براي يك زن خوب انسان را در تعيين مصاديق آن دچار ترديد مي كند بنابراين ملاكهايي را براي زن خوب بيان مي كنيم. مشخص ترين معيار زن شايسته خوب شوهرداري است. در خبر از حضرت امام باقر (ع) نقل شده است حضرتش فرمود: «خداوند بر مردان و زنان هر دو جهاد نوشته است جهاد مرد بذل مال و جان است تا كشته شود و جهاد زن آن است كه بر غيرت و ناراحتيهاي شوهر صبر كند».
بنابراين صبر زن در مقابل ناملايمات و ناسازگاري شوهر در حد جهاد شوهر ستوده شده است و هم چنين جهاد زن خوب شوهر داري توصيف شده است.
بهترين زنان در توصيف پيامبر اسلام زيباترين آنان هستند كه كم مهره ترين باشند، هم چنين فرمود مي خواهيد بهترين زنان را معرفي كنم؟ گفتند: آري يا رسول ا... فرمود: بهترين زنان آنست كه بچه زياد مي آورد و با عاطفه و محبت و عفيف و پوشيده باشد، در خانواده اش عزيز و محترم و براي شوهر متواضع و فروتن باشد، با شوهر شوخ و مزاحگر و نسبت به ديگران و اغيار مستور و خوددار باشد به سخن شوهر گوش فرا دهد، فرمانبرداري نمايد در خلوت خود را براي او بيارايد.
مردي به محضر پيامبر اسلام (ص) آمد و گفت: اي رسول خدا، همسري دارم كه چون به خانه مي روم به پيشبازم مي آيد و وقتي بيرون مي روم بدرقه ام مي نمايد و اگر مرا غصه دار ببيند مي گويد غم مخور كه اگر غم روزي مي خوري خداوند آن را به عهده گرفته و اگر براي آخرت غم داري و فكر مي كني خداوند بر فكر و غم تو بيفزايد. پيامبر (ص) فرمود: او را بشارت بهشت ده و به وي بگو كه تو يكي از عاملان خداوندي و در هر روز پاداش ۷۰ شهيد براي تو خواهد بود (مكارم الاخلاق ج ۱ ص ۳۸۲)
در كتاب تهذيب شيخ طوسي جلد ۷ آمده است ابي حمزه از جابر انصاري، صحابه پيامبر (ص) نقل كرد كه شنيدم جابرانصاري سخن مي گفت از جلسه اي كه در محضر رسول خدا (ص) داشتند و درباره زنان و فضيلت بعضي از آنان نسبت به بعضي ديگر سخن به ميان آمده بود پيامبر اسلام (ص) فرمود: آيا مايليد از بهترين زنان شما خبر دهم؟ حضار گفتند: بلي يا رسول ا... سپس پيامبر (ص) فرمود بهترين زنان شما زناني هستند كه فرزند به دنيا آورند و محبوب و پوشيده باشند در بين خانواده خود با عزت، و نزد شوهرشان متواضع و فروتن باشند براي شوهرشان خود را بيارايند و از اغيار خود را بپوشانند و امر شوهر را اطاعت كنند و خود را در اختيار وي قرار دهند.
آنگاه از رسول خدا (ص) نقل شده است بهترين زنان آنست كه خوشبو و خوش غذا باشد. اگر خرج كند در راه صحيح و خوب خرج كند و اگر امساك نمايد به روش صحيح باشد.
از امام صادق (ع) نقل شده است: بهترين زنان آنست كه اگر خشمگين شود به شوهر گويد دست من در دست توست يعني در اختيار تو هستم به بستر خواب نخواهم رفت تا اين كه از من خشنود شوي از تمام روايات پيش گفته اين مهم استفاده مي شود. كه بهترين زنان آناني هستند كه صفات جمال و كمال را با هم داشته باشند و زيبايي زن در چهره و اندام و موهاي بلند او است و كمال زن در فهم و تواضع در برابر شوهر و غيرت در مقابل اغيار است.
زن خوب به عنوان همسر و زوجه مرد آن قدر در اسلام تاكيد شده است كه حضرت رسول (ص) فرمود: هيچ مردي بعد از اسلام نفعي بالاتر از همسر مسلمان عايدش نمي شود كه چون به او بنگرد مسرور گردد و چون به او فرماني دهد اطاعت نمايد و در نبود شوهر مال او و ناموس خود را حفظ كند.

از : دکتر احمد اسماعيل تبار

 ديدگاههای اسلام در مورد زن رو ميتونيد از اينجا  بخونيد .

اما برای اينكه همسر خوبی باشيد بهتره اين توصيه ها رو بخاطر داشته باشيد :

نق نزنيد و همسر خود را سرزنش نکنيد.
         همسر خود را همانگونه که هست به حال خود بگذاريد.
         خرده گيری نکنيد و عيبجويي را کنار بگذاريد.
         به امور کوچک زندگی زناشوئي توجه بيشتری داشته باشيد.
         صادقانه به تعريف و تمجيد پردازيد.
         مؤدب باشيد.
         يک کتاب خوب راجع به جنبه جنسی ازدواج بخوانيد.

و بطور كلی سعی كنيد در زندگی اين ها رو سرلوحه قرار بديد:

 

1.     قلبتون را از نفرت آزاد كنيد.

2.     ذهنتون را از نگراني آزاد كنيد.

3.     ساده زندگي كنيد.

4.     بيشتر بخشش كنيد .

5.     كمتر انتظار داشته باشيد .

 

هنگام مشاجرات :

     ۱- بهترين نتيجه از مباحثه، پرهيز از آن است.
2- به عقايد احترام بگذاريد و نگوئيد اشتباه میکنند.
3- اگر در اشتباه هستيد، به آن اعتراف کنيد.
4- در هر موردی، دوستانه شروع به صحبت کنيد.
5- راه سقراط (هميشه از مخاطب پاسخ آری آری بگيريد).
6- بگذاريد ديگران زياد حرف بزنند.
7- بگذاريد ديگران احساس کنند که ايده ها از خود آنهاست.
8- از دريچه چشم ديگران به کارها بنگريد.
9- نسبت به ايده ها و خواسته های ديگران همدردی نشان دهيد.
10- به انگيزههای شريفتر مخاطب، توسل جوئيد.
11- ايده های خود را مجسم کنيد.
12- حس رقابت ديگران را تحريک کنيد.

انتقاد از ديگران ( بدون جريحه دار كردنشان) :

۱- قبل از شروع مطلب از او تمجيد کنيد.
2- خطاهای ديگران را غيرمستقيم گوشزد کنيد.
3- قبل از انتقاد از ديگران، از اشتباهات خود سخن بگوئيد.
4- به جای دستور صريح، دستورات را بصورت سئوال و خواهش بخوانيد.
5- بگذاريد طرف مقابل آبروی خود را حفظ کند.
6- از کوچکترين پيشرفتی، تعريف کنيد.
7- به مردم اعتماد کنيد تا سعی کنند خود را سزاوار خود سازند.
8- رفع و اصلاح عيوب را کاری آسان، نشان دهيد.
9- کاری کنيد تا مخاطب وظايفش را با ميل و اشتياق انجام دهد.

لازمه دوست داشتن ديگران توجه به آنهاست :

۱- از صميم قلب ديگران را دوست داشته باشيد.
2- هميشه لبخند بزنيد.
3- همواره به اسم ديگران توجه داشته باشيد.
4- در مورد آنچه ديگران علاقمندند صحبت کنيد.
5- شنونده خوبی باشيد و ديگران را تشويق به صحبت در مورد خودشان کنيد.
6- کاری کنيد که ديگران احساس کنند وجودشان برای شما اهميت دارد.


دوشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٢

توصيه های يک خانم روانشناس

فقط خانمها بخوانند

خانم راحله فروغی از چهره های سرشناس در علم روانشناسی چنين ميگويد ؛ 

عشق واكنشي آموختني و احساسي فراگرفتني است. يعني هر آدمي عشق را با توجه به آموخته ها، باورها و محدوديتهايش مي شناسد و تجربه مي كند. همگي انسانها با عشق يكسان برخورد نمي كنند اما همه بر اين باورند كه اگر دوست داشتن شدت يابد به مرحله عشق مي رسند.
«اگر آدمي واقعاً و صميمانه كسي را دوست داشته باشد حتماً  همه مردم دنيا و زندگي را دوست مي دارد. اگر من بتوانم به كسي بگويم « تو را دوست دارم» بايد توانايي اين را هم داشته باشم كه بگويم من در وجود تو همه كس را دوست دارم، با تو همه دنيا را دوست دارم، در وجود تو حتي خودم را دوست دارم.» اريك فروم

اين فكركه كسي در اين دنيا تو را دوست ندارد، باعث مي شود از خودت بدت بيايد. ولي وقتي عاشق شدي و معشوق با تو همراه شد آن وقت اعتماد به نفست بيشتر مي شود. در نتيجه خود را هم بيشتر دوست خواهي داشت، زيرا دريافته اي آنقدر خوب هستي كه كسي عاشقت شود.
«عشق يك نعمت بزرگ است كه به انسان هديه شده»
پترارك
در اين نوشته روي صحبت با آن دسته از خانم هايي است كه ميل دارند به قلب شوهرشان راه يابند، اما شيوه اش را به درستي نمي دانند. راههاي ساده و عملي زير به ظاهر پيش پا افتاده و بي اهميتند، اما تجربه هاي نگارنده حاكي از آن است كه بيشترين اختلافهاي خانواده ها در همين نكات به ظاهر جزيي ريشه دارد :


۱- با شوهري كه از سر كار مي آيد چه رفتاري داريد؟
الف - چه بايد كرد؟
۱- سلام و احوالپرسي معمول منتها با خوشرويي و گفتن خسته نباشيد.
۲- گرفتن كيف،كت و بسته هاي خريداري شده
۳- دادن خبرهاي خوش
۴- آرام كردن فرزندان و هر يك را به كاري مشغول كردن.
۵- سريع آماده كردن ميز غذا يا چيدن سفره .
۶- پرس و جو از اوضاع كاري روز و فرصت دادن به مرد تا حرفهايش را بزند.
و خلاصه به هر طريق مي توانيد احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز كنيد.
«تبسم  خرجي ندارد ولي سود بسياري دارد.»
ديل كارنگي
ب- و اما چه نبايد كرد؟
۱- بي اعتنايي و سرد رفتار كردن.
۲- درخواست انجام كاري پيش از غذا خوردن.
۳- گله و شكايت از بچه ها و يا شكوه و شكايت از كارهاي روزانه.
۴- درخواست پول يا بيان ساير توقعاتي كه احتمالاً براي مرد مشكل آفرين است.
شايد بگوييد اين موارد پيش پا افتاده است، اما خواهش مي كنم صادقانه پاسخ دهيد، آيا با وجود آگاهي از اين موارد جزيي به آنها عمل مي كنيد يا فقط گاهي يكي- دو تايي را اجرا مي كنيد؟

۲- اگر شوهر شما دير به منزل آمد با او چه رفتاري داريد؟
يكي از عمده ترين اختلافهاي زوجين دير آمدن مرد به خانه است. طبيعي است هيچ مردي حق ندارد بدون دليل موجه دير به خانه برود. اما خانم ها هم نبايد در صورت دير آمدن مرد به منزل، جنجال به پا كنند. خانم ابتدا بايد علت واقعي را پيدا كند تا از روي حدسيات و افكار منفي خود واكنشي نشان ندهد كه رابطه را پر از خشونت و مشاجره كند.
زن بايد علت دير آمدن را سؤال كند وگرنه مرد فكر مي كند اين موضوع براي زن بي اهميت است، اما زن بايد سؤال خود را با لحني آرام مطرح كند، آن هم پس از اين كه شوهر شام خورد و كمي استراحت كرد. زن بايد او را متوجه كند به خاطر نگران بودن چنين پرسشي كرده است. با اين برخورد شوهر مجبور مي شود با حوصله و به نرمي دليل دير آمدنش را توضيح دهد.
اما اگر زن لحن تند و غيردوستانه اي داشته باشد مرد احساس مي  كند مورد بازخواست قرار گرفته است، از طرفي هم خسته و گرسنه است بنابراين ممكن است حتي با لحن زننده اي بگويد به تو مربوط نيست و يا سكوت كند.
مردي مي گفت «شغلم طوري است كه اكثراً نمي توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از اين وضعيت با خبر است اما تا مي رسم غرولند مي كند. من هم ديگر به اين رفتارش عادت كرده ام و ديگر تلاشي براي سر وقت رسيدن نمي كنم. از اين كه فكر مي كنم او به من ظنين است عصبانيتم دو برابر مي شود.»
البته بهتر است مرد در اين صورت تلفني به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهيد كه شايد گاهي تلفن دم دست او نيست. برخي از مردها هم مي گويند اگر هر بار به او تلفن كنيم عادت مي كند، آن وقت اگر يك بار نتوانيم زنگ بزنيم بيشتر نگران مي شود.
اما از اينها گذشته، كمي هم بايد مسأله را از ديد خانم ها بررسي كنيم. بيشتر زنان مايلند ساعت دقيق آمدن همسرشان را بدانند. منظور آنها بازخواست يا كنجكاوي نيست بلكه مي  خواهند ناهار يا شام را طوري آماده كنند كه به محض ورود او غذا را بكشند. حالا شما خود را به جاي همسري بگذاريد كه نمي داند كي پلو را دم كند تا نسوزد، كي خورشت را بار بگذارد كه به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا بدهد يا نه و خلاصه دهها مورد ديگر كه به سليقه شخصي زنان مربوط مي شود. اگر شوهر دير كند تمام نقشه هاي همسرش را به هم مي ريزد. در حالي كه وقت شناسي حداقل احترامي است كه مي توانيم به زحمت هاي روزانه شان بگذاريم. از ياد نبريم نهايت آرزوي هر زن فراهم كردن شرايط آسايش و راحتي براي شوهرش است. قبول كنيم كه يكي دوساعت را در نگراني و اضطراب به سر برده ونمي تواند خوشامدگوي خوبي به هنگام ورود شوهرش باشد.
در اينجا بايد به زنان خوب و دوستدار شوهر توصيه اي بكنم. شما كه دوست نداريد به تنهايي غذا بخوريد و حتماً  بايد شوهر كنارتان باشد لازم است به نكته اي ظريف توجه كنيد. اگر مايليد او هر چه زودتر وضع مالي اش را بهبود بخشد و خواسته هايتان را برآورده سازد، بايد خود را براي اين گونه دير آمدن ها آماده كنيد. زيرا هميشه چنين فرصت كاري خوبي براي همسرتان مهيا نيست. در چنين مواقعي بايد براي خود سرگرمي سالمي پيدا كنيد تا هم شوهرتان آسوده خاطر به كارهايش برسد و هم شما هنري بياموزيد، يا تخصصي پيدا كنيد. زنان موقعيت شناس، شغل شوهر را دست كم نمي گيرند، زيرا موفقيت مرد بازده اقتصادي خوبي خواهد داشت و رفاه خانواده بيشتر مي شود. در ثاني رضايت خاطري كه از اين بابت به مرد دست مي دهد تأثير مطلوبي بر روابط زناشويي مي گذارد. مردي كه از كارش راضي است به نسبت مردان ديگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملايمات صبوري بيشتري نشان مي دهد. البته زنان در صورتي بايد چنين فرصتي به شوهر خود بدهند كه مدت آن كوتاه باشد وگرنه شوهر بايد در برنامه كاري خود تجديدنظر كند، زيرا زندگي فقط كار و ماديات نيست .


۳- با سكوت شوهر خود چه برخوردي داشته باشيد ؟
بيشتر خانم ها از سكوت شوهر در خانه سراسيمه و نگران مي شوند، نشاط خود را از دست مي دهند و اين سكوت را به خود نسبت مي دهند و پيش خود فكر مي كنند دوباره از چه دلخور است كه حرف نمي زند.آيا ممكن است ديگر مرا دوست نداشته باشد؟ اين حق خانم ها است كه از مسائل شوهر خود مطلع باشند. يك زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در ميان بگذارد، تا هم احساس غريبه بودن نكند و هم اين كه دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شايد بتواند كمكي كند. اما بايد به اين مورد هم توجه كنند كه بيشتر شوهرها مايل نيستند مشغله هاي فكري شان را با همسر خود در ميان بگذارند چون مي ترسند او را دچار نگراني و اضطراب كنند. به علاوه چون مطمئن هستند از عهده حل مشكل برمي آيند فكر مي كنند تا آن وقت نبايد به همسرشان چيزي بگويند. گرچه نمي شود اين رفتار را صددرصد تأييد كرد اما آنها با حسن نيت چنين مي كنند. همسرتان فقط مي خواهد شما ناراحت نشويد. مردي كه تمام مشكلات كاري خود را با همسرش در ميان بگذارد در واقع بخشي از بار آن را به دوش او منتقل مي كند. به جاي اينكه از شوهرتان انتظار داشته باشيد تمامي افكار و اسرارش را با شما در ميان بگذارد به او فرصت دهيد تا تنها بماند. در ضمن شرايط آرامش او را مهيا كنيد و تا مي توانيد مهرباني كنيد. اين رفتار باعث مي شود شوهرتان در كمال آسايش به مشكلش بينديشد و براي حل آن اقدام كند. در چنين خانه اي است كه مرد مي تواند تمام غصه هايش را فراموش كند.
«هر وقت وارد منزل مي شوم تمامي غصه ها و ملالت هاي خود را فراموش مي كنم.» بورك

۴- مواظب حسادت های شوهرتان باشيد .

براي حسن تفاهم با شوهرتان بايد بدانيد كه او چه روحيه اي دارد. انتظار داريد از همكار مردتان تمجيد كنيد و شوهرتان برنياشوبد؟ اگر مي خواهيد هميشه در قلب شوهرتان جاي داشته باشيد هيچ گاه بيش از حد از مردي نزد او تعريف نكنيد. هيچوقت چيزهايي را كه از ديگران ياد مي گيريد با آب و تاب پيش او بازگو نكنيد. از كجا مي دانيد به غرور شوهرتان برنخورده است. بعضي از مردها گاهي حسادت خود را پنهان مي كنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آنوقت دچار دردي دروني مي شوند كه پيامدهاي آن خوشايند نيست. شما بايد متوجه اين خصيصه مردها باشيد. از سوي ديگر شوهرتان با حسادت خود به طور غيرمستقيم به شما نشان داده است چقدر دوست تان دارد.

۵- غرغر كردن چاره كار نيست :
در بيشتر مواقع حرفهايي كه شما خانم ها مي زنيد درست و منطقي است، اما در زمان و نحوه بيان مطلب اشكال است. اگر نتيجه كاري خوب بود مي توان تكرارش كرد، اما اگر حاصل منفي بود بايد شيوه ديگري در پيش گرفت. با سرزنش، غرولند، بداخلاقي و رنجورنمايي فقط مرد را فراري مي دهيد. خانه محل آسايش و آرامش همسر شماست. اگر دائم خطاهاي او يا مشكلات خود را به رخش بكشيد عاقبت مي گريزد و به جايي پناه مي برد تا كه از اين مزاحمت به دور باشد. (البته اين مطلب به معني تأييد اين رفتار مرد نيست). رگ خواب شوهرتان را به دست آوريد آنوقت همه چيز درست مي شود. با گوشه و كنايه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت هاي خود حذف كنيد. به مردان عاشق نيز توصيه اي مي كنم :براي اينكه روح زن را شاداب و با نشاط سازيد بايد بخشي از اوقات فراغت خود را فقط به او اختصاص دهيد. يك زن نياز به توجه و نياز به احساس امنيت دارد. از ياد نبريم زنها از طريق محبت و عشق ورزي بهتر و راحت تر با ما كنار مي آيند تا با اهداي قطعه جواهر. بياييد به همسرتان اجازه دهيد گاهي خودش را براي شما لوس كند. مگر مردان گاهي خود را لوس نمي كنند و متوقع نيستند نازشان را بكشند؟!
گاهي پيش آمده كه زن با رنجورنمايي يا نق زدن مي كوشد محبت شوهرش را جلب كند. در چنين موقعيتي شوهر آگاه و دانا، زن را درك مي كند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمي كند كه هدفش چيز ديگري است.
«گاهي دست نوازش، كنار او نشستن و صحبتي صميمانه، معجزه مي كند.»
افسوس كه ما خودخواهانه به ندرت چنين مي كنيم. زنان گاهي فقط نياز به گوش شنوا دارند. با گفتن و گله كردن و گاهي از چيزي شكايت كردن روحشان را سبك مي كنند. مرد خوب همواره اين فرصت را به همسرش مي دهد. به حرفهاي او گوش بدهيد او را تأييد كنيد. اين عمل را نه به صورت مكانيكي بلكه از روي رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهيد.
«در اين جهان نياز به دوست داشتن و ستايش شدن، بيش از نياز به نان است.»
 

۶- وقتي زن رنجيده مي شود چه مي كند؟
- به شوهرش بي احترامي مي كند و دانسته يا ندانسته او را نزد ديگران تحقير مي كند.
- هيچ يك از كارهاي اشتباه خويش را نمي بيند و منطق و انصافش را نسبت به شوهر از دست مي دهد.
- به خواسته هاي شوهر ترتيب اثر نمي دهد و ناخودآگاه سعي مي كند او را عصباني كند.
- به حسودان و معاندان ميدان مي دهد تا از شوهرش انتقاد كنند.
- با كوچكترين چيزي جنجال به پا مي كند، خانه را به خوبي اداره نمي كند، با مهمانها بدرفتاري مي كند و...
و با اين شرايط روحي زن، فضاي خانه متشنج و زندگي در آن براي همگان سخت مي شود.
و اما راه چاره چيست؟ حتي زوجهايي كه عاشق يكديگر هستند گاهي در برخورد با يكديگر دچار رنجش مي شوند، زيرا بطور طبيعي وقتي كسي را دوست داريم از او توقعاتي داريم و گاهي از او بيش از ديگران توقع داريم، هنگامي كه انتظاراتمان برآورده نمي شود مي رنجيم. البته رنجش امري طبيعي است اما بايد مراقب باشيم هرگز و تحت هيچ شرايطي رنجش خود را از همسر پوشيده نداريم، زيرا:
«رنجش هاي كوچك همچون طاعون، عشق را نابود مي كند.» (لئو.اف. بوسكاليا)
رنجش هاي كوچك در روحمان انباشته مي شود و سرانجام به آستانه انفجار مي رسيم. در اين مرحله است كه جرقه اي مي تواند آتش خشم بي پايان ما را شعله ور كند. داد و فرياد راه مي اندازيم، بد و بيراه مي گوييم، ناله و شيون سر مي دهيم و ارتباط را خراب مي كنيم. در اينجا قصد داريم شما را با  دو فن مهم  آشنا كنيم:
۱- فن گفت وگو: اوايل ازدواج همه كوتاه مي آيند، اغماض مي كنند، از ياد مي برند، مي بخشند و زود آشتي مي كنند. اما پس از مدتي هيچ يك كوتاه نمي آيند، اغماض نمي كنند، از ياد نمي برند و نمي بخشند. همه چيز از زير ذره بين رد مي شود، زود مي رنجند و مي رنجانند. بعد هم مي گويند چرا من براي آشتي پيشقدم شوم. متأسفانه اين روند به مرحله اي مي رسد كه زوج نتيجه مي گيرند حرف زدن فايده اي ندارد. «او كه اصلاً به حرفم گوش نمي دهد، تا حالا چند بار امتحان كرده ام، او خودخواه است و حرف، حرف خودش است.»
ممكن است شما با هم صحبت نكنيد اما زندگي مشترك همچنان ادامه دارد. ناگزير براي شناخت طرف مقابل و خواسته هاي او به حدس و گمان متوسل مي شويد و مشخص است كه اين شناخت نمي تواند دروني و عميق باشد.
همسر رنجيده مي كوشد حقانيتش را ثابت كند. معتقد است رفتاري به دور از عدالت با او شده. اگر آنها قدمي براي رفع رنجش خود برندارند مدام بر ميزان آن افزوده مي شود و كار به قهر مي كشد. در تمامي مراحل فوق هم صحبت شدن مي توانست درهاي آشتي را بگشايد. گاه خجالت باعث مي شود براي رفع دلخوري قدم پيش نگذاريم. گاه از واقعيت فرار مي كنيم و مشكل را رها مي سازيم، گاهي هم مايليم ديگران را شبيه خود كنيم.
اما بايد دست از خودخواهي برداريم. بايد بپذيريم يك رابطه مورد پسند بر حس احترام به عقيده و گفتار طرف مقابل استوار است.
«پيش از ازدواج چشم ها را خوب باز كنيد و بعد از آن كمي آنها را روي هم بگذاريد.»
( فرانكلين )
بايد همسرمان را همان طور كه هست قبول كنيم. براي اينكه به خواسته هاي منطقي مان توجه كند بايد به خواسته اش احترام بگذاريم. بايد به شيوه پسنديده اي با او حرف بزنيم. اگر با او حرف نزنيم از كجا بداند كه ما چه خواسته اي داريم. آنها كه معتقدند از گفت وگو نتيجه اي نمي گيرند بايد بدانند با شيوه حرف زدن، آشنايي كافي ندارند.
وقتي با همسر خود درددل كرديم و كدورتها رفع شد آنگاه به اين نكته پي مي بريم كه:
«آنچه استحقاق نگراني و تشويش را داشته باشد، هرگز وجود ندارد.»
( پلاتو )
۲- فن رفع دلخوری : در زندگي زناشويي دلخوري ها، شكايات و مشاجره ها فراوان است، اگر چنين نباشد بايد نگران بود زيرا به يقين رابطه زوج به سردي مي گرايد، نسبت به همسر بي اعتنا شده و ديگر هم را دوست ندارند زيرا از يكديگر نمي رنجند. هر گفت وگويي شيوه اي دارد كه اگر به همه نكاتش توجه شود پاياني خوش خواهد داشت. اكنون راههاي گله گذاري خوب را شرح مي دهم تا بتوانيد اين مرحله حساس را درست طي كنيد:
- پيش از صحبت سعي كنيد خود را جاي همسرتان بگذاريد. با اين كار بهتر به مشكلات او پي مي بريد.
- پيش از صحبت با همسر، هرگز موضوع را با ديگران مطرح نكنيد، زيرا ممكن است گفته هايتان را به او تحويل دهند و او را عليه شما بشورانند.
- در ابتداي صحبت تأكيد كنيد قصد شما از مطرح كردن رنجش، رفع سوءتفاهم است. زيرا قهرهاي طولاني و جدال بيهوده بوده و راه به جايي نمي برد.
- سعي كنيد از نكات مثبت كارهاي اخير او يا آنچه از او پسنديده ايد ذكري به ميان آوريد تا فضاي مذاكره صميمي شود.
- تأكيد كنيد ممكن است مقصر اين ماجرا خودتان باشيد. بنابراين محض رفع دلخوري اقدام به صحبت كرده ايد .اگر تقصيري داشته ايد حتماً  آن را به زبان آوريد و از همسرتان پوزش بخواهيد. اين كارتان جو گفت وگو را بهبود مي بخشد و همسرتان فكر نمي كند محاكمه اي در كار است. در ضمن او نيز آماده پذيرفتن اشتباهاتش مي شود.
- ضمن حل مسائل سعي كنيد حرفهايتان را با زخم زبان، كنايه، تحقير و تمسخر بيان نكنيد. زيرا وضع از آنچه هست بدتر مي شود.
- هرگز همسرتان را با ديگران مقايسه نكنيد و مزاياي آنها را به رخش نكشيد. اگر مي خواهيد مقايسه اي در كار باشد سعي كنيد او را با خودش، يعني خطاي احتمالي اش را با رفتار خوب خودش در موقعيتي ديگر مقايسه كنيد.
- از دلخوريها و رنجش هاي كوچك شروع كنيد و از گذشته هاي دور ياد نكنيد. پس از رفع دلخوري او را وادار نكنيد به گناهش اعتراف كند و از شما عذر بخواهد. اين امر غرورش را مي كشد و جري اش خواهد كرد.
- از يكدندگي بپرهيزيد و لجبازي نكنيد. اگر موردي در آن جلسه حل نشد، گفت وگو را به بعد موكول كنيد.
- هنگام گفت وگو اگر همسرتان خواست حرفي بزند مانعش نشويد و سراپا گوش باشيد. فرصت دهيد تا اظهار نظر كند. با اين رفتارتان ثابت مي كنيد او نيز داراي حق و حقوقي است. از طرفي همسر شما با حرف زدن تخليه رواني مي شود. وقتي گفته هايش تمام شد آرامش و راحتي زيادي احساس خواهد كرد و پيش خود خواهد گفت: «من هم حرفم را زدم»  به اين ترتيب امكان آشتي و رسيدن به تفاهم فراهم مي شود.
- به هر شكل كه مي توانيد رفع دلخوري را جشن بگيريد- با هديه دادن شاخه گلي يا هر چيز جزيي مورد نياز طرف مقابل- خانم مي تواند كيك يا شيريني بپزد، آقا مي تواند دعوت به عصرانه يا شامي در بيرون از منزل كند و...
هميشه به ياد داشته باشيد كه آشتي هاي اجباري كه در آن هيچ كدام از طرفين در خود تغييري نمي دهند بنياني سست دارد.
«بعد از يك سال زندگي زناشويي ديگر زن و مرد به فكر زيبايي صورت هم نمي افتند و برعكس فقط متوجه خلق و خو و رفتار يكديگر مي شوند.» (ساموئل اسمايلز)
۷- مراقب حساسيت هاي شوهرتان باشيد
براي همسر خود ارزش و احترام قائل باشيد، سخنش را قطع نكنيد. اگر در محفل ها احترام لازم را به او نگذاريد نبايد انتظار داشته باشيد ديگران برايش ارزش قائل شوند. همواره بايد در كنار شوهرتان باشيد نه در مقابل او. اگر چنين كرديد بايد تاوان خطاهايتان را هم بپردازيد. اگر كسي بي احترامي ببيند به كساني رو مي آورد كه تحسين و تشويقش مي كنند.
اگر در مجالس كسي به شوخي شوهرتان را دست انداخت، از شوهر خود حمايت كنيد. در مهماني ها مراقب شيطنت هاي اطرافيان باشيد. معمولاً بي غرض نيستند. زندگي سعادتبار ناشي از مراقبت هاي زوجين است. مردان هر ضعفي داشته باشند مايلند مورد محبت و احترام همسرشان واقع شوند. مواظب باشيد به دام آدمهاي حسود و دو به هم زن نيفتيد كه رهايي از شر آنها  آسان نيست. اگر همسرتان عيبي دارد مواظب باشيد در هيچ شرايطي با ديگران در ميان نگذاريد. «چرخ زندگي بايد به دست خودتان بچرخد، آن را به دست ديگران ندهيد كه در جهت منفعت و مصلحت شما نمي  چرخانند.»
۸- سنگ صبور شوهر باشيد
نشاط، سرزندگي و خوشرويي شما اگر همراه با حوصله و صبوري باشد، شوهرتان خوشبخت ترين مرد عالم است. مردي كه خسته و كوفته از فشار محيط كار به خانه مي آيد پي مكان امني است تا تجدد قوا كند. سعي كنيد غمخوار شوهر باشيد و در ناراحتي هايش شريك باشيد. وقتي از سختي ها و مشكلات مي گويد فقط گوش كنيد، او در اين لحظه محتاج پند و اندرز نيست. هيچ گاه از اشتباهاتش يا اعترافهايش چماقي عليه او نسازيد و اسير جملاتي مثل «من كه گفته بودم اين كار را نكن» نشويد .پس ملكه ذهن خود كنيد كه شوهرتان به شدت به شما نياز دارد و نبايد كاري كنيد كه از شما فاصله بگيرد.
«خداوند شايستگي زن را در قلب او قرار داده است.» ( لاما رتين )
۹- شكم مرد دروازه قلب اوست
مردها دو گروه هستند: گروه اول مردهايي هستند كه خيلي كم غذا مي خورند اما به كيفيت آن و نحوه چيدن ميز بسيار اهميت مي دهند. اين دسته از مردها معمولاً يكي - دو غذا را خيلي دوست دارند. پختن غذاهاي مورد علاقه شوهرتان ابراز غيرمستقيم مهر و محبت به اوست. با اين كار به او مي گوييد: « تو براي من مهم هستي و خواسته هايت در درجه اول اهميت قرار دارد. به خاطر توست كه غذاي مورد علاقه ات را پختم و در چيدن ميز نهايت سليقه و حوصله را به خرج دادم.»
گروه دوم مردان شكم پرست هستند و دوست دارند غذاهاي چرب و سرخ كرده بخورند. حتي اگر با شوهرتان قهر هستيد اما باز هم از شكم او نزنيد. حال اگر شوهر اضافه وزن يا سوء هاضمه داشت چه بايد بكنيد؟
اگر مي بينيد غذاي چرب و سرخ كرده سلامتي او را به خطر مي اندازد از آن صرف نظر كنيد و به تدريج به غذاهاي رژيمي روي بياوريد. زيرا سلامتي شوهرتان از هر چيز ديگري مهمتر است. اما براي اين كه سروصداي شوهر شكم پرست تان در نيايد به او وعده بدهيد هفته  اي يكي- دوبار غذاهاي مورد علاقه اش را خواهيد پخت. مطمئن باشيد دلخوري همسرتان موقتي خواهد بود زيرا پس از مدتي به اين گونه غذاها عادت مي كند. ممكن است در ظاهر حرفي نزند اما وقتي مي بيند مراقب سلامتي اش هستيد در باطن شما را ستايش مي كند.
۱۰- چگونه مرد را در انجام كارهاي خانه شركت بدهيد
بيشتر مرداني كه از زير بار كار خانه، شانه خالي مي كنند مدعي هستند همسرشان كار آنها را قبول ندارد و مدام ايراد مي گيرد.
«هر وقت مي خواي كمك كني كار منو زيادتر مي كني» ،«بلندشو برو پي كارت، تو بلد نيستي سبزي پاك كني» ،«مزاحم نشو تو كار نكني بهتر است» و بعد همين خانم پيش مشاور مي آيد و مي گويد: «شوهرم مسئوليت پذير نيست و كمكم نمي كند.»
بنابراين خانم محترم چاره اي نيست جز انتخاب راههايي كه امكان همكاري مردان را در خانه بيشتر مي كند. نكات زير شما را در اين مهم ياري مي دهد:
- به مرد فرصت دهيد كارهايي را انجام دهد كه علاقه مند است.
- غر غر كردن و ناليدن از فشار كار، چاره درد نيست. ببينيد چگونه مي توانيد شوهرتان را به كار تشويق كنيد.
- اگر شوهرتان كاري را ناشيانه انجام داد ملامتش نكنيد وگرنه قهر مي كند و ديگر دست به سياه و سفيد نمي زند. هر كار خوب او را تحسين كنيد تا به انجام باقي كارها ترغيب شود.
- به تدريج شوهرتان را متوجه كنيد به كمكش نياز داريد و اين كمك وظيفه اوست.
- براي مرد تكليف تعيين نكنيد كدام كار وظيفه اوست. مردان دوست ندارند تحت قيد و بند در آيند. بگذاريد به ميل خود سهمي از كارخانه را به عهده بگيرند. به شوهرتان فرصت دهيد وظيفه اش را انجام دهد،  اگر از ياد برد يا تنبلي كرد جنجال راه نيندازيد و صبوري و متانت به خرح دهيد. اگر به عشق اجازه دهيد آزادانه جاري مي شود، بر هر مانعي غالب خواهد شد»


[ صفحه اصلي| مطالب گذشته | پيام به نويسنده ]

خانواده درماني
مطالب گذشته
ارسال ايميل

بازديد: نفر

سرگرمي

خودموني بشيم ؟