چشمها را بايد شست ...

سخنی با آقايان :

خداوند درقـرآن فـرمـوده اسـت ((عـاشروهن بالمعروف )) (با زنانتان به شيوه اى شايسته رفتار كنيد) . چه كسی به شما گفته كه زن بـى آنـكـه تـمايلى داشته باشد, آنگاه كه مرد بخواهد, مجبور به انجام عـمل زناشويى است ؟ مگر بدون تمايل مى شود بدين كار تن در داد ؟ و آيا موقعيت روانى و عصبى زن دراين حال براى به وجود آوردن فرزند مستعد است ؟  راستى اگر از مردان مى خواستند كه بدون ميل , غذا بخورند يا آميزش كنند برايشان خوشايند بود؟ پاسخ اين پرسشها را در گفتارهاى آينده دنبال مى كنيم .

الف : توقع بيهوده

در بـرشمارى صفات خوب زن علاقه به همبسترى را ياد كرديم , اما اين بدان معنى نيست كه زن بـايد در ابزار اين علاقه , آغازگر باشد و مانند مرد بدون شرم تقاضاى خود را باهمسر در ميان نهد.
خـداى متعال وجود زن را به گونه اى آفريده است كه در صورت سلامت روحى  بى سبب غرايز جـنـسـى اوبيدار نمى شود و تا با تماس بدنى تحريك نگردد خود آغازگر ارتباط جنسى نمى شود. بـدون ايـن ويـژگـى , نظام آفرينش رو به انحطاط  مى نهد.
اگر زن نيز بخواهد چون مرد به دهها عامل مختلف غرايزجنسى اش بيدار شود شيرازه زندگى آدمى در هم مى پاشيد.
به همين منظور صـحـيـح تـر آن بـوده است كه تا زن دل در گرو محبت شوهر ننهد و جسمش به اراده همسرش تـحـريك نشود شهوت در او خفته بماند.
بر اين اساس نبايد از زن انتظار داشت كه پيوسته در ابراز علاقه جنسى آغازگر باشد.
اين كه زن بايد به آميزش با شوهر علاقه مند باشد بدين معنى است كه او پـس از رويكرد مرد به وى از تحريك شدن خويش نهراسد و خود را به رغبت در اختيار وى قرار دهد.

ب : انصاف دهيد

اسـلام از زنـان بـه طـور اكيد خواسته است كه در مقابل همسر خود و تقاضاهاى جنسى او تا آنجا كـه مـى تـوانـنـد انـعطاف پذير باشند.
با اين حال از مردان نيز مى خواهد كه تنها عوامل معقول و مشروع , محرك غرايز جنسى آنان باشد.
هـرگـاه به اختلافات زنان و مردان بنگريم بدين نكته بيشتر پى مى بريم كه بخشى از نبود تفاهم دربـين همسران به سبب پايبند نبودن يكى از دو طرف به اصول اخلاقى است .
هرگاه مرد نتواند نـفـس خود را مهار كند و به طرق مختلف با زنان به ديدار و گفتگو نشيند, به طور طبيعى غرايز وى بيش از حدمعمول تحريك مى شود و آنگاه همسرش نمى تواند پاسخگوى تقاضاهاى فراوان وى بـاشـد.
مشاهده فيلمهاى ضد اخلاق , تماس زياد با نامحرمان و شوخى و خنده هاى محرك , دورى طـولانـى از خـانواده ,مطالعه رمانهاى جنسى , وجود دوستان بى قيد و امورى از اين قبيل همه از عواملى است كه به شيوه اى غير مشروع غرايز جنسى را تحريك مى كند.
بـراسـتـى چـگـونـه مـى تـوان انـتـظار داشت بانويى در كنار انجام امور خانه و تربيت فرزندان و مـشكلات زندگى , پاسخگوى غرايز جنسى مردى باشد كه به وسيله دهها عامل غير طبيعى قواى شهوى اش تحريك شده است ؟ اگـر اسلام زن را به تمكين و پذيرفتن شوهر سفارش مى كند مرد را نيز بيم مى دهد كه با نامحرم بدون ضرورت سخن نگويد, در كنار وى ننشيند و نگاهش نكند, تا مبادا در وى رغبت جنسى بيدار شود وآنگاه بانوى خانه به رنج افتد.
در واقـع يـكى از عوامل اختلاف همسران , خدا ترسى يكى و بيباكى ديگرى است .
يكى بر آن است تا فرمان خدا را در حق همسر اطاعت كند و ديگرى دريده چشم و دريده خوست .
اينها همه در حالى است كه نوعى انصاف نيز از زنان انتظار مى رود و آن اينكه : اگـر مـردى سـخـاوتمند باشد, زن او را تا پايه خدايان مى پرستد و چه بسا در هر موقعيت برايش مـهـيـاى تـسـليم باشد. اما اگر مرد چيزى را از او دريغ كند, در حد حيوان و موجودى خودخواه پنداشته مى شود واگر جوياى تمكين زن باشد با اينكه اين امر حق فطرى و مسلم مرد است از نظر او مردى هوسران و افراطى قلمداد مى شود.
بـراسـتـى عجيب است دنياى زن ! وقتى مرد سخت خواهانش باشد وى را متهم مى كند كه تو مرا فـقـطبـراى لذت بردن مى خواهى و بسيار شهوترانى ! در حالى كه وقتى خود خانم به همبسترى عـلاقـه زيـادنـشـان دهـد و شوهر با دارا بودن همه خوبيها و تلاشهايش براى رفاه همسر, مشتاق هـمخوابى نباشد خيلى زود از طرف خانم با گفتار و كردار متهم مى شود كه : تو چه ارزشى دارى كه نمى توانى همچون من باشى ! گويى به وى مى گويد: همه ارزش و اعتبار مرد خوب به داشتن رغبت فوق العاده جنسى است و وقتى اين هنر را ندارد بهايى ندارد.

ج : در نظر گرفتن جوانب و موقعيت :

اظهار نظرها و نيز تفاوت تمايلات مرد و زن نشان مى دهد كه معمولا در برقرارى روابط زناشويى , ازآنـجـا كـه مردان نيازمندتر و جسورترند, در پيگيرى خواسته خود بيشتر پافشارى دارند تا زنان .
بعلاوه وجود حيا در بانوان هميشه مانع از آن است كه آغازگر اين تمنا باشند.
آنها بمراتب بيشتر از مـردان بـه فراهم بودن موقعيت و زمينه ها مى انديشند و بيمناك امورى هستند كه مردان بندرت بدانها فكرمى كنند.
اگـر هم زمانى در وجود زن تمايلى به برقرارى رابطه زناشويى وجود داشته باشد, چون زمينه ها بسانى فراهم نيست , اين ميل دوام نمى يابد.
گـاهـى هـم ايـن بـى ميلى به سبب فراهم نبودن زمينه ها نيست بلكه به خاطر در نظر گرفتن عـواقب بعدى است .
براى مثال هرگاه دسترسى به آب براى انجام نظافت و طهارت ممكن نباشد پيش ازمرد, زن است كه از انجام آميزش خوددارى مى كند و بدان اشتياقى نشان نمى دهد.
گـاهـى وجـود صـاحـبخانه يا ميهمان و افراد ديگر مشكلاتى فراهم مى آورد كه براى مرد ناديده انـگـاشـتـن آنـهـا امـرى طـبـيـعـى است در حالى كه تصور وجود آنان , براى بانوان ملال انگيز و دلسردكننده است .
مـوقـعـيـتهايى چون سفر, ايام بيمارى , ضعف جسمى , خستگى و عواملى از اين قبيل براى بانوان جدا حايز اهميت است , در حالى كه براى مردان چنين نيست .
وجـود دلـهـره (به هر دليل كه باشد) ميل جنسى را در زنان بشدت كاهش مى دهد و چه بسا اين عـامـل درمـردان مانعى براى كاهش ميل جنسى نباشد.
در نظر آوريد كه در خانه اى حمام يا آب گـرم وجـودنداشته و انجام نظافت و طهارت به خبر كردن صاحبخانه نيازمند باشد. در اين حال تـمـايـل بـه برقرارى آميزش چندان وجود ندارد.
بعكس هرگاه در اتاق استراحت , حمام كوچكى وجـود داشـته باشد كه بتوان نظافت كرد, طبيعتا اشتياق به آميزش (حتى اگر ميل قبلى نباشد) ممكن است به وجود آيد.
نـبايد فراموش كرد كه تغذيه ناكافى از عواملى است كه در تحليل بردن قواى جنسى نقشى بسيار مؤثردارد.
گاهى انسان به چيزى بى ميل نيست ولى براى رو كردن بدان و بهره مند شدن از آن در خود توانى نمى بيند.
اين در حالى است كه اشتياق به همبسترى بدون تغذيه صحيح ( كافى ) ميسر نـيست .
از طرفى , پس از آميزش , نيروهاى بدن به طور عجيبى تحليل مى رود تا آنجا كه گفته اند جنابت ,همچون خون دادن , جسم را بى رمق مى سازد.
درباره موضوع تغذيه ( قبل و بعد از جنابت ), در گفتار معصومان (ع ) مطالبى رسيده است كه ما به خـاطررعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى كنيم .(خوردن غذاهاى شيرين و پروتئين دار چون عسل , خرما و كباب توصيه مى شود.)

اگر تغذيه زن مناسب نباشد انتظار كشش جنسى بيهوده است .
از طرف ديگر وقتى تغذيه , خوب باشدچندان نيازى به تدارك امور ديگر نيست .

د: سهل انگاريهاى ممنوع:

هـمـان طـور كـه گـذشـت , نـظافت و آرايش براى زنان نوعى وظيفه و بلكه مقدمه انجام عمل زنـاشـويـى است .
اما چرا فراموش كرده ايم كه مرد نيز وظيفه دارد براى خانواده اش تميز و آراسته بـاشـد! چـطـورمى توان زنى را كه به شيك پوشى و نظافت شوهر اهميت فراوان مى دهد به اظهار علاقه و همخوابى با همسرش كه مردى نامرتب و ژوليده است , ملزم ساخت ؟! بخصوص كه معمولا تـنـوع سيما و لباس در مردان كمتر تحقق مى يابد.
آيا تصور نمى كنيد كه بدبويى دهان , عرق بدن , لباس كثيف , دندانهاى نشسته و سر و وضع نامرتب , طرف مقابل شما را به گريز وا مى دارد؟! پيامبر اكرم (ص ) در اين باره فرموده است : هـر مردى موظف است خود را براى همسرش آراسته نمايد, همان طور كه دوست دارد همسرش براى او خوشنما باشد.
امام كاظم (ع ) مى فرمايد: رعـايـت نظافت و خوشنمايى مرد از جمله امورى است كه بر عفت زن [و چشم پوشى او نسبت به ديـگـرنـامـحـرمان ] مى افزايد.
هرآينه زنانى به سبب بى توجهى شوهرانشان به آراستگى و نظافت , ازپاكدامنى دست برداشتند.
سـهـل انـگـارى ديـگـر مـربـوط به تهيه نيازمنديهاى بانوست .
در گفتار امامان معصوم (ع ) اين امـورمـوردسفارش قرار گرفته است : خريد وسايل آرايش , لباس نو و متنوع , تغيير رنگ مو و ظاهر سر وصورت و...
رفتار آدمى تابع روحيات اوست و روحياتش تابع عوامل محيطى است كه از طريق گوش و چشم و ... به فكر او راه مى يابد.
شايد باور نكنيد كه تغيير لباس و وضع ظاهرى بدن و خانه تا چه اندازه در روحـيـه زنـان مـؤثر است .
بيشتر آنان آن قدر كه از اين عناصر تاءثير مى پذيرند از چيز ديگر متاءثر نمى شوند.
گاهى يكنواختى زندگى , افراد خصوصا بانوان را دچـار افـسـردگى مى كند و فرد حتى از غذا خوردن وگفتگو با ديگران لذتى نمى برد.
در اين حال خريد يك لباس نو, تغيير رنگ مو, سفر به جاى خوش آب و هوا يا تبديل و تغيير وضع خانه , چه بـسا به طور كامل روحيه وى را سالم و شاداب مى كند,بخصوص كه زنان وقتى دقت همسر را در اين زمينه ها مشاهده كنند بيشتر به زندگى دلگرم مى شوند ودر مقابل خواسته هاى شوهر, بيشتر از قبل انعطاف نشان مى دهند.
البته بايد دقت كرد كه تهيه اين نيازمنديها وقتى تاءثير مورد انتظار را خـواهـد داشـت كـه شوهر خود به خريد آنها اقدام ورزد نه آنكه تهيه آن را به زن واگذارد.
يك لـباس را اگر مرد با سليقه و رضايت خود براى همسرش بخرد نزد زن بهتر ازده لباس است كه از سوى خود بانو خريده شود.

هـ : تقصير آشكار:

پـيـش از ايـن گفتيم كه لذت نبردن از همبسترى از عواملى است كه زنان را نسبت به برقرارى روابـطجنسى دلسرد و چه بسا بيزار مى سازد و بر مرد است كه پس از آشنايى خود به وظيفه , او را همراه خويش سازد و نمونه طعمى را كه خود مى چشد به وى بچشاند.
در حـقيقت هرگاه زنى به اين دليل از همبسترى كناره گرفته باشد بايد تقصير آن را به گردن شوهرش انداخت .
پـيـوسـتـه بـايـد به ياد داشت كه اين عامل و موضوع فراهم نبودن زمينه و موقعيت , از مهمترين عـواملى است كه روابط زناشويى را به سردى مى كشاند و آن قدر كه بر طرف كردن اين عوامل در بـهـبود روابط زن و مرد تاءثير دارد عوامل ديگر مؤثر نيست و تهديد يا نصيحت نيز كارساز نخواهد بـود.
مـطـمئن باشيدكه با فراهم بودن زمينه و نبود عوامل بازدارنده , هيچ مشكلى فرا روى شما خودنمايى نخواهد كرد.
در اينكه چگونه بايد زن را براى برقرارى معاشرت آماده ساخت در روايات مطالبى بيان شده است .
حضرت امام صادق (ع ) مى فرمايد: راسـتـى مـمـكـن است در ميان شما كسى باشد كه با زنش بياميزد ولى [چون او را تحريك كرده وخـامـوش نـسـاخـتـه است ] پس از انجام عمل , اگر همان زن به يك مرد سياه چهره و زشت [از اهـل زنگبار] دست يابد, براى فرونشاندن شهوت خود به دامنش بياويزد.
بنابراين هرگاه بخواهيد بـازنانتان آميزش كنيد نخست بايد با آنها شوخيهاى شهوت انگيز نماييد و كاملا آماده شان سازيد, زيرادر اين صورت آميزش براى شما و همسرتان خوشايندتر و لذتبخش تر مى شود.
در حديثى از حضرت امام رضا(ع ) در نامه به ماءمون چنين آمده است : قـبـل از آميزش آنچه مى توانى با همسرت رفتارى شهوت انگيز پيش گير و [مواضعى كه شهوت رابـيـدار مى كند تحريك نما] ...
چه , اين عمل سبب غلبه ميل جنسى او مى شود و آثار آن در چشم وصورتش نمايان مى گردد و مى خواهد از تو مانند آن را كه تو از وى مى خواهى .
از فـرمايش حضرت رضا (ع ) بر مى آيد كه انجام مقدمات آميزش را بايد تا آنجا ادامه داد كه زن به اوج تحريك جنسى برسد و به همبسترى تمايل يابد.
ايـن در حـالـى اسـت كـه در برخى اخبار فرموده اند آميزش جنسى را چندان طولانى نسازيد.
در واقـع طـولانى نساختن همبسترى امرى است مربوط به پس از مقاربت .
و پيش از آن , شوخ ‌طبعى ومقدمه چينى در صورتى كه براى تحريك باشد نـه تـنـها نكوهش نشده بلكه سفارش شده است .
بعلاوه طولانى كردن معاشقه پس از مقاربت , در صـورتـى كـه بـراى سيراب كردن زن و رضايت جنسى اوباشد, نه تنها اشكال ندارد بلكه ضرورى اسـت .
مـقـاربت عجولانه و با انزال سريع امرى نكوهيده است .
اين در حالى است كه بيشتر زنان به سبب سرشت خود دير تحريك مى شوند و نيز دير به اوج لذت جنسى مى رسند.
بنابراين آميزشهاى منقطع (با انزال سريع از سوى مرد) براى اغلب آنان رنج آور ودلسرد كننده است .
تـاءكـيـد اسـلام بـر ايـن مـوضـوع بدين سبب است كه خداى متعال زن را وجودى پاك و عفيف قرارداده است و از همين رو ميل جنسى در او خود به خود كمتر به وجود مى آيد.
گاهى نيز تمايل روحى در اووجود دارد اما تا تحريك بدنى صورت نپذيرد در عمل رغبتى از خود نشان نمى دهد و وظيفه شوهراست كه وى را در اين حال كمك كند و ميل جنسى را در نهادش بيدار سازد.
در حـقـيـقت نشان ندادن تمايل نه بدان سبب است كه زن اشتياقى به روابط همسرى ندارد بلكه به اقتضاى طبيعت خويش (عفت ) كه وديعه الهى است , علاقه خود را بدين عمل اظهار نمى دارد.
يكى از پزشكان مى گويد: ((نـورمـان هـيـر)) طـبـيب انگليسى , براى موضوع آميزش , تشبيه مناسبى كرده است .
او مرحله آميزش را به بالا رفتن از كوهى تشبيه كرده است كه مرد چون داراى قدرت بيشترى است زود به قـلـه كـوه مـى رسد.(يعنى مرد زودتر آماده آميزش مى شود.) در حالى كه زن هنوز به اواسط كوه نـرسيده است (زيرا زن ديرتر آماده مى شود).
همچنين در پايين آمدن , مرد يكدفعه پايين مى آيد و زن پله پله , و اين وظيفه مرد است كه دست همسر خود را بگيرد تا با هم بالا و پايين روند و از غريزه جنسى يكديگربرخوردار شوند.
يك كارشناس امور جنسى مى نويسد: بـر خـلاف مـردها كه نقاط قابل تحريك جنسى آنها در قسمتهاى بخصوص , محدود مى باشد, در زنهااين نقاط منتشر و وسيع است .
در تحت شرايط روحى مخصوص , لمس هر ناحيه از بدن ممكن اسـت بـه وجـد آورنـده تـحريك جنسى شود ...
تحريك اين نواحى سبب ظهور و بروز ميل جنسى شـديـدى خـواهـد شـد.
در اوايل ازدواج زنها معمولا نسبت به تحريك عمومى بدن بيشتر حساس هـسـتـنـد تـا به تحريك مستقيم دستگاه تناسلى , ولى پس از اينكه خجلت و كمرويى طبيعى زن بـتدريج زايل گرديدآن وقت است كه تحريك مستقيم  براى او لذتبخش تر خواهد بود...
ولى بايد دقـت كـرد كه اين گونه تماسها خيلى به آرامى و با مهارت انجام گيرد.
اينكه بسيارى از مردان در انـجـام اعـمـال زنـاشويى ازهمسر خود اظهار نارضايتى مى كنند گاهى بدين علت است كه آنها مـعمولا برقرارى روابط زناشويى رابه تندى آغاز مى نمايند.
در حالى كه به طور معمول تحريكهاى يكباره سبب مقاومت و نارضايتى دربانوان مى شود و آنهارااز همراهى و لذت خواهى دور مى سازد.
بـهـتـريـن روش آن اسـت كه انجام روابط بسيار آرام و تدريجى آغاز گردد.
آنگاه كه مرد تصميم قـطـعى خود به برقرارى روابط زناشويى را از همان آغاز با همسرش در ميان گذارد, كمترين بى ميلى در زن به مقاومت عجيبى تبديل مى شود كه بسانى به انعطاف نمى انجامد. در حالى كه اگر ايـن تـصـمـيـم اظـهـار نـشـود و بـا مـهارت و دلجويى , كار دنبال گرددنتيجه مطلوب تر عايد مى شود.

مرد چگونه در آغاز و ادامه رابطه , خوددارى و درنگ كند؟

در مـيـان مـردان بـعـضى چنين تصور مى كنند كه عمل زناشويى تنها وسيله اى است براى خارج كـردن نـطفه .
پس چه فرق مى كند كه به چه كيفيتى صورت پذيرد! گروهى نيز آنچنان سرگرم امور زندگى اندكه گويى نه همسرى دارند كه بايد او را در اين مورد خشنود سازند و نه لزومى به چنين كارى وجود دارد. در حالى كه بر پايه مفاد روايات بايد براى مقدمات پيش از آميزش اصولى را در نـظـر گـرفـت و سـهمى جداگانه قائل شد.
اساسا بسيارى از دستورهاى دينى و بهداشتى پـيـرامـون اين موضوع مربوط به مقدمات آميزش است نه خود آن , و آن قدر كه بر مقدمات تاءكيد ورزيده اند بر خود عمل تاءكيدنكرده اند.
حضرت رسول خدا(ص ) فرموده است : چـنـانـكـه حـيوانات بر جفتهاى خويش مى جهند بر همسرانتان نجهيد بلكه پيش از آن با بوسه و سخن گفتن وى را براى عمل آماده سازيد.
امروزه ثابت شده است كه توجه به مقدمات آميزش , چه بسا زن عقيم را بچه آور مى سازد و بعكس آن ,بـدون مـقـدمـه بـه عـمـل پرداختن , زن بچه آور را عقيم مى سازد.
دكتر ((اوستاش تشاسر)) مى نويسد: مـلـكـه اتريش فرزند نمى آورد و از زنان عقيم به شمار مى رفت تا روزى دكتر مخصوصش پس از دقـت وفحص كامل به وى گفت : به عقيده من شما عقيم نيستيد و تنها علت نازايى تان اين است كـه بـاملاعبه و مغازله , غدد جنسى شما كاملا تحريك و آماده آميزش نمى شود.
بنابراين بايد قبل ازآمـيـزش , شـوهـرتـان با مغازله و ملاعبه زياد, شهوت جنسى شما را برانگيزد و غدد جنسى تان راتحريك و آماده آميزش نمايد.
بـالاخـره نـتـيـجه اجراى دستور دكتر اين شد كه ملكه اتريش از نازايى بيرون آمد و مادر شانزده فرزندشد.
دكتر ((كويراج هرتام داس )) هندى , متخصص و مشاور امور زناشويى در كتاب خاوئد (ص 67) كه به زبان اردو نگارش يافته مى گويد: بـراى اينكه آميزش , منشاء فرزند شود بايد مرد قبلا با ملاعبه , شهوت جنسى زن را تحريك كند و بـه طـورى او را آمـاده سـازد كـه چون نطفه در رحم قرار مى گيرد زن به اوج لذت رسيده باشد (انزال هر دو نفربا هم صورت گيرد.) كارشناس ديگرى مى گويد: زمـانـى را كه زن براى عكس العمل جنسى لازم دارد خيلى طولانى تر است تا مرد, زيرا هم خيلى طول مى كشد تا تحريك شود و هم طول مى كشد تا به اوج لذت جنسى برسد.
اگر مرد فقط روابط جـنـسـى را وسيله اى براى ارضاى اميال بيولوژيكى خود تصور كرده , قبل از نزديكى براى تحريك هـمـسـر خـودكوشش نكند يا نتواند براى مدتى نعوظ خود را نگاه دارد و زود به اوج لذت جنسى برسد, زن ممكن است كاملا تحريك نشده و قبل از اتمام عمل نزديكى به اوج لذت جنسى نرسيده باشد.

حقى در مقابل حق ديگر

زن وقتى به برقرارى روابط زناشويى موظف است كه شوهر از عهده مخارج او ( نفقه ) بر آيد, خواه زن خـود از پس تاءمين احتياجات مادى خويش بر آيد يا نه , مطالبه كند يا نكند.
در هر صورت مرد موظف به كسب و كار و تلاش در امرار معاش خود و خانواده اش مى باشد و تا آن زمان كه مرد بدون عذرشرعى از پرداخت حقوق زن امتناع مى ورزد, زن موظف به پذيرش همبسترى نيست .
نـكته حايز اهميت اين است كه مخارج زن منحصر به نان و غذا نيست بلكه داراى ابعادى است كه درذيل بدانها اشاره مى كنيم :

 1. غذا در حد نياز زن و متناسب با عادت و شاءن او و موقعيت محل زندگيش .
2. پوشاك به مقدار كافى , از نوع متعارف و متناسب با محل زندگى و عادت زن .
3. وسايل زندگى مثل فرش و لوازم آشپزخانه در حد نياز و متناسب با عرف و شاءن زن .
4. وسايل نظافت و آرايش .
5. مسكن متناسب با احتياج و شاءن و شخصيت زن .
6. خـدمـتـكـار در دو صـورت :

الف ) موردى كه زن در خانه پدرش خدمتكار داشته است .
ب ) زن بـيـمـارباشد و نتواند خود كارهايش را انجام دهد.
در اين دو صورت مرد موظف است خدمتكارى براى زن اختيار كند يا خودش كارهاى خانه را انجام دهد.
7. هزينه درمان بيماريهاى جزئى و عادى .
مـوارد جـنـبـى ديـگـرى نـيـز بـه مـقـتـضـاى زمـان و مـكـان در كار است كه از ذكر همه آنها خوددارى مى كنيم .
تـذكـر دهـيـم كه تاءمين مخارج فرزند و والدين (درصورتى كه آنها نيازمند باشند) بر مرد واجب اسـت مـشـروط بر آنكه آنها نتوانند مخارج خود را تاءمين كنند.
اما در مورد زن چنين نيست و حـتـى اگـر زنى ثروتمند باشد, تاءمين مخارج متعارف او (يا تقديم مبلغ آن به وى ) بر مرد واجب است , مگر اينكه زن خود آن را به شوهرش ببخشد, چنانكه معيار وجوب پرداخت مخارج زن , تمكن مـالى مرد نيست و مرددر صورتى كه تمكن مالى هم نداشته باشد, موظف به كار و تحصيل درآمد است و در صورت ضرورت بايد قرض كند و مخارج لازم همسرش را بپردازد.
ديـگـر آنـكـه اگر مرد سالها مخارج فرزندان يا پدر و مادر نيازمندش را ندهد گناهكار است ولى مـديـون آنـها نيست , يعنى پرداخت مخارج ايام گذشته بر وى واجب نيست .
ولى نسبت به همسر مـديـون اسـت ومـوظـف بـه پرداخت مبالغى است كه در ايام گذشته نپرداخته است , تا آنجا كه هـرگـاه زن بـه وظـايـف خـودعمل كند و شوهر مخارج متعارف او را به طور كامل نپردازد زن مى تواند بدون اذن همسرش از اموال اوبر دارد.
بعلاوه اگر مرد توان تاءمين مصارف همسر و فرزندان و والدين خود را نداشته باشد و تنها قادر بر تاءمين يكى از اين موارد باشد حق همسرش بر ديگران مقدم است .

/ 1 نظر / 65 بازدید
حسن

کارخوبی شما قابل تقدیر است . برای بعضی از خانواده ها این نوع مطالب خوب و یک نوع آموزش است اگر به نوشته ها خوب توجه کنند در زندگیشان موفق میشوند از شما هم که این نوع تحقیق را انجام داده اید تشکر می شود به وبلاگ من هم سربزن ممنون