آيا عشق به تنهايی كافیست ؟

عشق مي تواند بسياري از تنش هاي ميان زوجها را محو كرده و برخود محوري ها سرپوش بگذارد.

اما عشق به خودي خود مشكلات زندگي را حل نمي كند، فقط انگيزه قدرتمندي براي غلبه بر آنها را فراهم مي سازد.

حفظ پيوند ازدواج مستلزم وجود عوامل ديگري است كه اگر وجود نداشته باشد، زن و شوهر بايد آن را در زندگي خود بوجود آورند از جمله معماهاي جامعه ما اين است كه چرا عشقي كه مي تواند به اوج برسد تنزل مي كند و در وراي ابري از نوميدي و دلتنگي پنهان مي شود.

چه بسيار زوج هايي كه زندگي زناشويي سعادتمندانه اي را انتظار داشتند و كارشان به ملامت كشيد و چه بسيار زن و شوهرهايي كه قبلاً بر سر همه چيز توافق داشتند و حالا بر سر هيچ چيز توافق ندارند.

اغلب تازه ازدواج كرده ها در شروع معتقدند روابط آنان متفاوت از ديگران است.

خود را سوار بر امواج عشق مي بينند و فرضشان بر اين است كه عشق هميشه و به همين شدت ادامه خواهد يافت.

فرض را بر اين مي گذارند كه همسرشان براي هميشه علاقه مند و از خود گذشته خواهد بود.

اما به تدريج با حقيقت افزايش بي قراري و نوميدي و دلتنگي آشنا مي شوند و اين در شرايطي است كه اغلب نمي دانند مشكل آنها در كجاست.

آنها درمي يابند كه مسائل مختلفي دارند كه بايد به اتفاق هم آنها را حل كنند اما تجربه اي براي حل و فصل مشترك اين مسائل ندارند، در نتيجه هنگام تصميم گيري از ميان زن و شوهر، يكي تصميم مي گيرد و ديگري مي پذيرد .

اما در ميان آنها، او كه تصميم مي گيرد ممكن است در مقام اعتراض برآيد كه مسئوليت همه كارها بر دوش او گذاشته شده و در اين حال، چه بسا ديگر همسر خود را كم بها و تحقير شده ببيند.

عشق مي تواند بسياري از تنش هاي ميان زوجها را محو كرده و بر خود محوري ها سرپوش بگذارد.

اما عشق به خودي خود مشكلات زندگي را حل نمي كند، فقط انگيزه قدرتمندي براي غلبه بر آنها را فراهم مي سازد.

حفظ پيوند ازدواج مستلزم وجود عوامل ديگري است كه اگر وجود نداشته باشد، زن و شوهر بايد آن را در زندگي خود بوجود آورند.

اغلب زوجها در اوايل آشنايي، تحت تأثير عشق و علاقه شديد، در جنبه هاي مثبت يكديگر مبالغه مي كنند، وقتي دقيق مي شوند در يكديگر توانايي هايي مي بينند كه وجود خارجي ندارد، اما وقتي عشق و علاقه شديد اوليه از بين مي رود، زن و شوهر به اين نتيجه مي رسند كه آنچه فكر مي كردند، توهمي بيش نبوده است.

در اين شرايط آيا فقط دو راه وجود دارد؟!

طلاق يا تحمل.

بسياري از مشكلات و عدم تفاهم ها در اصل سوءتفاهم است.

حال رابطه دو شخص هر چه نزديكتر باشد، سوءتفاهم بيشتر مي شود.

پس زندگي زناشويي، بيش از هر رابطه صميمانه اي در معرض سوءتفاهم قرار دارد.

خارج از مناسبات زناشويي، زن و مرد راحت تر با اين فرآيندهاي ذهني روبه رو مي شوند، اما در مناسبات زناشويي اين سوءتفاهم ها مي تواند توليد اشكال كند.

وقتي زن و شوهر با هم اختلاف پيدا مي كنند، چنان رفتاري از آنها سرمي زند كه انگار رودرروي يكديگر جبهه گيري كرده اند و تحت تأثير اين برداشت ذهني، چشم اندازي كه از يكديگر دارند خراب ميشود.

«آرون بك » معتقد است كه مهمترين علت مشكلات زناشويي روابط انساني سوءتفاهم است.

به عقيده او تفاوت در نحوه نگرش افراد باعث بروز اختلافات و پيامدهاي ناشي از آن مي شود.

نبايد تصور كرد كه پايه اختلافات همواره ناشي از سوء نيت و يا بد ذاتي طرفين يا يكي از آنها است بلكه در اكثر موارد ناشي از اين واقعيت است كه هر يك از آنها صادقانه مسأله را به نحو متفاوتي مي بينند.

آرون تي.بك مي گويد: «آنچه گفته مي شود با آنچه شنيده مي شود گاهي كاملاً متفاوت است.» اختلافات زناشويي معمولاً وجود دارند مهم اين است كه زن و شوهر حاضر شوند درباره مشكلاتشان به نحو صحيح و سازنده اي گفت وگو كنند.

 

هنگام بروز اختلافات -بويژه در سطح خانواده- بايد اين سؤال را با تأمل و گشاده نظري و انصاف مطرح كرد:

- او مسائل را چگونه مي بيند؟

- من مسائل را چگونه مي بينم ؟

بنابراين يكي از روشهاي مؤثر براي جلوگيري از بروز اختلاف، درك وضعيت طرف مقابل است.

چه بسا آنچه ما مراحمت مي دانيم ديگران مزاحمت تلقي كنند.

تصور كنيد مردي خسته از سر كار به خانه بازمي گردد، ممكن است به علت مشكلاتي كه در اداره با آن مواجه بوده است در وضعيت مساعدي به سر نبرد.

اگر همسر او قادر به درك وضعيت او نباشد چه بسا دچار سوءتفاهم شود.

آن وقت ممكن است گفت وگوي زير در بگيرد: - چته!

چرا خودتو گرفتي؟

- خسته ام.

- مگه من خسته نيستم؟

از صبح تا حالا دارم توي خونه جون مي كنم، كه چي؟

قيافه نحس آقارو ببينم... اما روشهاي مقابله با سوءتفاهم كدامند؟

توجه كردن، گوش دادن و سؤال كردن و گسترش فرهنگ صراحت و مبادله اطلاعات صحيح از جمله مؤثرترين راههاي مقابله با سوءتفاهم اند.

يكي از تكنيك هاي مؤثر و كارساز در عرصه روابط انساني تبديل شكايت و انتقاد به درخواست است.

به جاي آن كه انرژي خود را صرف برخوردهاي عصبي و بحث هاي زائد و بي نتيجه كنيم، مي توانيم از «درخواست» سود جوييم، به جاي نسبت دادن خصوصيات منفي به يكديگر و زدن برچسب هاي مختلف بايد وقت معيني را براي گفت وگو درباره اختلافاتمان در نظر بگيريم شايد بهتر باشد هر هفته زمان مشخصي را به اين امر مهم اختصاص دهيم.

اگر طرفين پيش از آن كه كار به جاي باريك بكشد، سوءتفاهم ها را شناسايي و اصلاح كنند مي توانند طوفان بحران را مهار نمايند.

زن و شوهر بايد انعطاف پذير، پذيرنده و با گذشت باشند، بايد خطاهاي يكديگر را تحمل كنند و به خصوصيات منحصر به فرد هم بها بدهند.

همسران توقعاتي از يكديگر دارند، هر كدام انتظار دارند كه از عشق بي قيد و شرط، صميميت، وفاداري و حمايت ديگري برخوردار باشند.

وقتي مشكلات نمايان مي شوند و خصومت و لجبازي بالا مي گيرد، زن و شوهر جنبه مثبت و قوت يكديگر را از ياد مي برند و به تدريج كار به جايي مي رسد كه اصل زندگي مشترك زير سؤال مي رود و گرفتاري اصلي و عامل سوءتفاهم فراموش مي شود.

پس از ازدواج هر كدام انتظارات خفته اي داشتند كه بيدار شد، زن انتظار دارد كه شوهرش هميشه و بدون استثناء از او در مواقع بروز بحرانهاي روحي حمايت كند، هميشه وقت شناس باشد و از همه اينها مهمتر، انتظار دارد كه در هر لحظه به او دسترسي داشته باشد.

با اين حال هرگز انتظاراتش را با شوهرش در ميان نگذاشت، فرض او اين بود كه اين انتظارات به قدري طبيعي و گويا هستند كه نيازي به طرح آنها نيست.

اگر بعد از تجربه هاي مكرر، اشخاص به اين نتيجه برسند كه همسر آنها به اين معيارها پايبند نيست و مثلاً از ياري دادن و درك و احساس و همدردي طفره مي رود، تصوير همسر و خود ازدواج در مجموع از مثبت به منفي مي گرايد.

با آموزش ديناميسم ازدواج ، يعني درك حساسيت ها و نيازهاي طرف مقابل و رسيدن به تصميمات همگون و يافتن راههاي لذت بردن بيشتر از يكديگر بسياري از مشكلات خانواده ها برطرف خواهد شد، در واقع برخي از چشمگيرترين موفقيت ها شامل حال زوجهايي شده كه با داشتن زندگي سعادتمند، باز هم طالب رابطه بهتري بوده اند.

 

مسائلي كه در اغلب ازدواج ها وجود دارد :

1- قدرت تفكر منفي: چگونه برداشت هاي منفي و سوءتفاهم ها بر جنبه هاي مثبت ازدواج غالب مي شوند.

2- حركت از آرمانگرايي به سرخوردگي: چرا تصوير زن يا شوهر از همه چيز خوب به همه چيز بد مي رسد.

3- برخورد نظرات متفاوت : چگونه زن و شوهر مي توانند در حالي كه نسبت به يك حادثه، نظرات كاملاً متفاوتي دارند، با هم كنار بيايند.

4- انتظارات و قانونمنديهاي سختگيرانه: چگونه معيارهاي بي انعطاف به ملالت و عصبانيت مي انجامد.

5- مشكلات ارتباطي (سوء تفاهم ها): چرا زن و شوهر صحبتها را آن طور كه هست درك نمي كنند و چرا حرفهايي را مي شنوند كه اصلاً مطرح نشده اند.

6- اختلاف بر سر تصميم گيري هاي مهم و از هم پاشيدن زندگي مشترك: چگونه تعصبات شخصي و فقدان مهارتهاي لازم، كار تصميم گيري را با دشواري روبه رو مي سازد.

اما چگونه صحبت بايد به جاي ايجاد رنج و دلخوري، شادي و شادماني بيافريند، اغلب، تغيير رفتار زن يا شوهر بهبود قابل ملاحظه اي در رفتار همسرش ايجاد مي كند.

برخي اوقات برداشت ما از افكار و احساسات ديگران بيشتر مبتني بر احساسات دروني، اضطرابها و انتظارات شخصي است و نه ارزيابي منطقي ديگران.

مثلاً يك خانم افسرده ممكن است در برخورد با نگاه خسته شوهرش فوراً پيش خود نتيجه بگيرد كه «او از من خسته شده است» و يا اگر خانم مضطرب باشد وقتي همسرش دير مي كند فكر مي كند كه «نكند در يك حادثه رانندگي جانش را از دست داده است.» عواطف و احساسات هرگز مستقيماً منتقل نمي شوند بلكه توسط كلمات، لحن صدا، اشارات صورت و عمل و رفتار ما منتقل مي شوند.

احساس حق كردن هم عامل ديگري است كه در بسياري از زوجها مسأله ساز مي شود.

هر كدام از آنها احساس مي كند كه در حق او خيانت شده است.

برخي از علائق مشترك در مراحل بعدي با از دست رفتن حالت شيفتگي، محو و ناپديد مي شوند.

خانمي مي گفت: «قبل از ازدواج حاضر بودم براي راضي كردنش چهار دست و پا، تا آن سوي دنيا بروم، اما حالا حاضر نيستم به خاطر او فاصله دو اتاق را طي كنم.» اما آينده روابط آشفته زن و شوهر، برخلاف آنچه ممكن است برداشت شده باشد، شوم و ترسناك نيست، ايرادهايي كه به آن اشاره كرديم قابل اصلاح هستند، اغلب دلگيري ها را مي توان با دلايل ملايمي توضيح داد.

اگر زن و شوهر به جاي آن كه يكديگر را به بي انصافي و كم توجهي متهم كنند، علت اصلي رنجش خود را جست وجو كنند، بسياري از واكنش هاي غيرمنطقي از بين مي رود و احتمالاً به اين نتيجه مي رسند كه علت اصلي ناراحتي آنها، به جاي رفتار ناپسند همسر، حساسيت هاي خود آنهاست.

با اين آگاهي شدت واكنش فروكش مي كند و جاي سرزنش را، برخورد سازنده مي گيرد.

ترديد به شايستگي هم اغلب توليد گرفتاري مي كند، مثلاً وقتي مرد از يك خانواده طبقه كارگري است و اقوامش اغلب بيش از سطح دبيرستان درس نخوانده اند در حالي كه خانواده خانم، تحصيلات دانشگاهي دارند، زن ممكن است از موضع برتري طلبي حرف بزند و حالت تشر داشته باشد.

مرد احساس حقارت مي كند و چون تقصير را به گردن زنش مي اندازد، اندوه به عصبانيت مي كشد.

دلتنگي و اختلاف در زندگي زن و شوهر به زودي به ساير جنبه هاي زندگي آنها سرايت مي كند، اگر شوهر زماني، تنها به دلايل قطع صحبت از سوي همسرش ناراحت مي شد حالا از هر رفتار او احساس ناراحتي مي كند و بر هر كار او عيبي مي گذارد.

در همه زمينه ها، در سلام و احوالپرسي و در معاشرتهاي اجتماعي، با نگرش سياه و سفيد ديدن امور به انتقاد از همسر مي نشيند، در اين حالت مباحث خانوادگي، انجام كارهاي منزل، مسائل مالي، روابط جنسي و اوقات فراغت توليد اختلاف مي كنند، مسائل حل شده گذشته ها از نو مطرح مي شود، مشاجره هاي داغ ايجاد مي كند و بي نتيجه و حل نشده باقي مي ماند.

بسياري از زوج هايي كه در زمينه ارتباط زناشويي با دشواري روبه رو هستند و با اين حال نمي خواهند با مراجعه به مشاورين امور زناشويي، فكري به حال خود كنند- حتي اگر زن و شوهر با مشكلاتي در اين حد روبه رو نباشند- مي توانند با رعايت چند اصل مهم، لطمات ناشي از گفت وگوي تند را به حداقل برسانند: 1- ممكن است زن و شوهر در زمينه مديريت خانه، رسيدگي به بچه ها و در ساير موارد، بي جهت حالت برافروخته داشته باشند.

در اين حال به جاي آن كه با نيش و كنايه و انتقاد سعي در حل مسائل خود داشته باشند بايد با كمال آرامش و به طور منطقي با يكديگر از خواسته هايشان حرف بزنند.

2- اغلب اوقات زن و شوهر از آن جهت از اين طرز صحبت استفاده مي كنند كه حق را به جانب خود مي دانند.

دليلش اين است كه يا اصولاً با روشهاي ديگر آشنا نيستند و يا به اثربخشي آنها متقاعد نشده اند و متوجه نيستند كه اين روشها نه تنها بي حاصل هستند بلكه اغلب با ايجاد رنجش، مخالفت و تلافي، سبب وخامت اوضاع مي شوند.

3- مفهوم «بكش تا كشته نشوي» اگر در ميان اقوام جاهليت، سياست مؤثري بوده اما در زندگي خانوادگي، كاربرد مفيدي ندارد.

زن و شوهر بايد به جاي عصبانيت، راه خويشتنداري را بياموزند و خشم خود را كنترل نمايند.

فنون كنترل و خويشتنداري از روشهاي ساده اي مانند تأمل در اقدام در حالت خشم، اجتناب از برخوردهاي خصمانه، رعايت اعتدال و ترك صحنه گفت وگو، وقتي

/ 0 نظر / 200 بازدید